درس بیست‌وهشتم: نگاهی به مواضع وهابیت
 
چکیده
برخی از مواضع وهابیت مانند نگاه آنان به مسئلۀ فلسطین و جبهه مقاومت، نقش آنان در تفرقه‌افکنی ‌و تقابل با وحدت امت، تناقض و فریب در رابطه با استکبار جهانی، تقابل با حقوق‌بشر و حقوق‌ زن، ستیز با علم و تکنولوژی و برخی فتاوای بزرگان وهابیت طرح و بررسی خواهدشد. این فتاوا در سه بخش زیر بررسی شده است:
بخش اول: فتاوای مروّج فحشا و فساد؛
بخش دوم: فتاوایی درجهت کمرنگ‌کردن چهرۀ ‌اسلام حقیقی؛
بخش سوم: اعتراف علمای وهابی به صدور برخی فتاوا.
یادکرد این‌فتاوا برای جویندگان حقیقت روشن می‌سازد که این‌فرقه را نمی‌توان جزو فرق و مذاهب اسلامی ‌محسوب کرد؛ بلکه فلسفۀ وجودی‌‌اَش برای تفرقه‌افکنی بین مسلمانان و جهان اسلام بوده است.
مقدمه
تاریخ اسلام از صدر تاکنون با فرازونشیب‌های فراوانی روبرو بوده و باعث ایجاد شکاف میان جامعۀ مسلمانان شده و مشکلات فراوانی را برای اسلام و جامعۀ مسلمین فراهم ساخته است. از جمله تهدیدهای جدی برای اسلام، دو مسئلۀ مهم است: ابتدا عدم آشنایی با اسلام اصیل از طرف برخی طرفداران ادیان و مذاهب و از سوی دیگر، تفسیربه‌رأی و تمسک به ظواهر نصوص اسلامی ازطرف علمایی که اسلام واقعی را به خوبی درک نکرده بودند و آرای‌شان با مبانی متقن و قوی قرآنی و روایی مطابقت ندارد.
مواضع وهابیت
برخی از مواضع وهابیت در شش‌بخش کلی زیر بررسی می‌شود: اول: فلسطین و جبهۀ مقاومت؛ دوم: تفرقه‌افکنی ‌و تقابل با وحدت امت؛ سوم: تناقض و فریب در رابطه با استکبار جهانی؛ چهارم: تقابل با حقوق‌بشر و حقوق زن؛ پنجم: ستیز با علم و تکنولوژی؛ و ششم: بررسی فتاوای رسواآمیز که در سه‌بخش مجزا بررسی خواهدشد
۱- فلسطین و جبهۀ مقاومت
کشور عربستان در حمایت از آرمان مردم فلسطین، پس از جنگ  ١٩٧٣م اعراب و اسرائیل در تحریم نفتى اعراب شرکت نمود و بیش‌از یک‌میلیارد دلار به کشورهاى خطوط مقدم جبهه کمک کرد و پس‌از امضاى معاهده کمپ دیوید، براى به تعلیق‌درآوردن عضویت مصر در سازمان کنفرانس اسلامى ‌تلاش بسیار نمود؛ اما پس‌از کشته‌شدنِ ملک فیصل به‌تدریج سیاست خود را تغییر داد تا آنکه ملک فهد طرح  ٨ ماده‌اى را ارایه نمود.
در این‌طرح که هیچ‌گونه تضمینى جهت انجام تعهدات رژیم اشغالگر قدس پیش‌بینى نشده‌بود، با پذیرش مذاکره با رژیم غاصب اسرائیل، آن‌را به رسمیت شناخته است؛ گرچه این‌طرح در مراحل اولیه، مورد بى‌اعتنایى قرار گرفت؛ اما مذاکرۀ رسمى ‌با رژیم اشغالگر قدس تحقق یافت.[۱]
در این قسمت برخی فتواهای بزرگان وهابی در رابطه با مسئله فلسطین بیان می‌کنیم.
۱٫۱٫ بررسی فتاوای مربوط به فلسطین و یهود
۱٫۱٫۱٫ عملیات استشهادى در فلسطین
شخصى دربارۀ عملیات استشهادى یک فلسطینى که منجر به کشته‌شدنِ تعدادى از صهیونیست‌ها شد، از محمدبن صالح العثیمینِ وهابى سؤال کرد:
«آیا این‌کار را مى‌توان عملیات انتحارى نامید و یا در حکم جهاد است؟ و نصیحت شما در مثل این حال چیست؟ چراکه اگر بدانیم که این‌کار حرام باشد، امید است که آن‌را به برادرانمان در آن‌دیار ابلاغ نماییم، خداوند تو را توفیق دهد.»
پاسخ: «این جوانى که لباس انتحارى به تن کرده و کشته مى‌شود، اول کارى که مى‌کند اینکه خودش را به قتل مى‌رساند، و شکى نیست که او خودش سبب کشته‌شدنش شده است. و مثل چنین کارى جایز نیست مگر اینکه در آن عمل مصلحت بزرگى براى اسلام باشد. و لذا اگر در آنجا مصلحت بزرگ و نفع عظیمى ‌براى اسلام باشد آن عمل جایز مى‌باشد.»[۲]
۱٫۱٫۲٫ سکونت در فلسطین
شخصى از فلسطین به نزد محدث وهابى، محمد ناصرالدین البانى آمد و به او اظهار شکایت و ناراحتى از وضعیت مردم ساکن در فلسطین کرد و پرسید وظیفۀ آنان چیست؟ او در پاسخ گفت:
«همانا مکه از فلسطین بهتر است و چون پیامبر(ص) نتوانست دین را در   مکه پیاده کند، از آن دیار هجرت نمود و لذا بر هرمسلمانى که نمى‌تواند دینش را در هرسرزمینى اقامه کند، لازم است آنجا را ترک کرده و به سرزمین دیگرى وارد شود که مى‌تواند در آنجا دینش را اقامه نماید.»[۳]
وهابیان نه تنها فتواى البانى را نقد نکرده‌اند؛ بلکه در پیِ توجیه آن برآمده و بر علماى اهل‌سنت که بر او ایراد گرفته‌اند، انتقاد کرده‌اند و براى کلام البانى توجیهى کرده‌اند که هر انسان عاقل و سیاست‌مدارى پى به بطلان آن مى‌برد.
محمد کامل قصاب و محمد عزالدین قسّام مشترکاً در کتاب «السلفیون و قضیه فلسطین فى واقعنا المعاصر» پس‌از نقل کلام البانى مى‌گویند:
«ما فتواى شیخ با اجزاى متفرقه و مجتمع آن را در چندنقطۀ محدود مرتّب مى‌سازیم:
 الف. هجرت و جهاد تا روز قیامت ثابت است؛
 ب. فتوا مخصوص کشور و یا جمعیت خاصى نیست؛
ج. شریف‌ترین و بزرگ‌ترین انسان یعنى محمد(علیه‌الصلاه‌والسلام) از بزرگ‌ترین و شریف‌ترین مکانى که مکه است هجرت نمود. و هر انسانى  از آن‌زمان که مردم خلق شده‌اند تاکنون‌- مرتبه‌اش پایین‌تر از محمد(علیه‌الصلاه‌والسلام) است و هرسرزمینى شرفش از شرف مکه پایین‌تر مى‌باشد؛    
د. هرگاه مسلمانى نتوانست دین خود را در سرزمینى استقرار بخشد، دینى که با آن امتحان مى‌گردد، و نتوانست آنچه را که به آن مکلف است از احکام شرعى اظهار نماید، ازآنجاکه مى‌ترسد تا بلایى بر خودش وارد گردد که به آن عقب گرد نماید، هجرت بر او واجب است. و این نقطه همان مناط حکم در فتواى شیخ و مرکز اساسى در آن است اگر تعقل کنند؛ و مناط حکم همان چیزى است که حکم وجوداً و عدماً بر آن مترتب است.»[۴]
این‌فتوا دارای اشکالاتی است:
اولاً: هجرتى که در کتب فقه مطرح است هجرت از بلاد کفر به دار اسلام است؛ درحالى‌که در طول قرون متمادى فلسطین و بیت‌المقدس از بلاد اسلامى ‌بوده که بدست مسلمانان فتح شده و تا مدت‌ها قبله اول مسلمانان بوده است. البته گرچه وجود اقوام و صاحبان ادیان دیگر مانند مسیحیان و یهود در آن‌دیار قابل‌انکار نیست؛ اما این دلیل نمى‌شود که فلسطین را دار کفر به شمار آوریم!
