درس بیست‌وهفتم:وضعیت کنونی مهد وهابیت(قسمت سوم)
وهابیت در حال حاضر با مرکزیت عربستان‌سعودی به فعالیت خود ادامه می‌دهد. آنچه در این‌درس می‌آید، بررسی و شناخت وضعیت سیاسی‌فرهنگیِ کنونی این‌فرقۀ خودساخته در عربستان است و دربردارندۀ مباحث زیرین است که بدان خواهیم پرداخت:
اختلافات داخلی در جامعۀ عربستان
تبعیض­ های قومی و مذهبی،
غرب‌زدگی و فساد اخلاقی در جامعه و دربار عربستان.
۱- اختلافات درونیِ خاندان حاکم
کشور عربستان بنا به ساخت قبیله‌ای خود، در یک نگاه کلان، شامل دو نوع اختلاف درونی است: اختلافات درون خاندان حاکم، و اختلافات داخلی میان گروه‌هایِ دور از قدرت با قدرت حاکم.
اما اصلی‌ترین اختلافی که طی دهه‌های گذشته همواره در خاندان سلطنتی آل‌سعود وجود داشته، اختلاف درونی است و ما در اینجا به آن اشاره می‌کنیم.
منشأ اختلاف درونی بر سر جانشینی پادشاه است. در اصل پنجم نظام‌نامۀ حکومتی که از آن به‌عنوان قانون اساسی عربستان یاد می‌شود، شرایط پادشاه و جانشین او چنین آمده است: «نظام حکومتى در پادشاهى عربستان‌سعودى، نظام سلطنتى است. حکومت به پسران پادشاه مؤسس(عبدالعزیزبن عبدالرحمن الفیصل السعود) و فرزندان فرزندان(نوه‌ها)یِ آنها منتقل مى‌شود. بیعت نیز با درست‌کارترین فرد از بین آنها، مطابق با اصول قرآن کریم و سنت پیامبر گرامى صورت مى‌گیرد. پادشاه، جانشین مسلّم را برگزیده و با حکم سلطنتى، خود را از وظایف محوله مبرا مى‌کند.»[۱]
بر این‌اساس، اولویت در رسیدن به مقام پادشاهی، ابتدا در میان پسران عبدالعزیز و در مرحلۀ بعد، میان نوه‌های او صورت می‌گیرد. به عبارت دیگر پس‌از عبدالعزیز، قدرت به یکی از پسران او رسید و از آن‌پس، قدرت به‌طور منحصربه‌فردی در جهان، از برادر به برادر منتقل شد. اما آنچه این‌سیستم انتقال قدرت را با چالش‌های بسیارجدی روبرو می‌سازد، وجود جناح‌بندی‌های مختلف در میان پسران عبدالعزیز است. وی که برای تثبیت قدرت خود، دخترانی را از میان خاندان‌های مختلف به همسری گرفته بود، عملاً میراث پرچالشی برای فرزندان و آینده عربستان باقی گذاشت. برادرانی که از یک همسر عبدالعزیز هستند، عمدتاً در یک جناح و در مقابلِ برادران ناتنی خود قرار می‌گیرند. وقتی برادری به قدرت می‌رسد، اگرچه سعی می‌کند اسباب تضعیف و حقارت دیگر برادران خود در قدرت را آن‌گونه که موجب واگرایی آنها شود، فراهم نسازد؛ اما موازنۀ قوای داخلی را به نفع خود و خاندان و برادران تنی‌اش تغییر می‌دهد. این‌رویارویی در رده‌های پایین‌ترِ خاندان سلطنتی (یعنی نوادگان عبدالعزیز و نسل‌های بعدتر) نیز تسرّی پیدا می‌کند و در ایجاد فرصت‌های شغلی برتر برای آنها موثر واقع می‌شود.
فرایند انتقال قدرت که عملاً بر کرسی پادشاهی‌نشستن را در انحصار پسرانِ پیر عبدالعزیز قرار داده، آسیب‌های فراوانی را متوجه عربستان کرده است. طی دهه‌های اخیر، سِنّ بالای پادشاهان عربستان همواره این‌سؤال را بوجود آورده که پس‌از مرگ آنها، وضعیت توزیع قدرت چه خواهد شد و آیا این‌کشور با بحران جانشینی روبرو خواهد شد یا نه.
