مناظرات وهابیان در جدالی باطل
چکیده
در این درس برآنیم تا با مراجعه به آموزه‌های قرآنی، آداب و اهداف مناظره و گفت‌وگوی سالم و صحیح و به تعبیر قرآنی: «جدال أحسن» را تبیین و تشریح کنیم. مسیری که فرقۀ وهابیت و ازجمله بنیانگذار فکری آن یعنی ابن‌تیمیه در منهاج السنه پی گرفته است، ما را از جدال احسن به سمت جدال باطل رهنمون می‌سازد. با توجه به اقسام پنج‌گانۀ مناظره و روش‌های وهابیان در مناظرات متوجه می‌شویم که مناظرات جدلی، خطابی و مغالطی بیشترین کاربرد، و مناظرات برهانی که تأکید بر تعقل و استدلال و برهان را دارد کمترین کاربرد را در مناظرات وهابیان دارد.
مفهوم‌شناسیِ مناظره و آداب آن
مناظره واژه‌ای عربی و به معنای «نَظَر: دیدن» در فارسی است. در معنای اصطلاحی نیز مرحوم مظفر در کتاب «المنطق»، مجادله و مناظره را هم‌معنا گرفته و درحقیقت، با ارایۀ تعریف منطقی از مناظره گفته است:
«مناظره؛ عبارت است ازگفت‌وگو و نکته‌بینیِ دو جانبه و رو در رو، در آنچه انسان بدان معتقد است و این، همان بحث است که اعم از قیاس می‌باشد؛ چون هر قیاسی نظر می‌باشد؛ اما هر نظری قیاس نیست.»
با توجه به تعاریف گفته شده، می‌توان گفت: «مناظره، مکالمه و گفت‌وگویی دو طرفه است که در حضور داور(حَکَم) صورت گرفته و هریک با استدلال و ارایۀ برهان، سعی می‌کنند برتری عقیدۀ خویش را به دیگری اثبات کنند.»
هدف اصلی از مناظره آن است که دو طرف گفت‌وگو، به یاری یکدیگر، به کشف حقیقت نایل آیند و مشکلی را بگشایند. هدف از مناظره، مشاجره یا مجادله یا تحقیر و فریب دادن طرف گفت‌‌وگو نیست، زیرا در مناظره دو نفر که به دو عقیده متقابل معتقدند، با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند بی‌آنکه قصد فریفتن همدیگر را داشته باشند، بلکه غرض اصلی آنها کشف حقیقت است و همین که حق‌بودن یکی از دو طرفِ نقیض معلوم شد، طرف مخالف آن را می‌پذیرد
ابزار و اقسام مناظره
ابزار مناظره به‌طورکلی عبارتند از: علم و حلم و مهارت. اما مناظره و گفتگو، پنج قسم دارد:
۱- مناظرۀ برهانى‏
مناظره برهانى، مناظره‏اى است که مقدمات استدلال در آن، مقدمات یقینى (یعنى اوّلیات و محسوسات و متواترات) باشد و یا اینکه به مقدمات یقینى (از قبیل فطریات و حدسیات) منتهى شود. بهترین نوع مناظره و گفتگو، مناظره برهانى است.
۲- مناظرۀ جدلى‏
این نوع مناظره، بر دو نوع است:
الف. جدال أحسن: در این نوع، مقدمات جدل (از مسلّمات و مشهورات و مقبولات) نزد طرفین است، گرچه برهانى نباشد؛
ب. جدال باطل: مناظره جدلىِ غیر احسن، آن است که مقدمات جدل، نه از معقولات و برهانیات باشد و نه از مسلّمات.
۳- مناظرۀ خطابى:
مناظره خطابی مناظره‏اى است که در آن، از قضایاى اقناعى استفاده شود.
۴- مناظرۀ شعرى‏
از آنجا که بیشتر انسان‏ها تحت تأثیر احساسات و تخیّلات و عواطف‏اند، لذا مناظره‌کننده نیز در برخى موارد به جهت تأثیرگذارى بر عواطف مردم، از شعر استفاده مى‏کند.
۵- مناظرۀ مغالطى‏
مغالطه و سفسطه، آن است که انسان از قیاساتى که شبیه برهان است براى محکوم‌کردن دشمن خود استفاده کند؛ درحالى‌که درواقع، آن را نمى‏توان برهانى نامید؛ زیرا یا در شکل و صورت قیاس اشکال دارد یا از نظر مادۀ قیاس. مغالطه‌کننده نیز از ترفندها و تاکتیک‏هایى استفاده مى‏کند تا به هرنحو ممکن، بر حریف برترى جوید.
با توجه به اقسام پنج‌گانۀ مناظره و روش‌های وهابیان در مناظرات متوجه می‌شویم که مناظرات جدلی، خطابی و مغالطی بیشترین کاربرد، و مناظرات برهانی که تأکید بر تعقل و استدلال و برهان را دارد کمترین کاربرد را در مناظرات وهابیان دارد.