ثانیاً: سؤال‌کننده از البانى یک نفر است که بطور خصوصى و حضورى نزد او آمده و این سؤال را از او کرده است و به‌طورقطع جواب او هم مربوط به همان قضیۀ فلسطین و فلسطینیان مى‌باشد؛
ثالثاً: موضوع هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه بطورکلى با قضیۀ فلسطین فرق مى‌کند؛ زیرا خروج پیامبر(ص) از مکه مشکل سیاسى نداشت. وانگهى حضرت مى‌دانست که در آینده‌اى نه چندان دور به موطن خود با پیروزى بازخواهدگشت. اما در قضیۀ فلسطین این چنین نیست؛   زیرا یهودیان صهیونیست با هدایت مستکبران از سرتاسر عالم آمده‌اند تا در منطقۀ مهم خاورمیانه پایگاهى براى غرب باشند و با اشغال کشور فلسطین و بیرون‌راندن ساکنان مسلمانش از آن دیار براى خود کشورى مستقل ایجاد کنند و از این نقطه هدف بزرگ خود را ‌ـ‌که اشغال از نیل تا فرات است‌ـ تحقق بخشند.[۵]
۱٫۱٫۳٫ فتواى علماى اسلام به مقابله با یهود
علماى اسلام همگى به جز وهابیان، فتوا به مقاومت در موضوع سرزمین فلسطین داده‌اند. در فتوایى که از آنان صادر شده و بسیارى از علماى اهل‌سنت آن را امضا کرده، چنین آمده است:  
«حمد و ستایش مخصوص خداوندى است که بندۀ خود را شبانه از مسجدالحرام به مسجدالأقصى برد، و درود و سلام بر کسى که به سرزمین مبارک براى عالمیان برده شد، سرزمینى که قبلۀ اول مسلمانان و سرزمین پیامبران و محل فرودآمدن رسالت‌ها و سرزمین جهاد و جنگ تا روز قیامت است. و نیز درود بر آل نیک و اصحاب او، کسانى که با خون‌هاى پاک خود، آن‌سرزمین پاک را معطر کردند تا بتوانند بواسطۀ آن اسلام را برپا دارند، آنان که پرچم اسلام را در آن‌سرزمین، بلند آوازه کرده و دشمنان پیامبر(ص) را که با شرک و کفر آن سرزمین را به نجاست کشانده بودند، دور کردند. و نیز درود بر کسانى که آن سرزمین را به ارث برده و میراث مسلمانان را محافظت کرده و با اموال و جان‌هاى خود از آن دفاع نمودند.
و بعد، همانا موضوع مهم براى علماى مسلمانان و اهل‌نظر از آنان این است که یکپارچگى مسلمانان را درنظر گرفته و هنگام حیرت و سرگردانى در تشخیص راه‌ها، مردم را آگاه کنند. ما امضاکنندگانِ این اطلاعیه به مسلمانان در این‌موقعیت دشوار   اعلام مى‌داریم که یهود همان‌دشمنان قسم‌خورده مؤمنان‌اَند. آنان فلسطین را اشغال کرده و به نوامیس مسلمانان تجاوز نموده و بر اهالى آن سخت گرفته و مقدسات آن‌سرزمین را اهانت کرده‌اند. آنان آرام نمى‌گیرند تا اینکه دین مسلمانان را نابود کرده و بر مسلمانان همه عالم سلطه یابند.
و از آنجا که خداوند با ما عهد و پیمان در بیان حق بسته، اعلام مى‌داریم که جهاد، تنها راه براى آزادى فلسطین است، و اینکه در هیچ‌حالتى جایز نیست که حتى یک‌وجب از سرزمین فلسطین به یهود واگذار شود، و هیچ شخص حقیقى یا حقوقى حقّ ندارد تا با یهود در مورد سرزمین فلسطین معامله کند یا به نفع آنها در بخشى از آن، کنار آمده یا به کمترین حقى براى آنها اعتراف نماید.
این اعتراف، خیانت به خدا و رسول بوده و با امانتى که به مسلمانان واگذار شده و وظیفه دارند تا آن را حفظ نمایند، منافات دارد. خداوندمتعال مى‌فرماید: «اى مؤمنان! خدا و رسول را خیانت نکنید، و با علم و آگاهى به امانت‌هاى خود خیانت نورزید!» و کدامین خیانت بزرگ‌تر از فروش مقدسات مسلمانان و کوتاه‌آمدن از شهرهاى مسلمانان و تسلیم آنها به دشمنان خدا و رسول و مؤمنان است؟
ما به یقین مى‌دانیم که فلسطین، سرزمینى اسلامى ‌است و اسلامى ‌خواهدماند، و بزودى جوان‌مردان اسلام از شرّ یهود آن‌را آزاد خواهندکرد؛ همان‌گونه که صلاح‌الدین آن را از نجاست صلیبیان نجات داد. و زود است که خبر آن‌را بعد از مدتى بشنوید. و درود و سلام خدا بر بنده و رسولش محمّد و آل و اصحاب او باد.»[۶]
ذیل این‌نامه را ۶۳نفر از علماى معروف اهل‌سنت امضا   کرده‌اند؛ بزرگانی چون: دکتر یوسف قرضاوى از مصر، شیخ محمّد غزالى از مصر، عمر سلیمان اشقر از فلسطین، وهبه زحیلى از سوریه، محمّد عطا سید احمد از سودان، ابراهیم زید کیلانى از اردن، عجیل نثمى ‌از کویت، شیخ احمدبن حمد خلیلى از عُمان، فتحى یکن از لبنان، حکمت‌یار از افغانستان، محفوظ نحناح از الجزایر، محمّدامین سراج از ترکیه، عبدالسلام هراس از مغرب، عبدالحلیم وصى احمد از هند، طه جابر علوانى از عراق، قاضى حسین احمد از پاکستان و عده‌اى دیگر از علماى اهل‌سنت.[۷]
۲- تفرقه‌افکنی ‌و تقابل با وحدتِ امت
امنیت روحى‌روانى و نیز جسمى ‌از نیازهاى مهم بشرى است‌که بدون آن تمامى ‌امور زندگى انسان آشفته مى‌شود. بنابراین ایجاد امنیت در جامعه ‌و رفع اختلافات، از اهداف انبیاى الهى ‌بوده است.[۸]
آزادى عقیده و بیان در اسلام مورد توجه است و ‌خداوند به مسلمانان دستور مى‌دهد:
«وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کَلامَ اللهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْلَمُونَ»؛[۹]
«و اگر کسى از مشرکان از تو پناه بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود [و در آن بیندیشد] سپس او را به محل   امنش برسان؛ زیرا آنان گروهى ناآگاهند.»