۱٫۱٫ عوامل اختلافات خانوادگی
عواملی که می‌تواند شاهزادگانِ بیش‌از ۷هزار نفری را در گرداب اختلافات خانوادگی غرق کند، به شرح زیر است:
۱٫۱٫۱٫ افزایش بیش‌ازحد افراد تحصیل‌کرده در خاندان آل‌سعود؛ که ممکن است مقام و منصب شایسته خود را بدست نیاورند. این‌امر درنهایت، می‌تواند نارضایتی را در دربار پدید آورد؛
۱٫۱٫۲٫ بحران‌های اقتصادی و سیاسی؛ که ممکن است به اختلافات خانوادگی دامن زند و هر یک دیگری را سبب بحران معرفی کند؛
۱٫۱٫۳٫ گرایش‌هاش جدید سیاسی و مذهبی شاهزادگان؛ که ممکن است منبع دیگری برای اختلافات باشد؛ مسئله‌ای که در گذشته نیز سابقه داشته است.[۲]
۲- تبعیض‌های قومی ‌و مذهبی در عربستان
به‌طورکلی در عربستان دو تبعیض اساسی وجود دارد؛ تبعیض میان خاندان حاکم و قبایل نزدیک به آن با سایر قبایل؛ و تبعیض مذهبی که مهم‌ترین مصداق آن تبعیض در قبال شیعیان این‌کشور است اگرچه وهابیون نسبت به سُنی‌های معتدل نیز، محدودیت‌هایی را ایجاد کرده‌اند. البته علاوه بر اینها در حوزۀ اجتماع و سیاست، تبعیض‌های جنسیتی بسیاری ازجمله محدودیت‌های گسترده برای زنان نیز اعمال می‌شود؛ اما این‌دو تبعیض به‌صورت آشکارا در حوزۀ تقسیم قدرت و فضای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جریان دارد.
۲٫۱٫ تبعیض قبیله‌ای
یکی از مهم‌ترین تبعیض‌هایی که در این‌حوزه در عربستان وجود دارد، ایجاد تمایز گسترده میان خاندان حاکم با سایر خاندان‌ها و قبایل است. ساخت قبیله‌ای عربستان هم‌چنان یکی از اصلی‌ترین منابعی است که در حوزه‌های مختلف ایفای نقش کرده و به تولید قدرت منجر می‌شود. فرهنگ‌ سیاسی ملهم از این‌ساخت، گرچه باوجودِ برخی جریان‌های روشنفکری کمی‌تحتُ‌الشعاع قرار گرفته؛ اما هم‌چنان قبیله‌محوری در عربستان قابل‌توجه است. براین‌اساس، توزیع قدرت سیاسی در عربستان، بیشتر از اینکه مبتنی بر شایستگی فرد و گروه در میان یک ملت باشد، براساس معیارهای خاندانی است و شایستگی صرفاً در حوزۀ یک‌خاندان مورد بررسی قرار می‌گیرد، نه یک ملت. به‌عبارت‌دیگر، یک خاندان، محور است و توزیع قدرت در سطوح عالی و حتی میانی براساسِ نزدیکی به آن صورت می‌گیرد. این‌خاندان در حال حاضر، آل‌سعود است. عربستان تنها کشوری است که در عنوان آن، نام یک خاندان نیز لحاظ شده و این‌بهترین نشانه برای میزان قدرت این‌خاندان و تبعیض‌های است که به‌صورت طبیعی در قبال سایر خاندان‌ها لحاظ می‌شود.
مهم‌ترین تبعیض که در بالاترین سطح حکومتی در عربستان دیده می‌شود، انحصار پادشاهی در یک خاندان است. تمامی‌ تدابیر اندیشیده‌شده در حوزۀ انتصابات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در عربستان براساسِ تحکیم قدرت مرکزی است. لذا در مراکز قدرت، افرادی منصوب می‌شوند که جزیی از این‌خاندان، و یا روابط نسبی مناسبی با آن داشته باشند. دولت پادشاهیِ عربستان برای حفظ قدرت به ترکیبی از زور و نهادهای اداری مانند گارد ملی و بوروکراسی متکی است. هم‌چنین عنصر کلیدی در فرمول سیاسی این‌دولت، عبارت است از مشروعیت خاندان حاکم که مبتنی بر میراث فرهنگی و سنت تاریخی است. در عربستان علاوه‌بر تبعیض میان خاندان حاکم با سایر خاندان‌ها و مردم عادی، حتی در درون خاندان آل‌سعود نیز تبعیض‌های معناداری براساس روابط نسبی و سببی با پادشاه دیده می‌شود. به‌عنوان مثال، میان خاندان‌های زنان عبدالعزیزبن سعود ‌ـ‌که مؤسس نظام پادشاهی عربستان است‌ـ‌، رقابت‌ وجود دارد و این‌رقابت در انتصابات آشکارا وجود دارد.