شواهدی از مناظرات نامطلوب وهابیان
۱- مناظرات جدلی
با بررسی منهاجُ‌السنه ابن‌تیمیه، موارد فراوانی می‌بینیم که ما را از جدال أحسن به سمت جدال باطل رهنمون می‌سازد. در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌شود.
۱-۱- جدل با دلایل غیرمشترک بین طرفین
یکی از مصادیق جدلی باطل ابن‌تیمیه که در بسیاری از موارد دیده می‌شود، جدل با دلایلی است که مورداتفاق طرفین نیست؛ درحالی‌که ما گفتیم در جدال احسن باید از مشترکات استفاده شود.
۲-۱- جدل با احادیث ضعیف
یکی از شرایط جدال احسن، استفاده از مقدمات بدیهی یا مشترک است و از این رو استفاده از احادیث قویُ‌السندی که هم اهل‌سنت و هم امامیه آن را نقل کرده باشند، بسیار راه‌گشا است، برخلاف زمانی که حدیث مورد استناد، از احادیث ضعیف یا فقط قویُ‌السند نزد یک فرقه باشد که در این‌صورت نمی‌توان به آن جدال احسن دست یافت.
ابن‌تیمیه در بسیاری از موارد برای مقابله و ردّ کلام علامه حلی(رحمه‌الله) به احادیث ضعیفُ‌السند نزد فریقین و یا فقط به احادیثی اشاره می‌کند که نزد اهل‌سنت معتبر است، نه امامیه؛ برخلاف علامه حلی که سعی می‌کند از احادیث صحیحُ‌السند نزد فریقین استفاده کند.
۳-۱- جدل همراه با انکار وتکذیب دلایل مخالف
یکی از روش‌های شایع ابن‌تیمیه در جدل، این است که ادلۀ علامه حلی(رحمه‌الله) را بدون هیچ سند و مدرکی انکار و تکذیب می‌کند، و برای رسیدن به این مقصود از روش‌های مختلفی بهره می‌گیرد.
۱-۳-۱- از روش‌های دیگر ابن‌تیمیه برای انکار قول علامه حلی(رحمه‌الله)، تخصیص‌زدنِ قول علامه است. وی قصد دارد علامه را با این ترفند، فردی ناآگاه بشناساند. این درحالی‌است که مقصود علامه، کلام مشهور اهل‌سنت بوده است نه تمام فرقه‌های اهل‌سنت!
۲-۳-۱- از روش‌های دیگر ابن‌تیمیه برای تکذیب و انکار قول علامه حلی(رحمه‌الله)، ادعای بعیدبودن سخن است. مثلاً دربارۀ زنده‌بودنِ امام‌زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) و طولانی‌بودن عمر آن بزرگوار می‌گوید:
«عمری چنین طولانی در بین امت محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، خلاف عادت صحیح است و می‌توان کذب آن را ادعا کرد؛ زیرا هیچ‌یک از کسانی که در جامعه اسلامی ‌متولد شده‌اند، بیش از ۱۲۰سال نزیسته‌اند، چه برسد به صدها سال.»
۳-۳-۱- از روش‌های دیگر او برای تکذیب‌کردن، انکار حقایق تاریخی است.
۲- مناظرات مغالطی
دومین روش مناظره وهابیان استفاده از مناظرات مغالطی است. در اینجا نمونه‌هایی از این روش را در کلام ابن‌تیمیه را نام می بریم.
۱-۲- دور، تسلسل و تناقض
۲-۲- قراردادنِ علتی به‌جای علت حقیقی معلول
۳-۲- تغییر تعابیر جهت گم‌شدن حقیقت نزذ مخاطب
۴-۲- استفاده از تخصیص کلام برای مورد خاص
ابن‌تیمیه برای مغالطه و ردّ کلام علامه حلی از تخصیص کلام وی به مورد خاصی استفاده می‌کند. مثلاً علامه حلی می‌گوید: «اهل‌سنت قائل به غیرمعصوم‌بودن انبیا هستند.» ابن‌تیمیه در جواب می‌گوید: «ما در مبحث ارسال رسالت، قائل به عصمت انبیا هستیم و عموم اهل‌سنت قائل به جواز صغائرند.» او در ادامه برای اینکه خواننده را از این شبهه دور کند و اتهام و شبهه را به سمت شیعه ببرد، شیعیان را به نصارا تشبیه، و آنها را متهم به غلوّ می‌کند.
۳- مناظرات خطابی
سومین روش از اقسام مناظرات که کاربرد بسیاری نزد وهابیان دارد، خطابه است. در اینجا به چندنمونه اشاره می‌شود.