درگیری میان فرقه ‏های اسلامی، ‌مخالف نصِ قرآن و مغایر با کوشش‏ ها و پافشاری‏ های پیامبراکرم(صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) در تشکیل امت و برقراری برادری اسلامی ‌میان افراد آن است. کافی است تنها به برخی روایات نبوی برای اثبات لزوم وحدت و اجتناب از تفرقه اشاره شود:
«بندگان خدا! برادر یکدیگر باشید.»؛[۱۰] «به همدیگر خشم نگیرید، رشک مبرید، پشت به یکدیگر نکنید. بندگان خدا! برادر همدیگر باشید و روا نیست که مسلمانی بیش‌از سه‌شب از برادر خود بی‏خبر بماند.»[۱۱]
درحالی‌که به گفتۀ استاد بوطى، مسلمانان در گوشه‌وکنارِ جهان از نفاق‌افکنىِ سلفیه(وهابیت) به تنگ آمده‌اند و می‌گویند که تنها مشکل ما در کشورهاى مختلف، دشمنى و ایجاد تفرقه‌اى است که سلفیه در بین ما مسلمانان ایجاد مى‌کنند. برخى از نتایج این اختلافات، تعطیلى مسجد واشنگتن، توسط آمریکا براى چندین‌ماه است. همچنین سنگ‌اندازى و اختلاف‌افکنىِ وهابى‌ها بین مسلمانان، در فرانسه باعث شد که یکى از مساجد پاریس، توسط حکومت فرانسه به کلى ویران گردد.[۱۲]
با این‌تفکر وهابیت که مبتنی بر ترویج اختلاف میان مسلمانان است، جامعۀ مسلمانان هیچ‌روى آرامشى نخواهد دید؛ براى مثال از شیخ عبدالعزیز بن‌باز استفتا شده: «با توجه به آگاهى شما از گذشته شیعیان، نظرتان دربارۀ تقریب میان شیعه و اهل‌سنت چیست؟» در پاسخ گفته است:
«تقریب میان شیعه و اهل‌سنت ممکن نیست؛ زیرا عقاید این‌دو با همدیگر سازگارى ندارد و هم‌بستگى میان آنان امکان‌پذیر نیست.»[۱۳]
براستی با چنین تفکرى، چگونه مسلمانان مى‌توانند به یکدیگر نگاه مثبت و برادرگونه داشته باشند؟! امروز که دشمنان قسم خورده اسلام از مسیحیّت، یهود، آمریکا و صهیونیسم، کمر به نابودى اسلام و ملّت مسلمان بسته‌اند و اساسى‌ترین طرح ‌هانتینگتون(مغز متفکّر کاخ سفید) و دکتر مایکل(نظریه‌پرداز سازمان سیا)، ایجاد تفرقه میان مسلمانان است، مى‌بینیم که مفتیان سعودى عملاً در خدمت بیگانگان قرار گرفته‌اند و با صدور فتاواى نادرست و مبتنى بر موهومات و تخیّلات، راه هرگونه وحدت میان امّت اسلامى ‌را مسدود می‌کنند و زمینۀ تفرقه در میان مسلمانان را بیش‌ازپیش فراهم مى‌سازند.[۱۴]
۲٫۱٫ اشاره به دیدگاه‌های برخی بزرگان دینی در رابطه با تفکر انحرافىِ وهابیت
در این‌قسمت نمونه‌ای از فتواهای مراجع تقلید شیعه و بزرگان اهل‌سنت را در این‌باره اشاره می‌کنیم:
۲٫۱٫۱٫ مقام معظم رهبرى مى‌گوید:
«از اول، وهابیت را براى ضربه‌زدن به وحدت اسلام و ایجاد پایگاهى ـ مثل اسرائیل‌ـ در بین جامعۀ مسلمان‌ها ‌بوجود آوردند. همچنان‌که اسرائیل را براى اینکه پایگاهى علیه اسلام درست کنند، بوجود آوردند، حکومت وهابیت و این رؤساى نجد را ‌بوجود آوردند تا داخل جامعۀ اسلامى، مرکز امنى داشته باشند که به خودشان وابسته باشد و مى‌بینید که وابسته هم هستند. الآن این‌سلاطینى که در بقعه‌ُالاسلام وهابى هستند، از اینکه به وابستگى و رفاقت و طرفدارى خودشان از سیاست‌هاى دشمنان اسلام (یعنى آمریکا) تصریح کنند، ابایى ندارند و آن را پوشیده نمى‌دارند.»[۱۵]
۲٫۱٫۲٫ آیت‌الله العظمى ‌مکارم‌شیرازى نیز در بیانی روشنگرانه می‌گوید:
«دشمنان اسلام، وهابیان را براى تفرقه‌افکنى و سوء استفاده از مسلمانان در منطقه بسیج کردند.»[۱۶]
۲٫۱٫۳٫ شهرستانى(عالم مشهور اهل‌سنت) مى‌گوید:
«بزرگ‌ترین اختلاف میان امت اسلامى، ‌اختلاف در امامت بود و هیچ‌زمان نسبت به یک‌امر دینى همانند امر امامت شمشیر کشیده نشده است.»[۱۷]
۲٫۱٫۴٫ مولوى عبدالحمید(امام‌جمعه زاهدان) در خطبه نمازجمعه ۱۷ بهمن ۱۳۸۵ گفت:
«هرکسى هر استدلالى دارد باید در چارچوب عقل و منطق مطرح کند و کسى گلایه ندارد، ولى توهین به مقدّسات در هیچ‌مذهبى جایز نیست و هرکسى که روا بداند این برخلاف نص قرآن و سنّت است. ما حتى ‌به مقدسات یهود و نصارى هم نباید اهانت کنیم.»[۱۸]
۳- تناقض و فریب در رابطه با استکبار جهانی
قرآن‌کریم به عزت و سربلندى جامعه اسلامى ‌بسیار اهمیت مى‌دهد و تأکید مى‌کند که مسلمانان نباید تحت تسلط قدرت‌هاى طاغوتى کفار قرار داشته باشند. قرآن به علت ارزش استقلال و حیاتى‌بودنِ آن در آیات متعددى بر این‌مسئله پافشاری کرده و فرموده است:
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ أَتُریدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَیْکُمْ سُلْطاناً مُبیناً»؛[۱۹] «  اى کسانى که ایمان آورده‌اید، غیر از مؤمنان، کافران را ولىّ و تکیه‌گاه خود قرار ندهید! آیا مى‌خواهید (با این‌عمل) دلیل آشکارى بر ضد خود در پیشگاه خدا قرار دهید؟!»
خداوندمتعال به اینکه دوستى با کفار، مایه عزت و سربلندى شما نمى‌شود؛ بلکه عین ذلت و خوارى است؛ زیرا عزت و سربلندى همه‌اش از آن خدا و در نزد اوست، اشاره مى‌کند و مى‌فرماید:
«الَّذینَ یَتَّخِذُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ أَیَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّهَ   فَإِنَّ الْعِزَّهَ لِلَّهِ جَمیعاً»؛[۲۰]
«همان‌ها که کافران را به جاى مؤمنان، دوست خود انتخاب مى‌کنند، آیا عزت و آبرو را نزد آنان مى‌جویند؟ بااینکه همۀ عزت‌ها از آن خداست.»
