وضعیت کنونی مهد وهابیت(قسمت سوم)
وهابیت در حال حاضر با مرکزیت عربستان‌سعودی به فعالیت خود ادامه می‌دهد. آنچه در این‌درس می‌آید، بررسی و شناخت وضعیت سیاسی‌فرهنگیِ کنونی این‌فرقۀ خودساخته در عربستان است و دربردارندۀ مباحث زیر است: اختلافات داخلی در جامعۀ عربستان، تبعیض های قومی و مذهبی، غرب‌زدگی و فساد اخلاقی در جامعه و دربار عربستان.
۱- اختلافات داخلی در عربستان
کشور عربستان بنا به ساخت قبیله‌ای خود، در یک نگاه کلان، شامل دو نوع اختلاف درونی است:
اختلافات درون خاندان حاکم، و اختلافات داخلی میان گروه‌هایِ دور از قدرت با قدرت حاکم که آنهم بازگشت به نوع اول دارد.
۱-۱- اختلافات درونیِ خاندان حاکم
مهم‌ترین و اصلی‌ترین اختلافی که طی دهه‌های گذشته همواره در خاندان سلطنتی آل‌سعود وجود داشته، اختلاف بر سر جانشینی پادشاه بوده است. اولویت در رسیدن به مقام پادشاهی طبق اصل پنجم نظام‌نامۀ حکومتی که از آن به‌عنوان قانون اساسی عربستان یاد می‌شود ، ابتدا در میان پسران عبدالعزیز و در مرحلۀ بعد، میان نوه‌های او صورت می‌گیرد. به عبارت دیگر، پس‌از عبدالعزیز، قدرت به یکی از پسران او رسید و از آن‌پس، قدرت به‌طور منحصربه‌فردی در جهان، از برادر به برادر منتقل شد. اما آنچه این‌سیستم انتقال قدرت را با چالش‌های بسیارجدی روبرو می‌سازد، وجود جناح‌بندی‌های مختلف در میان پسران عبدالعزیز است. این‌رویارویی در رده‌های پایین‌ترِ خاندان سلطنتی (یعنی نوادگان عبدالعزیز و نسل‌های بعدتر) نیز تسرّی پیدا می‌کند و در ایجاد فرصت‌های شغلی برتر برای آنها موثر واقع می‌شود.
‌فرایند انتقال قدرت که عملاً بر کرسی پادشاهی‌نشستن را در انحصار پسرانِ پیر عبدالعزیز قرار داده، آسیب‌های فراوانی را متوجه عربستان کرده است. طی دهه‌های اخیر، سِنّ بالای پادشاهان عربستان همواره این‌سؤال را بوجود آورده که پس‌از مرگ آنها، وضعیت توزیع قدرت چگونه خواهدبود.
۱-۱-۱- عوامل اختلافات خانوادگی
عواملی که می‌تواند شاهزادگانِ بیش‌از ۷هزار نفری را در گرداب اختلافات خانوادگی غرق کند، به شرح زیر است:
۲-۱-۱- افزایش بیش‌ازحد افراد تحصیل‌کرده در خاندان آل‌سعود؛
۳-۱-۱- بحران‌های اقتصادی و سیاسی؛
۴-۱-۱- گرایش‌هاش جدید سیاسی و مذهبیِ شاهزادگان.
۲- تبعیض‌های قومی ‌و مذهبی در عربستان
به‌طورکلی در عربستان دو تبعیض اساسی وجود دارد؛
نخست: تبعیض میان خاندان حاکم و قبایل نزدیک به آن با سایر قبایل؛
دوم: تبعیض مذهبی که مهم‌ترین مصداق آن تبعیض در قبال شیعیان این‌کشور است. البته علاوه بر اینها در حوزۀ اجتماع و سیاست نیز تبعیض‌های جنسیتی بسیاری ازجمله محدودیت‌های گسترده برای زنان نیز وجود دارد.