۲٫۱٫۱٫گروه‌های موجود در عربستان
الف. حجازی‌ها که اهالی شهرهای مکه، مدینه و جده هستند؛
ب. نجدی‌ها که در مرکز عربستان قرار دارند و خاندان سعودی هم از همین‌منطقه هستند؛
ج. شیعیان که بیشتر در مناطق شرقی و مراکز تولید و صدور نفت، مثل قطیف سکونت دارند؛
د. آسوری‌ها که اقلیتی ناچیز را تشکیل می‌دهند و بیشتر در حوالی مرز یمن و در منطقۀ کوهستانی جنوب غربی سکونت دارند؛
ه. سایر گروه‌ها؛ هم‌چنین براساس نظام قبیله‌ای و ارزش‌های آن، باید از خاندان‌های مهم آل‌شیخ، هاشمی، آل‌سلیمان، آل‌رشید و خاندان سُدیری نام برد. حکومت فعلی از تسلط دو خاندان آل‌شیخ که وهابیت از میان آنها برخاسته و آل‌سعود که نجدیانِ جنگجو بودند، تشکیل شده است.[۳]
۲٫۲٫ تبعیض مذهبی
گرچه تبعیض براساس نگرش مذهبی را می‌توان در مواردی همچون دوری و نزدیکی به خاندان آل‌شیخ که تصدی امور دینی رسمی‌ عربستان را برعهده دارد، و یا برخی نگرش‌های سنی دور از وهابیت رسمی‌ نیز مشاهده کرد؛ اما به نظر، اصلی‌ترین تبعیض مذهبی در عربستان در قبال شیعیان این‌کشور اِعمال می‌شود.
شیعیان از مذهب رسمی ‌کشور، واگرایی داشته و اساساً پیروی مذهبی هستند که در نقطۀ تقابل با وهابیت قرار داشته و ارکان آن را تحریف‌شده، ساختگی و حتی در تضاد با برخی موارد اساسی اسلام ناب می‌دانند. براین‌اساس، وهابیت رسمی، تشیع را «غیرِ» هویتی خود قلمداد کرده و حکومت برای تضعیف آن در حوزه‌های مختلف خدماتی، سیاسی، آزادی‌های مذهبی و... محدودیت‌های تبعیض‌آمیزی را وضع کرده است.
اما علاوه‌بر تضاد مذهبی، موارد دیگری نیز باعث شده تا شیعیان بیشتر مورد ظلم قرار گیرند. فؤاد ابراهیم(نویسندۀ برجستۀ شیعه در عربستان) می‌نویسد: «شیعیان عربستان بنا به سه‌دلیلِ اساسی از جایگاه مهمی‌برخوردارند؛ اولاً در منطقه‌ای نفت‌خیز سکونت و اشتغال دارند و میادین نفتیِ قوار و قطیف در حوزۀ مناطق شیعه‌نشین قرار دارد. گفتنی است که میدان قوار بیش از ۶۰ میلیارد بشکه (تقریبا دو برابر کل ذخایر نفتی آمریکا) ذخیره قطعی نفت دارد. ثانیاً مناطق شیعه‌نشینِ عربستان در امنیت منطقه‌ای و بینُ‌المللی تأثیر بسیارمهمی ‌دارند و ثبات اقتصادی‌سیاسیِ عربستان، خلیج‌فارس و جهان تا حدود چشم‌گیری بدین‌منطقه وابسته است. ۹۰-۹۵درصد از درآمد ارزیِ عربستان و ۱۵درصد نفت مصرفیِ جهان از این‌منطقه‌ تأمین می‌شود و شیعیان نیز ۴۰-۶۰درصد از نیروی کار شاغل در صنعت نفت عربستان هستند. ثالثاً منطقۀ شیعه‌نشینِ عربستان‌سعودی با کشورهایی هم‌جوار است که اکثریت جمعیت آنها شیعه‌اند. ۶۵درصد جمعیت بحرین، ۹۰درصد جمعیت ایران و ۶۰درصد جمعیت عراق شیعه هستند و این ‌سه‌کشور با منطقۀ شرقی عربستان همسایه‌اند. باید به این ‌سه‌مورد، نگرش ویژۀ شیعیان به اصل حکومت را اضافه کرد که قابلیت سیاسی‌مذهبیِ خاصی به آنها بخشیده است.»[۴]