به همین‌علت نیز با آیۀ «وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَی الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً»؛ «و خداوند، هرگز کافران را بر مؤمنان تسلطى نداده است.»[۲۱] تسلط، حکومت و آقایى کفار را بر مسلمین نفى نموده و از مسلمانان و مؤمنین خواسته که نگذارند کفار بر آنان مسلط شوند تا در برابر آنان ذلیل و خوار گردند.
متأسفانه برخلاف همۀ سفارش‌ها و تأکیدات خداوند، وهابیت از ابتداى تأسیس و حتى قبل از آن و از آغاز شکل‌گیرى تفکرات خود توسط ابن‌تیمیه، در خدمت کفار و دشمنان اسلام قرار داشته و هر از گاهى باعث تسلط آنان بر مسلمین گشته است. سران وهابیت به جاى دوستى با مسلمانان و مؤمنین، رشتۀ دوستى خود را با کفار و استعمارگران محکم کرده‌اند و مسلمانان را به زیر تیغ شرک و کفر برده و آنان را مهدورُالدم دانسته‌اند.[۲۲]
وهابیت یکی از فرقه‌های ساختگی است که با مهارت تمام توسط استعمار انگلیس بنیان نهاده شد.
۳٫۱٫ اهداف استعمارگران انگلیسی
اهدافی که استعمارگران انگلیسی از ساختن مسلک وهابیت دنبال می‌کردند؛ عبارت بود از:
بدعت‌گذاری در دین با تحریف حقایق و احکام اسلامی، خنثی‌کردن تعالیمی ‌چون جهاد و مبارزه، بی‌رنگ‌کردنِ وجهه سیاسی و اجتماعی اسلام و خلاصه‌کردن دین و دین‌باوری در نماز و ذکر و عبادت، و ناموجه‌جلوه‌دادنِ تجمع در اماکن مقدسه و زیارتگاه‌ها بعنوان یکی از نمودها و پایگاه‌های وحدت و قدرت سیاسی مسلمانان و تخریب آنها بعنوان مظاهر شرک و گمراهی!
۳٫۲٫ اهداف وهابیت، همسو با استکبار جهانی
در قبال اینها نیز وهابیت برخی اقدامات را در جهت تسلط بیگانگان بر جوامع اسلامى ‌انجام داده‌اند؛ از جمله:
۳٫۲٫۱٫  تفرقه‌افکنى میان مسلمین؛
۳٫۲٫۲٫ کمک به کشورهای عرب و بهبود شرایط زندگی مردم آن؛
۳٫۲٫۳٫ جلوگیری از حرکت‌های ضدامریکایی؛
۳٫۲٫۴٫ پایین‌نگاه‌داشتنِ قیمت نفت با عرضۀ بیشتر آن در بازارهای جهانی به نفع استکبار جهانی؛
۳٫۲٫۵٫ خرید تسلیحات از غرب؛
۳٫۲٫۶٫ جلوگیری از ظهور گرایش‌های افراطی در منطقه.[۲۳]
۴- تقابل با حقوق‌بشر و حقوق زن
از زمان به قدرت‌رسیدنِ آل‌سعود در عربستان نقض گستردۀ حقوق بشر در این‌کشور در ابعاد مختلف آن آغاز و تاکنون با شدت هرچه تمام ادامه دارد. رژیم عربستان‌سعودی، در زمینۀ رعایت حقوق‌بشر، یکی از سیاه‌ترین کارنامه‌های حکومت‌های جهانی را به خود اختصاص داده است.
در یک‌نگاه گذرا باید گفت که ۷هزار عضو از دودمان سلطنتی آل‌سعود به بیش‌از ۳۰میلیون ساکن آن حکمرانی می‌کنند و علاوه‌بر در دست‌‌داشتنِ تمام امور حساس کشور، ثروت‌های نجومیِ ‌حاصل از فروش نفت و گاز و تمام امور کشور را بدون حضور هرگونه نهاد انتخابی و یا نظارت مردمی ‌در اختیار دارند.
نقض حقوق‌بشر و حقوق اولیۀ مردم این‌کشور در طول سال‌های حکومت سعودی‌ها گزارش شده است و اکنون نیز همزمان با موج بیداری اسلامی‌ شاهد اعتراض‌های مدنی در عربستان هستیم.
۴٫۱٫ برخی موارد نقض حقوق‌بشر در عربستان
نبود آزادی بیان، نقض حقوق کارگران خارجی، حاکمیت اقلیت بر اکثریت مردم، اذیت و آزار شیعیان، بازداشت خودسرانۀ فعالان سیاسی، فساد اداری، مالی و سیاسی، اوضاع وخیم زندانیان بویژه زندانیان سیاسی، افزایش شکاف طبقاتی، گسترش فقر در جامعه، سیاست تبعض‌آمیز نسبت به اتباع عربستان، ممنوعیت فعالیت سیاسی، مقابله با ایجاد هرگونه تشکل مردمی ‌و غیردولتی و تضعیف حقوق زنان از مهمترین موارد نقض آشکار حقوق‌بشر در عربستان است
حمزه الحسن(یکی از رهبران مخالف حکومت و فعال حقوق‌بشر سعودی) در گفتگو با پایگاه اینترنتی «رحماء» از ریاض به عنوان گورستان حقوق‌بشر یاد کرد که در آن دولت‌مردان از ابزار قدرت و خشونت برای حکم‌رانی استفاده می‌کنند.[۲۴]
یکی از مهم‌ترین موارد نقض حقوق‌بشر، نادیده‌گرفتنِ حقوق زنان است. وهابیت برای زن هیچ‌جایگاهی قایل نیست و زنان سعودی از آزادی‌های خصوصی و مدنی بی‌بهره‌اند. وهابیت از زنان تنها برای استفادۀ شهوانی و تولیدمثل استفاده می‌کنند. یکی از نمونه‌های بارز نگاه تحقیرآمیز و دور از شأن و جایگاه انسانی سلفی‌ها به زنان را می‌توان در احکام جعلی و فتواهای غیرعقلانی آنان مشاهده کرد.[۲۵] فضل‌بن شاذان می‏گوید:
«و از ایشان یعنی خوارج، کسانی هستند که قتل زنان را روا می‏دارند و می‏گویند: جایگاه آنان نیز همچون نطفه‏ها در پشت مشرکان است. و می‏گوید: «لا حکم الا الله» و خود در تمامی ‌این‌گفته‏ها وکرده‏ها به نظرخویش عمل می‏کنند و بنابراین طبق رأی خود می‏کشند و حلال و حرام می‏کنند و با این‌حال، خوارج نیز یکسان نیستند و همدیگر را می‏کشند و از یکدیگر تبرّی می‏جویند.»[۲۶]
۵- ستیز با علم و تکنولوژی
چگونگى برخورد فرقه وهابیت با پدیده‌هاى نوین، بسیارشگفت‌انگیز است. وهابى‌ها با هرپدیدۀ علمى ‌و فرهنگى و حتى تکنولوژى، با سلاح «بدعت» برخورد مى‌کنند. از دیدگاه آنان، هرچیزى که در زمان   رسول‌خدا(ص) و در قرن اول هجرى وجود نداشته و بعداً بوجود آمده است، به بدعت و حرمت محکوم مى‌شود. براین‌اساس، آنان با دانش‌هاى بشرى در حوزۀ فلسفه، منطق، تاریخ و آموزش زبان‌هاى خارجى و مانند آن، به‌شدت مخالفت مى‌کنند. مثلاً در سال  ١٣۴٩ق هنگامى ‌که ادارۀ معارف مکه، زبان خارجى، جغرافیا و نقاشى را جزو مواد درسى مدرسه‌ها قرار داد، علماى وهابىِ نجد با فریادهاى اعتراض‌آمیز درمقابل ادارۀ معارف تجمع کردند و گنجاندن این‌متون را در درس‌هاى مدارس بدعت شمردند.[۲۷] آنان در راستاى مخالفت با هرکشف و اختراع، استفاده از تلفن را بدعت شمرده‌اند! لذا هنگامى‌ که پادشاه سعودى براى ارتباط میان قصر و برخى از مراکز نظامى ‌و سیاسى، خط تلفن کشید، گروهى از وهابى‌ها با اعتراض شدید، خط تلفن را از بین بردند!