۱-۲- تبعیض قبیله‌ای
توزیع قدرت سیاسی در عربستان، بیشتر از اینکه مبتنی بر شایستگی فرد و گروه در میان یک ملت باشد، براساس معیارهای خاندانی است و شایستگی صرفاً در حوزۀ یک‌خاندان مورد بررسی قرار می‌گیرد، نه یک ملت. به‌عبارت‌دیگر، یک خاندان، محور است و توزیع قدرت در سطوح عالی و حتی میانی براساسِ نزدیکی به آن صورت می‌گیرد.
بنابراین در مراکز قدرت، افرادی منصوب می‌شوند که جزیی از این‌خاندان، و یا روابط نسبی مناسبی با آن داشته باشند. دولت پادشاهیِ عربستان برای حفظ قدرت به ترکیبی از زور و نهادهای اداری مانند گارد ملی و بوروکراسی متکی است. در عربستان علاوه‌بر تبعیض میان خاندان حاکم با سایر خاندان‌ها و مردم عادی، حتی در درون خاندان آل‌سعود نیز تبعیض‌های معناداری براساس روابط نسبی و سببی با پادشاه دیده می‌شود. به‌عنوان مثال، میان خاندان‌های زنان عبدالعزیزبن سعود ‌ـ‌که مؤسس نظام پادشاهی عربستان است‌ـ‌، رقابت‌ وجود دارد و این‌رقابت در انتصابات آشکار می شود.
۱-۱-۲- گروه‌های موجود در عربستان
الف. حجازی‌ها که اهالی شهرهای مکه، مدینه و جده هستند؛
ب. نجدی‌ها که در مرکز عربستان قرار دارند و خاندان سعودی هم از همین‌منطقه هستند؛
ج. شیعیان که بیشتر در مناطق شرقی و مراکز تولید و صدور نفت، مثل قطیف سکونت دارند؛
د. آسوری‌ها که اقلیتی ناچیز را تشکیل می‌دهند و بیشتر در حوالی مرز یمن و در منطقۀ کوهستانی جنوب غربی سکونت دارند؛
ه. سایر گروه‌ها؛ هم‌چنین براساس نظام قبیله‌ای و ارزش‌های آن، باید از خاندان‌های مهم آل‌شیخ، هاشمی، آل‌سلیمان، آل‌رشید و خاندان سُدیری نام برد. حکومت فعلی از تسلط دو خاندان آل‌شیخ که وهابیت از میان آنها برخاسته و آل‌سعود که نجدیانِ جنگجو بودند، تشکیل شده است.
۲-۲- تبعیض مذهبی
قوی‌ترین شکل تبعیض مذهبی در عربستان در قبال شیعیان این‌کشور اِعمال می‌شود. براین‌اساس، وهابیت رسمی، تشیع را «غیرِ» هویتِ خود قلمداد کرده و حکومت برای تضعیف آن در حوزه‌های مختلف خدماتی، سیاسی، آزادی‌های مذهبی و... محدودیت‌های تبعیض‌آمیزی را وضع کرده است.
شواهد حاکی از آن است که بخش اعظم ستم‌های اعمال‌شده بر شیعیان، ریشه در جهان‌بینیِ وهابی‌ها دارد که معمولاً به اختلافات درون دینی حساسیت بیشتری دارند و شیعیان را از صهیونیست‌ها خطرناک‌تر می‌شمارند.