ابراهیم با استناد به یافته‌های برخی استادان روابط بین‌الملل از جمله آنگلو کودیلا از دانشگاه بوستون آمریکا، خاطرنشان می‌سازد که بخش اعظم ستم‌های اعمال‌شده بر شیعیان، ریشه در جهان‌بینیِ وهابی‌ها دارد که معمولاً به اختلافات درون دینی حساسیت بیشتری دارند و شیعیان را از صهیونیست‌ها خطرناک‌تر می‌شمارند.[۵]
شیعیان در دوران حاکمیت سعودی‏ ها، همواره در معرض تبعیض‏ های رسمی ‌و دینی و تضییع حقوق اجتماعی‏شان قرار داشته‏ اند. در سال ۱۹۲۷م، ۱۳۰۶ش علمای رده‌بالایِ سعودی فتوایی صادر کردند که بر تکفیر شیعیان دلالت داشت و بیان می‏کرد که «شیعیان حق ندارند اعمال دینی را بجا آورند و اگر این‌تحریم را زیر پا بگذارند، باید از سرزمین مسلمانان تبعید شوند.» حق شیعیان برای احداث مساجد یا رسیدگی به عبادتگاه‏ های دینی خود به‌شدت محدود است. آنان مجاز نیستند هیچ‌نوع آثار مکتوب مذهبی دربارۀ تشیع دراختیار داشته باشند. شیعیان از نظر فرهنگی، به‌شدت سرکوب شده ‏اند. کتاب‏ ها، سرودها و نوارهای مذهبی شیعی ممنوع‌اَند و دراختیارداشتنِ آنها مجازات دارد. استفاده از برخی اسامیِ ‌شیعی نیز غیرقانونی است. تغییر نام ایالت قدیمیِ ««الحساء» به «ایالت شرقی» که عنوانی فاقد محتوای فرهنگی است، در همین‌راستا ارزیابی می‌شود. شیعیان مجاز نیستند کتاب‏هایی دربارۀ تاریخ یا فرهنگ‌شان منتشر کنند. در نظام آموزش و پرورش نیز تعالیم وهابی بر شیعیان تحمیل می‏شود. به‌لحاظ سیاسی شیعیان از تمامیِ ‌مشاغل مهم حکومتی محرومند و حتی در امور مربوط به مناطق خود نیز از حقِ خودمختاری و خودگردانی برخوردار نیستند. اینان هیچ‌نفوذی در حکومت سعودی ندارند و تنها اندکی از مشاغل دولتی را در دست دارند. ورود شیعیان به دست‏کم ۵۰درصد دانشگاه‏ ها و مؤسسات تحقیقاتی ممنوع است. در دادگاه‏ ها به شیعیان اجازه شهادت نمی‏دهند. علاوه برآن، جایگاه شیعیان با سنیان در دادگاه برابر نیست. در دادگاه ‏های سعودی، هیچ‌قاضیِ شیعه‏ ای وجود ندارد. از نظر اقتصادی نیز استانِ «الحساء»، از رفاه عمومی، که مشخصۀ بخش ‏های دیگر کشور است، سهمی ‌ندارد. این‌وضعیت طی دهۀ گذشته تا حدودی بهبود یافته؛ اما فاصله همچنان چشمگیر است.[۶]
۳- غرب‌زدگی در عربستان
هرچه بیشتر زمان می‌گذرد، نمود غرب‌گرایی در عربستان بیشتر رخ می‌نمایاند. اگرچه این‌جریان هم‌چنان نرم و آرام پیشروی می‌کند؛ اما اثرات معناداری از خود بر جای گذاشته است. تأثیرات غرب‌گرایی را می‌توان در دو حوزۀ عینی و اندیشه‌ای تحلیل کرد.
