درس بیست‌وپنجم: وضعیت کنونی مهد وهابیت(قسمت اول)
وهابیت در حال حاضر با مرکزیت عربستان‌سعودی به فعالیت خود ادامه می‌دهد. آنچه در این‌درس می‌آید، بررسی و شناخت وضعیت سیاسی‌اجتماعیِ کنونی این‌فرقۀ خودساخته در عربستان است و دربردارندۀ مباحث زیرین است که بدان خواهیم پرداخت.
جایگاه وهابیت در حکومت عربستان؛
وضعیت نیروی انسانی در عربستان؛
نیروی کار در عربستان؛
وضعیت اقتصادی و فساد مالی عربستان
و سرانجام وابستگی اقتصادی عربستان به نفت. 
۱- جایگاه وهابیت در حکومت عربستان
نظام سیاسی عربستان درواقع حاصل ائتلاف دو خانوادۀ آل‌شیخ و آل‌سعود است. در قرن سیزدهم هجری محمد‌بن عبدالوهاب فرقه‌ای به نام وهابیت را در عربستان رواج داد. وی بعد از اینکه از نجد و عراق و سپس مصر و شام رانده شد، به درعیه رفت و در این‌شهر با محمد‌بن سعود(حاکم آنجا) ملاقات نمود. این‌دو با یکدیگر پیمان بستند که به پیمان «اتحاد» مشهور شد.[۱] این‌پیمان اساس شکل‌گیری دولت سعودی و نهضت وهابی شد و هم‌چنان نیز به قوت خود باقی است. مرگ این‌دو البته، مرگ پیمان آنها نبود. درواقع وهابیت و آل‌شیخ، مشروعیت سیاسی حکومت آل‌سعود را فراهم کرده‌اند. وهابی‌ها به گمان خود، در راستای شرک‌زدایی از دین اسلام به مبارزه می‌پرداختند و آل‌سعود نیز با بهره‌گیری از این‌انگیزه‌ها، رفتار سیاسی خشن و قدرت‌طلبی خویش را هویت بخشید. در واقع تاریخ آل‌سعود مشحون جان‌فشانیِ وهابی‌ها است.[۲] وقتی این‌جنبش اشتراکی میان سعودی‌‌ها و وهابی‌ها به نظام و دولت تبدیل شد، فرزندان عبدالوهاب از هیچ‌کوششی برای مشروع جلوه‌دادنِ حکومت فرزندان سعود دریغ نکردند. این‌هماهنگی هم‌چنان نیز ادامه دارد تا جایی که امور دینی عربستان برعهدۀ خاندان آل‌شیخ و سایر امور حکومت‌داری در قبضۀ آل‌سعود است.
براساس آنچه آمد، کشور عربستان کشوری مذهبی است که قوانین حاکم بر آن برپایۀ مذهب حنبلی با برداشت محمد‌بن عبدالوهاب است. با توجه به نفوذ وهابیت در حاکمیت، این‌فرقۀ مذهبی تمامی ‌عقاید خود را در اعمال حاکمیت سرلوحه قرار داده و حتی در ادارۀ حرمین‌‌شریفین نیز مقرراتی منطبق بر آیین خویش را اعمال می‌کنند. همۀ رهبران سیاسی و شاهزاگان دست‌کم در ظاهر، خود را مقید به دستورات اسلام نشان می‌دهند. بالاترین مقام مذهبی عربستان، مفتی کل این‌کشور است که می‌بایست از نوادگان محمد‌بن عبدالوهاب که به آل‌الشیخ معروفند باشد. وی توسط پادشاه تعیین می‌شود و در حال حاضر، عبدالعزیز آل‌شیخ این‌مسئولیت را برعهده دارد.
۱٫۱٫ نظام مدیریت دینی و تبلیغی وهابیت
از نهادهایی که به حفظ قدرت سعودیِ وهابی کمک می‌کند، نظام مدیریت دینی و تبلیغی وهابیت است. این‌مؤسسات وظیفۀ تحقیق و آموزشِ اندیشه‌های مؤسس مذهب(ا‌بن عبدالوهاب) را برعهده دارند و پس از آموزش آن به فراگیران، آنها را به‌عنوان مبلّغ به داخل و خارج عربستان گسیل می‌دارند.