۱-۳- طرح اشکالات تکراری
وهابیان اشکالاتی را که قبلاً از جانب شیعیان پاسخ آن را دریافت کرده‌اند، تکرارمی‌کنند. اشکالات معروفی مانند: تحریف قرآن، متعه، سبّ صحابه و تکفیر صحابه(ارتدّ الناس بعد رسول الله إلّا ثلاثه أو أربعه) که علمای شیعه بارها پاسخ اینها را داده‌اند. به اغلب کتاب‌هایی که از جانب آنان منتشر می‌شود، شیعیان پاسخ داده و رد کرده‌اند؛ اما بسیاری از کتاب‌های مهم شیعه که باعث استبصار و شیعه‌شدن عدۀ زیادی از اهل‌سنت شده است، هنوز از جانب آنها رد نشده است و نتوانسته‌اند پاسخی در مقابلش بیاورند.
۲-۳- عوام‌فریبی
وهابیان برای طرف مناظره‌کنندۀ خودشان هیاهوو سروصدا می‌کنند؛ اگرچه شکست‌خورده باشد! طرف آنهادرحالی‌که ضعیف است و در بدترین حالت قرار دارد، اما بعداز مناظره همه‌جا اعلام می‌کنند: الحمدلله فلانی پیروز شد و رافضی را شکست داد! برای اینکه به عوام این‌گونه القا شود که طرف وهابی پیروز شده است!
وهابیان خارج از اقسام پنج‌گانۀ مناظره(جدل، خطابه، مغالطه، شعری و برهانی) از روش‌های دیگری نیز استفاده می‌کنند که در ذیل اقسام مذکور نمی‌گنجد. ما در این بخش به اهم این روش‌ها اشاره می‌کنیم
تمسک به سخنان شاذّ
وهابیان در مناظرات از مبانی و اساس علمی ‌پیروی نمی‌کنند. به هر گفتار یا نوشتاری از علما و فضلا و نویسندگان شیعه احتجاج می‌کنند و چه‌بسا کتابی از شخصی می‌آورند که حتی بین شیعه گمنام است!
تعصب و لج‌بازی
یکی از روش‌های وهابیان در مناظره، تعصب و لجبازی است. اگر خواستید با یک وهابی مناظره کنید، بدانید او متعصّب و معاند است و هدفتان قانع‌کردن او نباشد؛ چراکه هردلیلی برای او بیاورید، قانع نخواهد شد. پس هدف ما باید ضعفای شیعه یا مخالف‌های معتدل اهل‌سنت باشد، مخالفان منصفی که وقتی سخنان و دلایل را می‌شنوند، تعصب را کنار می‌گذارند.
برگزاری مناظره در شبکه‌های ماهواره‌ای
وهابیان همواره تعمد دارند که مناظرات را در شبکه‌های خودشان برگزار کنند تا بتوانند مباحث علیه خود را کنترل کنند. مثلاً مناظرات حسن الفرحان در شبکه وصال که متعلق به خود آنان است یا در شبکه‌هایی که همسو با آنان است مانند المستقله برگزار می‌شود.
بنابراین آنان با چندوسیله با مناظره‌کننده شیعه مقابله می‌کنند:
اولا: مناظره در شبکۀ خودشان صورت می‌گیرد و آنها هستند که وقت را مشخص می‌کنند؛ یعنی چه زمانی مناظره را قطع و به زمانی دیگر موکول کنند یا اصلاً آن را الغا کنند و این امری است که در دست آنهاست و به‌همین‌جهت مناظرۀ شیخ حسن فرحان المالکی را لغو کردند؛ چون شبکه، متعلق به خودشان بود.
ثانیاً: مجری مناظره از خودشان است، نه بی‌طرف. مجری کسی است که می‌تواند کلام طرف شیعه را قطع کند.
ثالثاً: اگر شخصی برای اظهارنظر دربارۀ مناظره با آن شبکه تماس بگیرد، ابتدا از او می‌پرسند تو کدام طرف را تأیید می‌کنی؛ و فقط به کسی که طرف وهابی را تأیید می‌کرد، مجال می‌دادند.
سوءاستفاده از آیات قرآن
وهابیان همواره سعی می‌کنند که با کثرت نقل آیات قرآن، ضعف خودشان را بپوشانند؛ «قال الله کذا، قال الله کذا» و آیات بسیاری را می‌آورند تا همه خیال کنند دلیل او محکم است و بیشتر به قرآن استناد دارد. «خوارج» نیز به قرآن احتجاج می‌کردند و می‌گفتند: «لا حکم الّا لله». «قدری‌ها» و قائلین به جسمیت برای خدا نیز با قرآن دلیل می‌آورند. اما هم‌چنان‌که می‌دانیم قرآن شامل محکم و متشابه است. به هرحال آنان با توسل به نقل ظاهر آیات سعی می‌کنند ضعف خویش را بپوشانند.
جوّسازی علیه شیعه
وهابیان از مناظرات برای جوّسازی علیه شیعیان بهره‌برداری می‌کنند. آنها در هرمناظره‌ای سعی می‌کنند خشم مردم را علیه شیعه برانگیزانند. مثلاً هنگامی ‌که مناظره شروع می‌شود، می‌گویند: شما شیعیان صحابه را تکفیر می‌کنید و سبّ و ناسزا می‌گویید.