۳٫۱٫ اثرات نمادین و عینیِ غربی
جامعۀ عربستان، یک جامعه سنتی است که با روش‌های غیرمعقول درحالِ مدرنیزه‌شدن است. از ویژگی‌های این‌جامعه مانند دیگرجوامع جهان سوم، رشد فزایندۀ اختلاف طبقاتی میان مردم است. طبقۀ مرفه و اشرافیِ کشور که نقش‌های اصلی و کلیدی را در سیاست، تجارت و صنعت برعهده دارند و جزو طبقۀ ممتاز محسوب می‌شود، با آشنایی با مظاهر تمدن غرب در حوزه‌های مصرف‌گرایی و تجمل‌گرایی، سعی در ایجاد شرایط مشابه در کشور خود دارد. سفرهای مدام به غرب، این‌مسئله را پررنگ‌تر می‌سازد. نشریۀ لوموند دیپلماتیک در آپریل سال ۲۰۰۰م(اردیبهشت ۱۳۷۹ش) اوضاع اجتماعی عربستان را این‌گونه ترسیم کرده بود:
«هر روز مقداری از زمین‌های شنی ریاض کم می‌شود و خیابان‌های بزرگ مشجر و دو بانده در تمامی‌ مسیرها گسترش پیدا می‌کند. اگر بخواهیم یک منطقۀ فوق‌العاده مدرن را ترسیم کنیم باید بگوییم، طراحی به‌شکل آمریکایی، مراکز تجاری مجلل، بوتیک‌های لوکس، کافه‌نت‌ها و مک‌دونالدها به چشم می‌خورد.»[۷]
شاید یکی از عینی‌ترین نمادهایی که نسبتی با تمدن اسلامی‌ و ساخت سنتی عربستان ندارد؛ اما در کنار اصلی‌ترین نماد تمدن اسلامی ‌جای گرفته، برج ساعت در مکۀ مکرمه و در کنار کعبه باشد. گرچه برخی گفته‌ها حاکی از توطئه در چرایی ساخت این‌برج بلند در کنار کعبه است؛ اما نازل‌ترین تحلیل از ساخت این‌برج، مظهریت  و نمادبودنِ تمدن غرب در کنار بیت‌الله است.
به‌طورکلی، سبک زندگی در عربستان گرچه همچنان مبتنی بر سنت است؛ اما این‌مسئله در میان قشرهای مرفه، به‌طورقابل‌توجهی سمت‌وسویِ غربی‌شدن دارد. تصاویر برخی دختران خاندان آل‌سعود و مشی برخی از شاهزادگان برجسته،‌ ازجمله ولیدبن طلال که عینی‌ترین و مشهورترین آنها است. او ثروت‌مندترین فرد در جهان عرب و براساس گزارش مجلۀ فوربز در مارس ۲۰۱۳م(فروردین ۱۳۹۲ش) بیست‌وششمین فردِ ثروتمند در جهان است.[۸]
انتشار تصاویر متعدد در فضای وب از علاقۀ برخی جوانان مرفه و احتمالاَ متصل به خاندان‌های اصلی در عربستان که سعی در نشان دادن مارک‌های برجسته اتومبیل، ساعت، لباس و... خود دارند، امری مرتبط با مشی غرب‌گرایی در این‌کشور دارد. دکتر مای یمانی، دانش‌آموختۀ دانشگاه انگلستان در رشتۀ دکتری علوم سیاسی و دختر زکی یمانی(وزیر اسبق نفت عربستان) در مقاله‌ای با عنوان «اسلام و مدرنیته؛ روحیات نسل جدید در عربستان» به این‌مطلب اشاره دارد. گزارش او از روند آرامِ غرب‌باوری در عربستان، از این‌منظر که وی یکی از اعضای خاندان سلطنتی بوده و اطلاعات دقیقی نسبت به تحولات اجتماعی عربستان دارد، می‌تواند قابل‌اتکا باشد. وی می‌نویسد:
«آثار اجتماعی اقتصاد جهانی بر کشورهایی نظیر عربستان‌سعودی، اجتناب‌پذیر است. جوانان سعودی، نسلِ ساخته‌وپرداختۀ دوران اقتصاد پُررونق نفتی، مطابق اصول اسلام آموزش دیده و پرورش یافته‌اند. اما با وجود تلاش دولت عربستان برای به بندکشیدنِ روند جهان‌گرایی، به‌جهت هجوم بی‌سابقۀ فن‌آوری‌هایِ جدید، ازدیاد مسافرت و جهان‌گردی و نیز رسانه‌های جمعی، بویژه ماهواره‌ها، اعتقادات و طرز تفکرات جدید چه در محیط آموزشی و چه در محیط خانواده در حال شکل‌گیری است.»[۹] وی در پایان مقاله خود این‌گونه نتیجه‌گیری می‌کند:
«احساس اعتماد و اطمینان خاطر مبتنی بر هنجارهای خانوادگی و سنتی به آرامی ‌در حال رنگ‌باختن است و جای خود را به تردید، تضاد و ابهام می‌دهد. کانال‌های ماهواره‌ای، بویژه شبکه‌های عربی زبان مصر، لبنان، دُبی، قطر و همین‌طور برنامه‌های شبکه‌های آمریکایی به ایجاد مدل‌های شخصیتی جدید و درپیش‌گرفتنِ یک زندگی مادی‌گرا که حاصل آن ناآرامی‌و بی‌قراری ذهنی است، کمک می‌کنند.»[۱۰]
نکتۀ معنادار ‌مقالۀ یمانی، این‌است که نگارش مربوط به اواسط دهۀ هفتاد شمسی است؛ لذا جوانانی که او روحیات آنها را مورد بررسی قرار داده، به گفتۀ خود او، نسل سوم عربستان هستند،[۱۱] و این ‌درحالی‌است که اکنون حدود ۲۰سال از آن می‌گذرد و به‌طورقطع، روند غرب‌گرایی با توجه به مؤلفه‌های یادشدۀ او؛ از جمله جهانی‌شدن، رشد رسانه‌ها، جهان‌گردی‌ها و... افزایش چشم‌گیری داشته است.