۱٫۱٫۱٫ مجلس اعلای افتاء؛
نهاد مهمی ‌است که مفتی و شیخ اعظم وهابی اعضای آن‌را تعیین می‌کند و با حکم پادشاه تنفیذ می‌شود و وظیفۀ رسیدگی و صدور فتوا در مورد امور گوناگون را برعهده دارد و در فتواهای خود همواره خدمت به نظام سعودی را مدنظر قرار خواهندداد و در جهت سیاست‌های حاکم بر دولت سعودی به این‌وظیفه اقدام خواهندنمود. وزارت کشور نیز نقشی اساسی در صدور این‌فتاوا و فراهم‌آوردن اسباب اجرای آن برعهده دارد.[۳]
سعودی‌ها حاکمیت مذهبی بر کشور را نیز تبلیغ می‌نمایند که در این‌راستا به جز تشکیلات حکومتی و وزارت امور اسلامی، اوقاف، دعوت و ارشاد، سازمان‌های دیگری نیز در این‌رابطه به امور مذهبی می‌پردازند که عبارت‌اند از؛
۱٫۱٫۲٫ رابطۀ العالم الاسلامی؛
این‌سازمان که از پرقدرت‌ترین سازمان‌های مذهبی در عربستان محسوب می‌شود، در بیشتر کشورهای جهان شعبه دارد و بازوی تبلیغی و مذهبی وهابیت عربستان در خارج از این‌کشور محسوب می‌شود. وظایف این‌سازمان عبارت‌ است از؛ آموزش‌های اسلامی با نگرش وهابیت، توزیع کتب اسلامی ‌و قرآن، آموزش زبان عربی، کمک به مؤسسات اسلامی. موسسه‌هایی چون مجمع فقه اسلامی، شورای عالی جهانی مساجد، سمینار زیربنایی تربیت اسلامی، مجالس قاریه المساجد، سازمان جوانان اسلامی.
۱٫۱٫۳٫سازمان علمای بزرگ(کبار العلما)؛
 این‌سازمان معمولاً به ریاست مفتی کل اداره می‌شود که مرکب از ۲۱تن از علمای طراز اول کشور است. عمده فعالیت‌ اعضای این‌سازمان صدور فتاوا است و می‌توان گفت در مسایل مذهبی و سیاسی، این‌فتاوا نقش مهمی ‌در کشور دارند.
۱٫۱٫۴٫سازمان امربه‌معروف ونهی‌ازمنکر؛
این‌سازمان نقشی شبیه پلیس منکرات در دیگر کشورهای عربی ایفا می‌کند. آنها مانع هرنوع اقدام مغایر با تفسیرهای رسمی ‌دینی وهابیت از سوی مردم می‌شود و اعضای آن در خیابان‌های اصلی شهرها بویژه در مکه و مدینه به گشت‌زنی می‌پردازند و علاوه بر تذکر، با خشونت برخی از جوانان و زنان بویژه زایران را مورد عتاب قرار می‌دهند. در سال‌های اخیر تلاش فراوانی برای کنترل و جلوگیری از کارهای متعصبانه آنها به عمل آمده است.
۱٫۱٫۵٫ نهادهای دیگر
دیگر نهادهایی که به امور مذهبی اهتمام دارند؛ عبارت‌اند از: ریاست عام اداره تحقیقات علمی ‌و مذهبی و صدور فتاوا و دعوت و ارشاد، جمعیت حفظ قرآن، مجمع فقه، ریاست عام امور حرم مکی و حرم نبوی، شورای عالی مساجد جهانی، سازمان رسیدگی به وضع اقلیت‌های اسلامی ‌در کشورهای غیراسلامی.[۴]
۱٫۲٫نو وهابیان
هنگامی ‌که از وهابیت کنونی صحبت می‌‌شود، این‌نکته باید درنظرگرفته شود که وهابیت امروز که خاندان آل‌سعود از آن حمایت می‌‌کند، در فراز و نشیب تحولات تا بدان‌حد تغییر ماهیت داده که فاقد هرگونه شباهت اصولی با وهابیت اولیه است. امروزه دو قرائت از وهابیت در عربستان قابل ذکر است: وهابیتی سنی که تحت فشار حاکمان تفسیرپذیر می‌شود تا بتواند پاسخ‌گوی نیازهای حکومت آل‌سعود باشد. درقبال اینها دستۀ دوم، نووهابیانی هستند که هرگز به توجیه شرعیِ اقدامات آل‌سعود دست نمی‌زنند. آنها درحقیقت منتقدان مذهبی آل‌سعود هستند. جنگ خلیج فارس دارای پیامدهای منفی برای عربستان‌سعودی بود. عربستان برای دفاع از سرزمین و سلطنت خود به دعوت از کفار نصارا(یعنی آمریکایی‌ها)، اقدام کرد. ورود آمریکایی‌ها با آن‌ذهنیت‌های مسلمانی و باور اصلی تولی و تبری، ناسازگار بود. از سوی دیگر انتشار خبرهایی مبنی بر مسیحی‌شدنِ یک شاهزاده سعودی در لندن که نشان از تهدید مسیحیت برای اسلام داشت، باعث شد تا احساسات مذهبی خطبا و روحانیون تندرو جریحه‌دار شود و حکومت را مسئول فعالیت‌های تبلیغاتی مسیحیت بدانند. اوج فعالیت‌های نووهابیان را باید در مذاکرۀُ‌النصیحه(اندرزنامه) دانست که در پائیز ۱۳۷۱ خطاب به ملک فهد صادر شد. اهمیت این‌بیانیه در این‌است که از پرداختن به مسایل فرعی مانند محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان یا کیفیت برنامه‌های تلویزیونی اجتناب ورزید و به مسایل اصولی نظیر آیندۀ دولت توجه کرد.[۵] هم‌چنین این‌جریان مخالف سیاست‌های آل‌سعود است و اقدامات آن‌را در راستای تضعیف وهابیت قلمداد می‌کند.