آنان استفاده از دوچرخه را نیز حرام دانستند و آن‌را «مرکب شیطان» نامیدند. استفاده از وسایل عکس‌بردارى و گرفتن عکس را نیز بدعت دانسته، آن‌را حرام مى‌دانند. به‌همین‌علت، یکى از علماى برجستۀ وهابى، هنگامى ‌که مى‌خواست به قاهره برود، از حکومت مصر درخواست کرد تا او را از نصب عکس بر روى گذرنامه‌اش معاف کنند.[۲۸] آنان حتى امورى را که با مبانى روشن علمى‌ ثابت شده، انکار   مى‌کنند. مثلاً در یکى از جراید نقل شده که یکى از فقهاى نجد(وهابى) با وجود اینکه در ریاض و حجاز، مقام استادى داشت و معاون دانشگاه بود، پس‌از گذشت قرن‌ها، فتواى کشیشان را مبنى بر محکومیت کپرنیک و گالیله، بعلت اعتقادشان به کروى‌بودنِ زمین و حرکت آن، تأیید نموده و این‌محکومیت را صحیح دانسته است. عجیب‌تر اینکه، این‌عالم وهابى آنچه را که پیروان کلیساى کاتولیک، در قرون وسطى دربارۀ زمین و آفتاب و ستارگان به آن معتقد بودند، او هم در قرن بیستم آنها را پذیرفت.[۲۹]
براستی چرا وهابى‌ها به سوى تحجّر و جمود فکرى تمایل شدیدى دارند و چرا علوم و پیشرفت‌هاى علمى‌ را بدعت مى‌شمرند؟ واقعاً تخریب و به آتش‌کشیدنِ مدارس و مراکز علمى ‌در برخى از کشورهاى اسلامى، توسط عمال آنها، چه توجیهى مى‌تواند داشته باشد؟
آیا از این‌رفتار آنان، این نتیجه بدست نمى‌آید که آنان در تاریکى جهل و نادانى، بهتر مى‌توانند به اهداف خود برسند و مردم را ناآگاه و جاهل نگه دارند تا فریب آنان را بخورند؟ درحالى‌که خداوند مى‌فرماید: «وَ ما یَسْتَوِى الْأَعْمی وَ الْبَصیرُ»؛ «و نابینا و بینا هرگز برابر نیستند.»[۳۰]
در جاى دیگرى فرمود:
«قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ»؛[۳۱]
« بگو: آیا کسانى که مى‌دانند با کسانى که نمى‌دانند یکسان‌اند؟ ! تنها خردمندان، متذکر مى‌شوند!»
۶- بررسی فتاوای رسواآمیز در سه بخش
در اینجا به اهم فتاوای وهابیان سعودی که در سه‌بخش سامان یافته است، اشاره می‌کنیم. بخش اول: فتاوای مروّج فحشا و فساد؛ بخش دوم: فتاوایی درجهت کمرنگ‌کردن چهرۀ ‌اسلام حقیقی؛ بخش سوم: اعتراف علمای وهابی به صدور برخی فتاوا.
۶٫۱٫ بخش اول: فتاوای مروّج فحشا و فساد
۶٫۱٫۱٫ بچه‌دارشدن از راه دور
العریفی از مفتیان سعودی می‌گوید:
«اگر مردى دخترش را که در شرق جهان با وى زندگى مى‌کند به همسرىِ پسرى در آورد که او در غرب جهان با پدرش زندگى مى‌کند و هیچگاه آن‌دو یکدیگر را نبینند و از محل زندگى بیرون نروند، سپس شش‌ماه از ازدواج آنان بگذرد و آن دختر صاحب فرزند شود، پدر او همان کسى خواهد بود که در غرب دنیا زندگى مى‌کند، گرچه هیچگاه همسرش را ملاقات نکرده و حتى ندیده باشد.»[۳۲]
۶٫۱٫۲٫ حلّیتِ همبستری با همسر مرده
فتوای جنجال برانگیز که شیخ عبدالباری الزمزمی(رییس انجمن مطالعات و تحقیقات در مغرب) صادر کرد، این است که: هم‌بستری مرد با همسرش که تازه فوت کرده، مجاز است.
۶٫۱٫۳٫ حلّیتِ همجنس‌بازی
 دعی عبدالله(امام‌جماعت مسجد نورُالاصلاح واشنگتن)، ضمن سخنانی ادعا کرد: همجنس‌بازی حلال است. وی اعتراف کرد که خود او از نوجوانی آن‌را تجربه کرده و در زندگی‌اش با چهارمرد رابطه داشته است! زیرا اسلام آن‌را مجاز شمرده است. وی در پاسخ به این سؤال که شما امام‌جماعتِ یک مسجد هستید، پس چگونه هم‌جنس‌بازی را مجاز می‌دانید؟ پاسخ داد: «تمام سعی من این است که اسلام را به‌صورت امروزی عرضه کنم و با مظاهر تجدد آن‌را هماهنگ کنم. شکی نیست که حلال‌شمردن این رابطه یکی از مظاهر پیشرفت اسلام است.
۶٫۱٫۴٫ حلّیتِ تماشای فیلم‌های مستهجن
عیسی‌بن صالح(مفتی سر‌شناس وهابی) در جدید‌ترین فتوای خود اعلام کرد: جایز است افرادی که از ناتوانی جنسی رنج می‌برند، فیلم‌های غیراخلاقی مشاهده کنند، به شرط اینکه بازیگران آن مسلمان باشند.
۶٫۱٫۵٫  جواز فروش مشروبات الکلی و تجارت جنسی
شیخ جاسم السعیدی(مفتی سر‌شناس وهابیان بحرین) در فتوایی عجیب گفت:‌‌ همان‌طورکه قبلاً هم اعلام کرده بودم، اگر هدف برطرف‌کردن کمبود بودجه و ناتوانی اقتصادی بحرین باشد، فروش مشروبات الکلی و تجارت جنسی به اندازۀ موردنیاز، البته با اجازۀ ولی‌امر، جایز است.
۶٫۱٫۶٫ حرمت حضور هر دختری با پدرش در یک مکان خلوت
 شیخ محمد العریفی(چهرۀ سر‌شناس وهابیت عربستان‌سعودی) چنین فتوا داد: حضور هردختری با پدرش در یک مکان خلوت حرام است؛ زیرا ممکن است این پدر دارای انحرافات اخلاقی باشد و به دختر خود تجاوز کند. نکتۀ جالب اینجا است که العریفی این‌فتوای خود را در گفتگو با روزنامۀ الأنباء کویت اعلام کرد و گفت: در آیۀ قرآن‌کریم آمده که دختران می‌توانند با پدر، برادران، عمو‌ها و دایی‌های خود در جایی خلوت باشند؛ زیرا به آنان محرم هستند؛ اما بنده معتقدم درصورت انحراف اخلاقی، حضور دختران حتی با این افراد حرام است.