۳٫۲٫ اثرات علمی غرب‌زدگی
آثار آشنایی با غرب توسط برخی سعودی‌ها، در حوزۀ اندیشۀ آنان نیز دیده می‌شود. گرچه در یک نگاه کلان، این‌مسئله بدلیلِ الگوبرداری از غرب و تلاش برای پیاده‌سازی آن در جامعه سنتی عربستان بدون درنظرگرفتنِ شرایط فرهنگی مقصد، امری غیراصیل محسوب می‌شود؛ اما این‌آشنایی می‌تواند در ایجاد فضای باز سیاسی در عربستان موثر واقع شود.
رشد فزایندۀ سفر تحصیلی شاهزادگان سعودی به کشورهای غربی، موجب شد تا آنها علاوه‌بر آشنایی با اندیشه‌های سیاسی جدید غرب بویژه در حوزۀ حکومت‌داری، با مشی اصلاح‌طلبانه‌ای به کشور خود بازگردند. این‌گروه اصلاح‌طلبان که عمدتاً به‌دلیل بورسیه‌شدن توسط دولت و یا وابستگی به خاندان آل‌سعود، در رده‌های مدیریتی فعال هستند، بر ضرورت واردشدن در جهان صنعتی و مدرن، همگام با دگرگونی‌های اساسی در بافت نظام سیاسی حاکم عربستان تأکید می‌کنند و وضع موجود را مغایر با ارزش‌های پذیرفته‌شده زمان حاضر می‌دانند.[۱۲] شیوۀ حکومتی در عربستان موجب شده است میان نگاه رهبران و تحصیل‌گردگان تفاوت به‌وجود آید؛ چرا که آنها شیوۀ حکومتی خود را با ارزش‌های غربی، یعنی حقوق بشر، حق انتخاب نخبگان، دموکراسی و حق شهروندان در مشارکت سیاسی و نیز سهم خویش در قدرت سیاسی مقایسه می‌کنند.[۱۳] پایگاه طبقاتی جریان غرب‌گرا در عربستان را باید در افزایش جمعیت طبقۀ متوسط جدید دانست. هرچند نمی‌توان گرایش‌های سیاسی این‌طبقه را به طور کامل در گرایش‌های غرب‌گرایی خلاصه کرد؛ زیرا این‌طبقه درصد قابل توجهی از اسلام‌گرایان را نیز دربرمی‌گیرد؛ اما بیشتر تمایل بر این ‌است که گرایش‌های آن را در روند غرب‌گرایی تحلیل کنند.
۴- فساد اخلاقی در عربستان
۴٫۱٫ فساد اخلاقی دربار
تمکُّن مالی بالا، انحصارگرایی در قدرت، خودباختگی فرهنگی و... در آل‌سعود باعث شده است تا زمینه‌های فساد در تمامی‌حوزه‌های دربار افزایش یابد. فساد اخلاقی در دربار یکی از این‌موارد است. البته استنادات قابل‌توجهی در این‌حوزه وجود ندارد؛ اما افشاگری‌هایی که در تدوین خاطرات و یا از سوی برخی افراد مطلع صورت گرفته، نشان می‌دهد فساد اخلاقی دربار، قابل چشم‌پوشی نیست. به عنوان مثال، مارک یونگ که سال‌ها به‌عنوان محافظ شخصیِ خاندان آل‌سعود فعالیت می‌کرده، اخیراً در کتابی با عنوان Saudi Bodyguar، خاطرات دوران خدمت خود را نوشته و بسیاری از اخبار و اطلاعات محرمانه بویژه فسادهای مالی و اخلاقی شاهزادگانِ این‌خاندان را فاش کرده است.