به‌طورمثال، در سال ۱۹۲۷م(۱۳۰۶ش) علمای رده‌بالایِ سعودی فتوایی صادر کردند که بر تکفیر شیعیان دلالت داشت و بیان می‏کرد که «شیعیان حق ندارند اعمال دینی را بجا آورند و اگر این‌تحریم را زیر پا بگذارند، باید از سرزمین مسلمانان تبعید شوند.» حق شیعیان برای احداث مساجد یا رسیدگی به عبادتگاه‏ های دینی خود به‌شدت محدود است. کتاب‏ ها، سرودها و نوارهای مذهبی شیعی ممنوع‌اَند و دراختیارداشتنِ آنها مجازات دارد. استفاده از برخی اسامیِ ‌شیعی نیز غیرقانونی است. تغییر نام ایالت قدیمیِ ««الحساء» به «ایالت شرقی» که عنوانی فاقد محتوای فرهنگی است، در همین‌راستا ارزیابی می‌شود. شیعیان مجاز نیستند کتاب‏ هایی دربارۀ تاریخ یا فرهنگ‌شان منتشر کنند. در نظام آموزش و پرورش نیز تعالیم وهابی بر شیعیان تحمیل می‏شود. به‌لحاظ سیاسی شیعیان از تمامیِ ‌مشاغل مهم حکومتی محرومند و حتی در امور مربوط به مناطق خود نیز از حقِ خودمختاری و خودگردانی برخوردار نیستند. در دادگاه‏ ها به شیعیان اجازه شهادت نمی‏دهند. علاوه برآن، جایگاه شیعیان با سنیان در دادگاه برابر نیست. در دادگاه‏ های سعودی، هیچ‌قاضیِ شیعه‏ ای وجود ندارد.
۳- غرب‌زدگی در عربستان
هرچه بیشتر زمان می‌گذرد، نمود غرب‌گرایی در عربستان بیشتر رخ می‌نمایاند. اگرچه این‌جریان هم‌چنان نرم و آرام پیشروی می‌کند؛ اما اثرات معناداری از خود بر جای گذاشته است. تأثیرات غرب‌گرایی را می‌توان در دو حوزۀ عینی و اندیشه‌ای تحلیل کرد.
۱-۳- اثرات نمادین و عینیِ غربی
جامعۀ عربستان، یک جامعۀ سنتی است که با روش‌های غیرمعقول درحالِ مدرنیزه‌شدن است. از ویژگی‌های این‌جامعه مانند دیگرجوامع جهان سوم، رشد فزایندۀ اختلاف طبقاتی میان مردم است. طبقۀ مرفه و اشرافیِ کشور که نقش‌های اصلی و کلیدی را در سیاست، تجارت و صنعت برعهده دارند و جزو طبقۀ ممتاز محسوب می‌شود، با آشنایی با مظاهر تمدن غرب در حوزه‌های مصرف‌گرایی و تجمل‌گرایی، سعی در ایجاد شرایط مشابه در کشور خود دارد. سفرهای مدام به غرب، این‌مسئله را پررنگ‌تر می‌سازد.
یکی از عینی‌ترین نمادهایی که نسبتی با تمدن اسلامی‌ و ساخت سنتی عربستان ندارد؛ اما در کنار اصلی‌ترین نماد تمدن اسلامی ‌جای گرفته، برج ساعت در مکۀ مکرمه و در کنار کعبه است. نازل‌ترین تحلیل از ساخت این‌برج، مظهریت و نمادبودنِ تمدن غرب در کنار بیت‌الله است.
به‌طورکلی، سبک زندگی در عربستان اگرچه هم‌چنان مبتنی بر سنت است؛ اما این‌مسئله در میان قشرهای مرفه، به‌طورقابل‌توجهی سمت‌وسویِ غربی‌شدن دارد. انتشار تصاویر متعدد در فضای وب از علاقۀ برخی جوانان مرفه و احتمالاَ متصل به خاندان‌های اصلی در عربستان که سعی در نشان دادن مارک‌های برجسته اتومبیل، ساعت، لباس و... خود دارند، امری مرتبط با مشی غرب‌گرایی در این‌کشور دارد.
گزارش‌های خبرنگاران حاکی از آن است که احساس اعتماد و اطمینان خاطر مبتنی بر هنجارهای خانوادگی و سنتی به آرامی ‌در حال رنگ‌باختن است و جای خود را به تردید، تضاد و ابهام می‌دهد. کانال‌های ماهواره‌ای، بویژه شبکه‌های عربی زبان مصر، لبنان، دُبی، قطر و همین‌طور برنامه‌های شبکه‌های آمریکایی به ایجاد مدل‌های شخصیتی جدید و درپیش‌گرفتنِ یک زندگی مادی‌گرا که حاصل آن ناآرامی ‌و بی‌قراری ذهنی است، کمک می‌کنند.