۲- وضعیت نیروی انسانی در عربستان
دپارتمان مرکزی آمار و اطلاعات عریستان سعودی در فوریه ۲۰۱۳ اعلام کرد، جمعیت این‌کشور برای نخستین‌بار در سال ۲۰۱۳ از مرز ۳۰میلیون‌نفر گذشت. نرخ رشد جمعیت عربستان سال گذشته(۱۴۳۵ق) به ۲٫۷درصد رسید که پایین‌تر از متوسط ۳٫۲درصد در ۱۰سال گذشته بوده است. شهروندان سعودی ۲۰٫۳میلیون‌نفر از جمعیت این‌کشور را تشکیل می‌دهند؛ درحالی‌که اتباع خارجی حداکثر یک‌سوم از جمعیت به حساب می‌آیند. با این‌همه معلوم نیست در این‌آمار بیش از یک‌میلیون کارگر خارجی غیرمجازی که سال ۲۰۱۲ عربستان را ترک کردند، درنظرگرفته شده‌اند یا خیر. برنامۀ پنج‌سالۀ این‌کشور خواستار کاهش شمار اتباع خارجی به ۲۶٫۶درصد جمعیت تا سال ۲۰۱۴ شده است. نسبت جمعیت شهروندان سعودی به اتباع خارجی در عربستان که صنایعی مانند ساخت‌وساز، خرده‌فروشی و آموزش اتکای زیادی به نیروی کار خارجی دارند، موضوع حساسی به‌شمار می‌رود. دپارتمان مرکزی آمار و اطلاعات عریستان برآورد کرده شمار افرادی که در این‌کشور زندگی می‌کنند، تا سال ۲۰۲۰ به ۳۷٫۲میلیون‌نفر صعود می‌کند.[۶]
شیعیان عربستان‌سعودی به‌عنوان بزرگ‌ترین اقلیت مذهبی این‌کشور، پس از شیعیان عراق، بزرگ‏ترین جامعۀ شیعی عرب را در خلیج فارس تشکیل می‏دهند. منابع مختلف، جمعیت شیعیان در عربستان را بین ۱۰تا۱۵درصدِ جمعیت کل کشور تخمین مى‌زنند.[۷] گفته می‌شود که به‌دلایل هویتی و واهمۀ آل‌سعود از درخواست شیعیان برای مشارکت در قدرت، هیچ‌آمار واقعی‌‌ای از شیعیان این‌کشور وجود ندارد و مواردی که بعضاً دولت اعلام می‌کند نیز قابل‌اعتماد نیست.
۹۰درصد از اقوام عربستان عرب، و ۱۰درصد باقی‌مانده آفریقایی‌آسیایی هستند و صددرصد جمعیت آن مسلمانند.[۸]
از نظر جغرافیای انسانی، عربستان به دو قمست شمالی و جنوبی تقسیم شده است. قسمت شمالی به علت خشکی و غیرقابل سکونت‌بودن، تاریح یک‌نواختی داشته است. مردم این‌قسمت، کوچ‌نشین هستند؛ اما در قسمت جنوبی کشور به علت آب‌وهوای مساعدتر، جمعیتی متراکم و شهرنشین دارد. چندعامل باعث مهاجرت‌های گسترده در این‌شبه‌جزیره گردیده است.