۴٫۲٫ فساد اخلاقی جامعه
فساد اخلاقی و انحرافات جنسیِ روزافزون در عربستان‌سعودی امروز دیگر تنها یک ناهنجاری فرهنگی و اجتماعی و قابل کتمان نیست و به مشکلی بزرگ در این‌کشور تبدیل شده است. سئوالات زیادی در محافل مختلف اجتماعی و فرهنگی بویژه خانواده‌های عربستانی دربارۀ علت گسترش فساد اخلاقی و انحرافات جنسی در این کشور مطرح است. امروزه آشکارا در رسانه‌های سعودی از ازدواج‌های غیرقانونی، تجاوز به نوامیس، خریدوفروش مشروبات الکلی، بازداشت منحرفان جنسی خبرهایی منتشر می‌شود؛ درحالی‌که قبلاً انتشار این‌دست اخبار خط قرمز بود و دولت سعودی با سیاست پنهان‌کاری سعی در کتمان آن داشت. خبرگزاری «اخبار جامعه سعودی» در سال ۸۹ گزارش داد که پلیس ریاض ۱۳ مرد عربستانی را که لباس زنانه به تن داشته و با خود مواد مواد مخدر و مشروبات الکلی حمل می‌کردند، بازداشت کرد. براساس این گزارش، هیات‌های معروف به «امر به معروف و نهی از منکر» عربستان در سال ۲۰۰۸ حدود ۱۹هزار مجرم را به اتهام فساد اخلاقی که ۱۱هزار نفر آنها سعودی بودند، بازداشت کرده‌اند.[۱۴]
شهوترانی سعودی‌ها اما تنها به داخل مرزهای عربستان‌سعودی ختم نمی‌شود. در گزارش میدل‌ایست آنلاین آمده است که شاهزاده‌های سعودی نقش بسیار پررنگی در صنعت زیرزمینی سکس کودکان در جهان دارند و اغلب کودکان و نوجوانان انتخاب شده در امریکا و اروپا و دیگر نقاط جهان در مسیر مدرسه، در برابر منازل یا حتی زمانی که با والدینشان در فروشگاه‌ها هستند، ربوده می‌شوند و پیش از اینکه پلیس محلی حتی تحقیقات خود را آغاز کند به عربستان‌سعودی می‌رسند.[۱۵]
منابع
۱- «تن‌فروشی در تانکرهای خالی نفت!»، نوشتاری در روزنامه ابتکارebtekarnews.com، (۳ آبان ۱۳۹۰).
۲- «ثروتمندترین‌ افراد جهان معرفی شدند»، نوشتاری در خبرگزاری ایسناisna.ir، (۱۳ فروردین ۱۳۹۲).
۳- «گسترش فساد اخلاقی در عربستان‌سعودی»، نوشتاری در العالمfa.alalam.ir، (۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۹).
۴- ابراهیم، فؤاد، شیعیان عربستان، مترجمان: سلیمه دارمی ‌و فیروزه میررضوی، تهران: انتشارت مؤسسه ابرار معاصر تهران، ۱۳۸۶ش.
۵- آقایی، داود، سیاست و حکومت در عربستان‌سعودی، تهران: نشر کتاب سیاسی، ۱۳۶۸ش.
۶- برزگر، ابراهیم، «تحولات سیاسی‌اجتماعیِ عربستان‌سعودی»، فصلنامۀ مطالعات خاورمیانه، سال دوم، ش۴، ۱۳۸۴ش.
۷- حسینی‌‌متین، سید مهدی، «عربستان‌سعودی؛ تحولات داخلی و بحران‌های فراروی»، فصلنامۀ مطالعات خاورمیانه، سال دهم، ش۳، ۱۳۸۲ش.
۸- دفتر توافق‌های بینُ‌المللی ریاست‌جمهوری، قانون اساسی عربستان، مترجم: مهدی نورانی، تهران: ادارۀ چاپ و انتشارات معاونت پژوهش، تدوین و تنقیح قوانین و مقررات، ۱۳۸۱ش.