۲-۳- اثرات علمی غرب‌زدگی
آثار آشنایی با غرب توسط برخی سعودی‌ها، در حوزۀ اندیشۀ آنان نیز دیده می‌شود. رشد فزایندۀ سفر تحصیلی شاهزادگان سعودی به کشورهای غربی، موجب شد تا آنها علاوه‌بر آشنایی با اندیشه‌های سیاسی جدید غرب بویژه در حوزۀ حکومت‌داری، با مشی اصلاح‌طلبانه‌ای به کشور خود بازگردند. این‌گروه اصلاح‌طلبان که عمدتاً به‌دلیل بورسیه‌شدن توسط دولت و یا وابستگی به خاندان آل‌سعود، در رده‌های مدیریتی فعال هستند، بر ضرورت واردشدن در جهان صنعتی و مدرن، همگام با دگرگونی‌های اساسی در بافت نظام سیاسی حاکم عربستان تأکید می‌کنند و وضع موجود را مغایر با ارزش‌های پذیرفته‌شده زمان حاضر می‌دانند.
پایگاه طبقاتی جریان غرب‌گرا در عربستان را باید در افزایش جمعیت طبقۀ متوسط جدید دانست. هرچند نمی‌توان گرایش‌های سیاسی این‌طبقه را به طور کامل در گرایش‌های غرب‌گرایی خلاصه کرد؛ زیرا این‌طبقه درصد قابل توجهی از اسلام‌گرایان را نیز دربرمی‌گیرد؛ اما بیشتر تمایل بر این ‌است که گرایش‌های آن را در روند غرب‌گرایی تحلیل کنند.
۴- فساد اخلاقی در عربستان
۱-۴- فساد اخلاقی دربار
تمکُّن مالی بالا، انحصارگرایی در قدرت، خودباختگی فرهنگی و... در آل‌سعود باعث شده است تا زمینه‌های فساد در تمامی‌حوزه‌های دربار افزایش یابد. فساد اخلاقی در دربار یکی از این‌موارد است. البته استنادات قابل‌توجهی در این‌حوزه وجود ندارد؛ اما افشاگری‌هایی که در تدوین خاطرات و یا از سوی برخی افراد مطلع صورت گرفته، نشان می‌دهد فساد اخلاقی دربار، قابل چشم‌پوشی نیست.
۲-۴- فساد اخلاقیِ جامعه
فساد اخلاقی و انحرافات جنسی روزافزون در عربستان‌سعودی امروز دیگر تنها یک ناهنجاری فرهنگی و اجتماعی و قابل کتمان نیست و به مشکلی بزرگ در این‌کشور تبدیل شده است. سئوالات زیادی در محافل مختلف اجتماعی و فرهنگی بویژه خانواده‌های عربستانی دربارۀ علت گسترش فساد اخلاقی و انحرافات جنسی در این کشور مطرح است. امروزه آشکارا در رسانه‌های سعودی از ازدواج‌های غیرقانونی، تجاوز به نوامیس، خریدوفروش مشروبات الکلی، بازداشت منحرفان جنسی خبرهایی منتشر می‌شود؛ درحالی‌که قبلاً انتشار این‌دست اخبار خط قرمز بود و دولت سعودی با سیاست پنهان‌کاری سعی در کتمان آن داشت.
شهوترانی سعودی‌ها تنها به داخل مرزهای عربستان‌سعودی ختم نمی‌شود. در گزارش میدل‌ایست آنلاین آمده است که شاهزاده‌های سعودی نقش بسیار پررنگی در صنعت زیرزمینی سکس کودکان در جهان دارند و اغلب کودکان و نوجوانان انتخاب شده در امریکا و اروپا و دیگر نقاط جهان در مسیر مدرسه، در برابر منازل یا حتی زمانی که با والدین‌شان در فروشگاه‌ها هستند، ربوده می‌شوند و پیش از اینکه پلیس محلی حتی تحقیقات خود را آغاز کند به عربستان‌سعودی می‌رسند.