اول؛ در قسمت جنوب یک راه بین‌المللی به نام «بخور» وجود داشته که این‌منطقه را از یک‌سو به دریای مدیترانه و از سوی دیگر به مصر متصل می‌نمود؛ اما در آغاز قرن دوم میلادی، دریانوردان رُم متوجه اقیانوس هند گردیدند و راه بین شرق و غرب را به منطقۀ شمالی تغییر دادند و لذا از اهمیت راه‌ جنوب کاسته شد.
دوم؛ در جنوب شبه‌‌جزیره سد بزرگی به نام مارب وجود داشته که عامل مهمی ‌در شکل‌گیری جمعیت بود؛ اما به تعبیر قرآن‌کریم این‌سد شکسته شد و این‌مسئلۀ عامل مهمی ‌در انجام مهاجرت‌ها بوده است. این‌مهاجرت‌ها از دو طریق صورت می‌گرفته است؛ عده‌ای از جنوب به شمال و برخی از شرق به غرب مهاجرت کرده‌اند که در این‌مسیرها به اقتضای زمان و نیاز مهاجران، شهرک‌هایی تأسیس و درنتیجه حکومت‌هایی بوجود آمده است. گروه‌هایی از مهاجرات که از جنوب به شمال کوچ کرده بودند، در شهر مکه مستقر شدند. به‌طور مشخص، دو قبیلۀ خزاعه و جرهم در این‌شهر سکنا گزیدند که بیشتر مردم عربستان از این‌دو قبیله نشات می‌گیرند. در حال حاضر، تعداد ۴هزارقبیله در این‌کشور وجود دارد.[۹]
نیروی کار عربستانی
عامر محسن(روزنامه‌نگار عرب) در روزنامۀ الأخبار چاپ لبنان در مقاله‌ای تحت عنوان «هدردادن ثروت قارون و پیمودن راه زوال عربستان‌سعودی» به وضعیت اشتغال مردم عربستان پرداخته و نوشته: «شاید نتوان باور کرد که بیش از ۸۰درصد مردم کشور عربستان کار نمی‌کنند که این‌خود عددی نجومی ‌و شگفت‌انگیز است. به‌علاوه بخش خصوصی این‌کشور توسط اشخاص بیگانه اداره می‌شود.‌ به دیگر سخن، اشخاصی که حتی سنگی را بر سنگ دیگر می‌گذارند یا در این‌کشور فعالیتی انجام می‌دهند از اهالی آن نیستند.» وی با اشاره به برخی آمارهای سِن و اشتغال در عربستان می‌افزاید: «طبق آمار و ارقام رسمی ‌عربستان‌سعودی در سال ۲۰۱۳ بازار کار این‌کشور چیزی نزدیک به ۵میلیون‌نفر از هم‌وطنان را در خود جای داده که برخی مشغول کار و عده‌ای نیز بیکار هستند و درواقع مشکل اساسی از همین‌جا شروع می‌شود. در عربستان‌سعودی بیش از ۱۱میلیون شهروند مرد و زن وجود دارد که سن آنها بالای ۱۵ است و قادر به انجام کار هستند؛ ‌اما در عین‌حال بیش از نیمی‌ از آنان اصلاً وارد بازار کار و تولید نمی‌شوند؛‌ یا بدین‌دلیل که زن هستند یا به این‌علت که از یافتن شغل مناسب ناامید شده‌اند. از میان این‌ ۵میلیون‌نفر چیزی قریب به یک‌میلیون‌وهفتصدهزارنفر در ادارات دولتی و ارتش مشغول کارند. همچنین نیمی‌ دیگر از جمعیت عربستان در بخش آموزشی مشغول به انجام کارند و تقریبا ۳۰۰هزارنفر در بخش بهداشت و درمان کار می‌کنند. هدف از بیان این‌آمار مشخص است: اغلب شهروندان سعودی در پست‌های دولتی کار می‌کنند و دولت حقوق آنان را پرداخت می‌کند.»[۱۰]
بالغ بر ۹میلیون کارگر خارجی در عربستان مشغول به کار هستند؛ گرچه عربستان سعی دارد در راستای ایجاد اشتغال برای اتباع خود، این‌رقم را کاهش دهد.‌ بنابراین‌دست به یکسری اقدامات زده است تا بتواند کارگران بیشتری را از کشور اخراج کند. طبق اصلاحیه قانون کار در عربستان در ۱۴۳۴ق، هیچ‌کارگر مهاجری حق کارکردن در عربستان را ندارد؛ مگر اینکه به کفالت یک شهروند عربستانی درآید یا برای پروژۀ مخصوصی به حضور وی نیاز باشد. این‌قانون عملاً سیستم بردگی را نهادینه کرده است؛ چراکه برای کارکردن و ماندن در عربستان، مجبور می‌شوند تن به هر ذلتی بدهند. در بسیاری مواقع کارفرمایان، گذرنامه‌های کارگران را به گرو می‌گیرند.