۶٫۱٫۷٫ همکاری زن و مرد نامَحرم
دکتر عزت عطیه(رییس بخش حدیث الازهر) فتوا داده است «اگر دو همکار (یک زن و یک مرد) در یک اتاق که درب آن توسط فردی جز آنها باز نمی‌شود، کار می‌کنند، بخواهند بین آنها محرمیت ایجاد شود، زن می‌تواند پنج‌بار از شیر خود به همکار مرد خود بدهد و بدین‌ترتیب آنها با هم مَحرم و حضورشان در یک اتاق، شرعی می‌شود. براساس این فتوای عجیب، درصورتی‌که این‌عمل انجام شود، زن می‌تواند چهره و موهای خود را به مردی که شیرش را خورده است، بنمایاند. وی البته این را هم گفته است که چنین محرمیتی باید به‌صورت رسمی ‌و کتبی ثبت شود. براساس این‌فتوا، کسانی که با این‌روش محرم می‌شوند، می‌توانند با یکدیگر ازدواج کنند؛ ولی تا قبل از عقد متعارف شرعی، حق داشتن روابط زناشویی را نخواهند داشت.
۶٫۱٫۸٫ جهاد نکاح
فتوای جهاد نکاح نیز توسط العریفی صادر شد که در جهان اسلام غوغایی به پا کرد؛ گرچه وی بعدها منکر شد. به هرحال این‌فتوا موجب شد که از سراسر جهان افرادی به این نوع فتوا لبیک گفتند؛ مثلاً ۹۰زن چینی از طریق ترکیه وارد سوریه شدند تا به مهاجمین سوریه بپیوندند.
این‌گونه فتواهای بی‌مدرک و اساس، موجب شد که علمای جوامع اسلامی ‌از خود واکنش نشان دهند. برخی درصدد افشای مأخذ این‌فتواها برآمدند و روشن شد که این‌فتواها توسط پول‌های کشور سعودی و امریکا صادر می‌شود و هیچگونه اساس و پایه‌ای ندارد.
۶٫۲٫ بخش دوم: فتاوایی برای کم‌رنگ‌کردن چهرۀ ‌اسلام حقیقی
یکی از اهداف فتواهایی که با گرفتن پول صادر می‌شود، کم‌رنگ‌جلوه‌دادنِ چهرۀ واقعی و حقیقی اسلام است. در زیر به برخی از این‌فتاوا اشاره می‌شود.
۶٫۲٫۱٫ عدم‌جوازِ پوشیدن شلوار «لی» برای زنان
از شیخ ابن‌جبرین سؤال شد که حکم پوشیدن شلوار لی برای زنان چیست؟
جواب: پوشیدن شلوار برای زنان جایز نیست؛ حتى اگر درمقابل زنان یا شوهر خود باشد، به دلیل اینکه تفاصیل بدن را نشان می‌دهد و بعد بر آن عادت می‌کند.
۶٫۲٫۲٫ عدم‌جوازِ خوردن زعفران
یکی از اعضای هیئت افتاء کویت در یک فتوای عجیب اظهار داشت: زعفران موادمخدر است و خوردنش جایز نیست و همچنین مخلوط‌کردنِ آن با غذا نزد اکثر فقها دارای اشکال است و بعضی از آنها کمی ‌از زعفران را که مخدرکننده نباشد جایز می‌دانند و خدای بزرگ دانا‌تر است.[۳۳]
۶٫۲٫۳٫ حرمت خوردنِ گوجه‌فرنگی برای مسلمانان
یک گروه در مصر که به گروه اتحادیه اسلامی‌ مردم مصر مشهور است، ادعا نمود که خوردن گوجه‌‌فرنگی برای مسلمانان حرام است؛ چراکه وقتی گوجه‌فرنگی را بطور عمودی برش می‌دهیم، در وسط آن یک صلیب می‌بینیم. بنابراین گوجه‌فرنگی بجای پرستش خداوند، صلیب را می‌پرستد، صلیبی که بجای خداوند واحد به وجود سه‌خدا معتقد است. بنابراین گوجه‌فرنگی مسیحی است و خوردن آن حرام می‌باشد.
۶٫۲٫۴٫ حرمت خوردن سمبوسه
جنبش الشباب المجاهدین(جوانان مبارز در سومالی) با صدور فتوایی در ماه رمضان اعلام کرد: خوردن سمبوسه به علت شکل سه‌ضلعی آن که مشابه ثالوث مقدس مسیحیان است، حرام است.
۶٫۲٫۵٫ عدم وجوب روزه برای افراد ساکن مناطق قطعیِ مکرر برق
 شیخ عبدالمحسن عبیکان(از مفتیان وهابی و مقامات بلندپایۀ وزارت دادگستری عربستان) چندی پیش در فتوایی که در روزنامۀ الخلیج(چاپ عربستان) منتشر شد، فتوای عدم وجوب روزه را برای مناطقی که قطعی مکرر برق دارند صادر کرد.
۶٫۲٫۶٫ حکم انتساب شهید به متوفای ایدزی
 شیخ احمد ابویوسف(رییس‌مرکز ارشاد مذهبی در وزارت دیانت مصر) در پاسخ به استفتایی که پرسیده بود، نظر اسلام در مورد مرد مسلمانی که بر اثر ایدز بمیرد چیست؟ پاسخ داد: هرکسی که به علت بیماری ایدز بمیرد، از نظر اسلام شهید به حساب می‌آید.
۶٫۲٫۷٫ جواز خوردن گوشتِ جِن
محمد الزغبی(مبلغ مصری) با صدور فتوایی، خوردن گوشت جن را درصورت دسترسی به آن، مجاز دانست.
۶٫۲٫۸٫ حرمت شنیدن قرآن‌کریم در زمان رانندگی و در محل کار
شیخ جمال قطب(رییس سابق کمیتۀ فتوای دانشگاه الأزهر مصر) در فتوایی جنجالی، شنیدن قرآن‌کریم در زمان رانندگی و در محل کار را حرام اعلام کرد.
۶٫۲٫۹٫ بهداشت گوشت
ابن‌تیمیه در فتوایی گفته که «شستن گوشت بدعت است؛ چنانکه اصحاب پیامبر(رضوان‌الله‌علیهم) در عهد پیامبر(ص) گوشت را بدون شستن می‌پختند و می‌خوردند.»[۳۴]
۶٫۲٫۱۰٫ تارکان نماز
شیخ صالح الفوزان(یکی از مفتی‌های وهابی سعودی) در پاسخ سؤالی دربارۀ افراد تارکُ‌الصلاه و وظیفۀ افراد درقبال آنان مدعی شد که این افراد را باید دور کرد و اگر توبه نکردند کشتن آنان نیز واجب است.
۶٫۲٫۱۱٫ حرمت کشتنِ شپش
 از سوی گروه مشهور به حلب فتوایی عجیب برای تروریست‌های سوری صادر شد. فتوا این است: «برخی برادران مسلمان، بنابر سنت رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وسلم) ریش‌های خود را بلند کرده‌اند، در ریش‌هایشان شپش‌های مبارکی به وجود آمده است، این مسئله به‌دلیل کمی ‌استحمام آنها و در دسترس‌نبودن همیشگی آب اتفاق افتاده است. این افراد فقط برای وضوی قبل از نماز از آب استفاده می‌کرده‌اند؛ بنابر این ریش‌های‌شان پس‌از مرطوب‌شدن و عدم شستشوی کامل به مکان مناسبی برای رشد شپش تبدیل شده است.