۹- زارعت‌پیشه، نجف، برآورد استراتژیک عربستان‌سعودی، تهران: انتشارات مؤسسه ابرار معاصر تهران، ۱۳۸۴ش.
۱۰- عظیمی، رقیه‌سادات، عربستان، کتاب سبز، تهران: انتشارات وزارت امور خارجه، ۱۳۷۵ش.  
۱۱- کاظمی، حمیدرضا، «کودتا علیه شاه درگذشته سعودی»، خبرگزاری فارس، (۳ بهمن ۱۳۹۳).
۱۲- کرمی، کامران، «وضعیت، جایگاه و آینده شیعیان در معادلات سیاسی عربستان»، مرکز بین‌المللی صلح (IPSC)، (۲۷ دی ۱۳۸۹).
۱۳- مرکز پژوهش‌های علمی ‌و مطالعات استراتژیک خاورمیانه، «روند جایگزینی سیاسی در عربستان‌سعودی»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال دوم، ش۴، ۱۳۸۴ش.
۱۴- نادری، عباس، «بررسی جامعه‌شناختیِ نظام سیاسی عربستان‌سعودی»، فصلنامه سیاست خارجی، سال بیست‌وسوم، ش۳، ۱۳۸۸ش.
۱۵- نصری‌مشکینی، قدیر، «نقد و بررسی کتاب شیعیان عربستان»، فصلنامۀ مطالعات راهبردی، ش۳۵، ۱۳۸۶ش.
۱۶- یمانی، مای، «اسلام و مدرنیته؛ روحیات نسل جدید در عربستان‌سعودی»، فصلنامۀ سیاست خارجی، سال سیزدهم، ش‌اول، ۱۳۷۸ش.
[۱]. دفتر توافق‌های بین‌ُالمللی ریاست جمهوری، قانون اساسی عربستان. مترجم: مهدی نورانی.
[۲]. ابراهیم برزگر، مقاله «تحولات سیاسی‌اجتماعیِ عربستان‌سعودی»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال دوم، ش۴، ۱۳۸۴، ص۱۳۶٫
[۳]. سیدمهدی حسینی‌‌متین، مقاله «عربستان‌سعودی؛ تحولات داخلی و بحران‌های فراروی»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال دهم، ۱۳۸۲، ش۳، ص۱۰۵٫
[۴]. فؤاد ابراهیم، شیعیان عربستان، مترجمان: سلیمه دارمی ‌و فیروزه میررضوی.
[۵].  قدیر نصری‌مشکینی، مقاله «نقد و بررسی کتاب شیعیان عربستان»، فصلنامه مطالعات راهبردی، ش۳۵، ۱۳۸۶، ص۱۵۲٫
[۶].  کامران کرمی، مقاله «وضعیت، جایگاه و آینده شیعیان در معادلات سیاسی عربستان»، مرکز بین‌المللی صلح (IPSC)، (۲۷ دی ۱۳۸۹).
[۷]. رقیه‌سادات عظیمی، عربستان، ص۲۷٫
[۸]. «ثروتمندترین‌ افراد جهان معرفی شدند»، نوشتاری در خبرگزاری ایسناisna.ir، (۱۳ فروردین ۱۳۹۲).
[۹]. مای یمانی،  مقاله «اسلام و مدرنیته؛ روحیات نسل جدید در عربستان‌سعودی»، فصلنامه سیاست خارجی، سال سیزدهم، ش‌اول، ۱۳۷۸، ص۱۶۵٫
[۱۰]. همان، ص۱۷۳٫
[۱۱]. همان، ص۱۶۸٫
[۱۲]. داود آقایی، سیاست و حکومت در عربستان‌سعودی، ص۷۴٫
[۱۳]. سید مهدی حسینی‌‌متین، مقاله «عربستان‌سعودی؛ تحولات داخلی و بحران‌های فراروی»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال دهم، ش۳، ۱۳۸۲، ص۱۵۲٫
[۱۴].  «گسترش فساد اخلاقی در عربستان‌سعودی» نوشتاری در العالم: fa.alalam.ir (20 اردیبهشت ۱۳۸۹).
[۱۵]. «تن‌فروشی در تانکرهای خالی نفت!»، نوشتاری در روزنامه ابتکارebtekarnews.com، (۳ آبان ۱۳۹۰).