جواب: کشتن این شپش‌های مبارک حرام است. بنابراین به این برادران توصیه می‌شود برای کم‌شدنِ خارش ناشی از وجود این شپش‌ها و جلوگیری از ازدیاد آنها از حنا استفاده نمایند. هرکس با این‌فتوا که توسط سه مفتی دینی تأیید شده مخالفت کند، به ۵۰ضربه شلاق محکوم خواهدشد.
برخی دیگر از فتاوای عجیب دیگران فقط اشاره می‌شود: استفاده از دوچرخه و سوارشدن بر آن را حرام است؛ زیرا وسیلۀ شیطان است؛ روشن‌کردن کولر در غیاب شوهر برای زن حرام است؛ خوردن گوشت ذبح‌شده بدست شیعیان حرام است؛ حلیتِ ازدواج پدر با دخترش که از طریق غیرمشروع یعنى زنا به دنیا آمده باشد؛ دیدن چهرۀ‌ نامزد ازطریق اینترنت حرام است؛ اگر چندنفر از شیر یک‌گوسفند استفاده کنند، خواهر و برادر رضایى مى‌شوند و داستان محرمیّت و حرمت ازدواج دامنگیرشان خواهدشد.
۶٫۳٫ بخش سوم: اعتراف علمای وهابی به صدور برخی فتاوا
این‌بخش شامل اعتراف عده‌ای از عالمان وهابی است که با گرفتن پول کلان، فتواهایی عجیب و غریب صادر می‌کردند.
یک شیخ اماراتی فاش کرد که برای صدور هرفتوای جهادی، میلیون‌ها دلار پول به شیوخ پرداخت می‌شود. شیخ وسیم یوسف(یکی از مبلغان اماراتی) در سخنانی که از شبکۀ تلویزیونی «الأخباریه» پخش شد، گفت: «ویران‌کردن کعبه که چراغ راه مسلمانان و ستون اسلام است نزد خداوند آسان‌تر از ریختن یک قطره خون یک مسلمان است؛ اما درحال‌حاضر خون‌های مسلمانان بخاطر فتواهای باطل و ادعایی ریخته می‌شود و هم‌وغمِ صادرکنندگان این‌فتواها نیز میلیون‌ها دلاری است که دریافت می‌کنند. وی در همان‌سخنرانی به اسم دو نفر از مفتی‌های که بخاطر پول، فتوا صادر می‌کنند، العریفی و قرضاوی را نام می‌برد و خود اعتراف می‌کند که من از این‌فتواهای پولی اطلاع دارم.
در یک سند مربوط به سال ۲۰۱۰، به وزارت خارجه امریکا گزارش شده که چه میزان از بودجه این‌پروژه گسترده برای «خرید فتوا» هزینه شده است. این‌گزارش نشان می‌دهد بخشی از پول‌هایی که شیوخ ثروتمند وهابی به پاکستان و افغانستان می‌فرستند، به عربستان بازگردانده می‌شود تا به مفتی‌هایی پرداخت شود که فتوا و مجوز آنها برای انجام عملیات تروریستی و بمب‌گذاری لازم است.
شیوخ ثروتمند عربی، این‌پول‌ها را به ظاهر با عنوان کمک‌های بشردوستانه و کارهای خیریه، اما در اصل به نیت ترویج وهابیت و تربیت بمب‌گذاران انتحاری در اختیار مؤسسات و سازمان‌های به ظاهر مذهبی می‌گذارند.[۳۵]
نتیجه‌گیری
۱- وهابیت با هدف تفرقه‌افکنی در بین فرق اسلامی ‌و مسلمانان و جهان اسلام بنا شده است.
۲- وهابیت درقبالِ فلسطین و جنایات نسبت به آنان واکنشی از خود نشان نمی‌دهد و دشمن آنها یعنی اسرائیل را به رسمیت می‌شناسد.
۳- وهابیت بدون دلیل، دیگران را به نقض حقوق‌بشر متهم می‌کند؛ درحالی‌که خود کارنامۀ سیاهی در این زمینه دارد.
۴- در شکل‌گیری و سازماندهی وهابیت، استعمار نقش مهم و محوری داشته و از ابتدای پیدایش تاکنون مورد حمایت استعمار بوده است.
۵- وهابیت با هر پدیدۀ نوین و جدیدی مخالف و در ستیز است.
۶- مبانی فتواهای وهابیان بی‌اصل و اساس است و شواهدی از خرید فتاوای مضحک و وهن‌آمیز توسط بیگانگان موجود است.
منابع
قرآن‌کریم
۱- ابن‌تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبدالحلیم، کتب و رسائل و فتاوی شیخُ‌الإسلام ابن‌تیمیه، بی‌جا، مکتبه   ابن‌تیمیه، بی‌تا.
۲- ابن‌حنبل، احمد،. مسند احمد، بیروت، دار صادر،  ١٣١٣ ق.
۳- ابن‌سلطان، خالد، مقاله: جنگجوی صحرا، برگردان: مجتبی امیری، فصلنامه خاورمیانه، ش۶، ۱۳۷۴ش.
۴- ابن‌عبدالله، عثمان، عنوانُ‌المجد فى تاریخ النجد، مکتبه الریاض الحدیثیه، بى‌تا.
۵- بخارى، محمد بن اسماعیل، صحیح بخارى، بیروت، دارالفکر،  ١۴٠١ ق.
۶- برزگر، کیهان، مقاله: تعاملات سیاسی ایران ـ عربستان پس از ۱۱ سپتامبر، مجله راهبرد، ش۲۷، ۱۳۸۲ش.
۷- بوطى، سعید رمضان، السلفیه مرحله زمنیه مبارکه لامذهب اسلامى، بیروت، دارالفکر،  ١٩٩٨م.
۸- بی‌آزارشیرازی، عبدالکریم، فتاوای تفرقه‌انگیز وهابیان، تهران، مشعر، بی‌تا.
۹- حسینى قزوینى، محمد، وهابیت از منظر عقل و شرع، بی‌جا، مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی‌عصر(عج)، بی‌تا.
۱۰- خبرگزارى ایرنا، ۵/۹/ ۱۳۸۶ (www.irna.ir)
۱۱- خسروی، احمد علی، بررسی وهابیت و ریشه‌های تاریخی وهابیگری، قم، انتشارات تحسین، ۱۳۸۰ش.
۱۲- رضوانی، علی‌اصغر، رفتار وهابیان با مسلمانان، تهران، مشعر، ۱۳۹۰ش.
۱۳- سایت حوزه علمیّه زاهدان (sonnionain.com. www)
۱۴- سجستانى، سلیمان‌بن اشعث، سنن ابى‌داوود، بیروت، دارالفکر،  ١۴١٠ق.
۱۵- سید علی خامنه‌ای، بیانات در دیدار جمعی از روحانیون حوزه‌های علمیۀ‌ اهل‌سنت، پایگاه ‌اطلاع‌رسانى دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبرى، ۱۳۶۸/۱۰/۰۵ (www.farsi.khamenei.ir)
۱۶- ضیایی، رحمت‌الله و حمیدالله رفیعی، کالبدشکافی عقاید وهابیت، تهران، مشعر، ۱۳۹۰ش.
۱۷- طاهایی، جواد، مقاله: پارادوکس عربستان، مجله راهبرد، ش۲۷، ۱۳۸۲ش.
۱۸- فتح‌آبادى، رضا، نقش استعمار در پیدایش وهابیت، چاپ اول، انتشارات روزنامه جمهورى اسلامى،  ١٣٧۵ش.
۱۹- فوبلیکویک و دیگران، تاریخ معاصر کشورهای عربی، برگردان: محمدحسین روحانی، تهران، توس، ۱۳۷۶ش.
۲۰- قوام، عبدالعلی، مقاله: ظهور انحطاط و فروپاشی آل‌سعود، فصلنامۀ خاورمیانه، ش۳، ۱۳۷۳ش.
۲۱- کمیته دفاع از حقوق بشر در شبه جزیره عربستان، سایت پرسمان دانشجویی ww.vahabiat.porsemani.ir)
۲۲- محمدی‌آشنانی، علی، درسنامه شناخت عربستان، تهران، مشعر ۱۳۸۹ش.
۲۳- مضحک‌ترین فتواهای دنیا را بخوانید، سایت رهبران شیعه، ۵/۵/۱۳۹۲ (www.shia-leaders.com)
۲۴- وضعیت حقوق بشر در عربستان، بخش سیاست سایت تبیان، ۲۴/۹/۱۳۹۰ (www.tebyan.net)
۲۵- وهبه، حافظ، جزیرهُ‌العرب فى قرن العشرین، قاهره، مطبعه لجنه التألیف، بى‌تا.
[۱]. علی محمدی آشنائی، درسنامه شناخت عربستان، ص۱۰۸٫
[۲]. محمد کامل قصاب و محمد عزالدین قسّام، السلفیون و قضیه فلسطین، ص ۵٨ .
[۳]. انّ مکه خیر من الفلسطین، و انّ النبی(ص) لمّا لم یستطع اقامه الدین فیها هاجر منها، فعلی کل مسلم لایستطیع ان یقیم دینه فی أی بقعه أن یترکها و ینتقل إلى بلده یستطیع فیها ذلک. محمد کامل قصاب، محمد عزالدین قسام، السلفیون و قضیه الفلسطین فى واقعنا المعاصر، ص ١۴ .
[۴]. السلفیون و قضیه فلسطین، ص ١٨ -١٩ .
[۵]. علی‌اصغر رضوانی، رفتار وهابیان با مسلمانان، ص۱۰۵-۱۰۶٫
[۶]. فتاوى علماء المسلمین بتحریم التنازل عن اىّ جزء من فلسطین، ص  ٢۵ .
[۷]. علی اصغر رضوانی، رفتار وهابیان با مسلمانان،ص۱۰۸-۱۱۲
[۸]. براى مثال، درگیرى حضرت موسى (ع) با فرعونیانى که امنیت بنى‌اسرائیل را مختل کرده بودند و براى آنان آسایش و آرامشى قرار نداده بودند، تلاش پیامبر اسلام در ابتداى ورود به مدینه براى ایجاد عقد برادرى و صلح میان اوس و خزرج، انعقاد پیمان تعرض نکردن مسلمانان و یهودیان مدینه به یکدیگر و. . . . همگى در همین راستا بوده است.
[۹]. توبه:  ۶ .
[۱۰]. محمدبن اسماعیل‌بخارى، صحیح بخارى، ج۶، ص۱۳۷ـ۱۳۶؛ احمدبن حنبل مسند احمد، ج۱، ص۵٫
[۱۱]. سلیمان‌بن اشعث سجستانى، سنن ابی‌داود، ج۲، ص۴۵۸-۴۵۹٫
[۱۲]. سعید رمضان بوطى، السلفیه مرحله زمینه مبارکه، لا مذهب اسلامى، ص ٢۴۵ .
[۱۳]. بن‌باز، مجموع فتاوا و مقالات بن‌باز، ج۵، ص۱۵۶٫
[۱۴]. محمد حسینى‌قزوینى، وهابیت از منظر عقل و شرع، ص۱۷٫
[۱۵]. سید علی خامنه‌ای، بیانات در دیدار جمعی از روحانیون حوزه‌های علمیه اهل‌سنت، پیامبراکرم(ص) پایگاه ‌اطلاع‌رسانى دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبرى، ۱۳۶۸/۱۰/۰۵ (www.farsi.khamenei.ir)
[۱۶]. خبرگزارى ایرنا، ۵/۹/ ۱۳۸۶ www.irna.ir))
[۱۷]. جعفر سبحانی، ملل و نحل، ۳۰٫
[۱۸]. سایت حوزه علمیه زاهدان (www.sonnionain.com)
[۱۹]. نساء: ١۴۴ .
[۲۰]. نساء: ١٣٩ .
[۲۱]. نساء:  ١۴١ .
[۲۲]. رحمت‌الله ضیایی و حمیدالله رفیعی، کالبدشکافی وهابیت، ص۲۰۷٫
[۲۳]. نک: عبدالعلی قوام، «ظهور، انحطاط و فروپاشى آل‌سعود»، فصلنامه خاورمیانه، ش۴ ۳،ص۶۷؛ تاریخ معاصر کشورهاى عربى، صص۲۰۶ـ۲۱۹؛ بررسى وهابیت و ریشه‌هاى تاریخى وهابیگرى، صص۱۵۶-۱۶۴؛ سیدجواد طاهایى، «پارادوکس عربستان»، مجله راهبرد، ش۲۷، ص۱۹۲؛ کیهان برزگر، «تعاملات سیاسى ایران‌ـ‌‌عربستان پس از ۱۱سپتامبر»، مجله راهبرد، ش۲۷، ص۱۹۵، شاهزاده خالدبن سلطان، «جنگجوى صحرا»، برگردان: مجتبى امیرى، فصلنامه خاورمیانه، ش۶، ص۸۱۲٫
[۲۴]. وضعیت حقوق بشر در عربستان، بخش سیاست سایت تبیان، ۲۴/۹/۱۳۹۰،(www.tebyan.net)
[۲۵]. کمیته دفاع از حقوق بشر در شبه‌جزیره عربستان، سایت پرسمان دانشجویی ((www.vahabiat.porsemani.ir
[۲۶]. قاضی نعمان‌بن محمدبن حیون، الایضاح، ص۵۰ـ۴۸٫
[۲۷]. حافظ وهبه، جزیره العرب فی قرن العشرین، ص ١۵٠ .
[۲۸]. عثمان‌بن عبدالله، عنوان المجد فى تاریخ النجد، ص ٣۵۶ .
[۲۹]. رحمت‌الله ضیایی و حمیدالله رفیعی، کالبدشکافی وهابیت، ص۲۴۶-۲۴۸٫
[۳۰]. فاطر: ١٩ .
[۳۱]. زمر: ٩ .
[۳۲]. زحیلی، الفقه الإسلامی للزحیلی، ج۷، ص۶۸۳٫
[۳۳]. احمد الحجی الکردی عالم موسوعۀ فقهیۀ ... و یکی از اعضاء هیئت افتاء کویت، شماره فتوى: ۷۰۸۱،۲۱/۹/۲۰۰۶
[۳۴]. ابوالعباس أحمد عبدالحلیم ابن‌تیمیه، کتب و رسائل و فتاوی شیخ‌الإسلام ابن‌تیمیه، ج۲۱، ص۵۲۲٫
[۳۵]. برای دیدن برخی فتاوای مضحک‌، ر.ک: سایت رهبران شیعه، ۵/۵/۱۳۹۲ (www.shia-leaders.com)