۳- وضعیت اقتصادی عربستان
آنچه در کشور عربستان تعیین‌کننده و جهت‌دهندۀ حرکت اقتصادی است و قادر است چهرۀ جامعه را دگرگون کند، نفت است. عربستان با بهره‌گیری از نفت توانست از یک کشور نیمه‌بدوی و فقیر به یک کشور ثروتمند تبدیل شود. در چندسال اخیر هم بخش خصوصی همگام با بخش دولتی با سرعت فزاینده‌ای به سمت پروژه‌های چشم‌گیر گام برداشته است. کمپانی‌های خارجی، تراست‌ها و کارتل‌های بزرگ امید زیادی به برنامه توسعه اقتصادی عربستان دارند. علاوه بر آن، بازار داغ فروش کالا در ایام حج برای سرمایه‌داران بزرگ و کشورهای صنعتی اهمیت بسیارزیادی دارد و هرگز حاضر نیستند چنین بازار سوددهی را براحتی از دست بدهند. بنابراین نفت هم‌چنان حرف اول در اقتصاد عربستان می‌زند.[۱۱] عربستان‌سعودی بزرگ‌ترین تولیدکننده و صادرکننده میعانات نفتی جهان و دومین تولیدکننده نفت خام پس از روسیه به شمار می‌رود. اقتصاد عربستان به‌شدت وابسته به نفت و صنایع وابسته آن از جمله پتروشیمی‌ و پالایش نفت است. درآمدهای صادرات نفت، ۹۰درصد درآمدهای صادراتی عربستان‌سعودی و بیش‌از ۴۰درصد تولید ناخالص داخلی این‌کشور را شامل می‌شود.[۱۲]
۴- فساد مالی
سیستم قدرت در عربستان‌سعودی به‌گونه‌ای است که امکان فساد در آن امری قطعی است. اساساً ساختارهای بسته و به دور از نظارت‌های دموکراتیک، علاقه‌ای به شفافیت نداشته و اگر اطلاع‌رسانی قطره‌ای نیز در این‌حوزه صورت گیرد، بیشتر برای فریب افکار عمومی ‌است. در چنین‌شرایطی، وقتی قدرت به‌صورت خاندانی توزیع شود، فضای رانت برای اعضای خاندان به‌شدت فراهم است و امکان فساد مالی و اداری چندین برابر می‌شود. مداخلۀ گستردۀ دولت در اقتصاد به همراه ضرورت اتخاذ سیاست‌های اقتصادی که مشروعیت سیاسی شکننده را افزایش دهد، باعث شده تا اقدامات اقتصادی و رانت‌جویانه در مقیاس وسیع در برخی کشورهای خاورمیانه و از جمله عربستان ایجاد شود.[۱۳]
خاندان حاکم بر کشورهای عربی مخصوصاً عربستان با در اختیارگرفتن ثروت‌های عظیم نفتی، انواع فسادهای مالی و اداری را در این‌کشور مرتکب می‌شوند؛ به‌طوری‌که درواقع حق بیشتر شهروندان این‌کشور مصادره می‌شود. آمار بالای بیکاری و فقر در کشورهای عربی، نتیجۀ فساد مالی و اداری است که از سوی دستگاه حاکم بویژه شاهزادگان برای شهروندان این‌کشورها به ارمغان آورده است. عبدالحمید العمری(تحلیل‌گر مسایل اقتصادی و عضو انجمن اقتصاد عربستان) اوضاع اقتصادی این‌کشور را بسیارناگوار می‌داند. بنابر گفتۀ او: فقر در عربستان‌سعودی بسیارفراتر از دیگر کشورهای جهان است. نسبت بیکاری در عربستان از کشورهای آفریقایی هم بالاتر است و بدتر اینکه میزان فقر در عربستان حتی از کشورهایی که عربستان به آنها کمک مالی می‌کند، بیشتر است! العمری تصریح می‌کند که یک‌میلیون‌نفر از کارمندان و نظامیان که در دستگاه دولتی فعالیت می‌کنند، بدهکار بانک‌ها هستند که این‌میزان برابر با ۹۹درصد آمار کارمندان این‌دستگاه است.
یکی از معدود تحقیقات دربارۀ پدیدۀ فساد مالی، اداری و انحصار ثروت توسط خاندان حاکم در عربستان را روزنامۀ عکاظ در تحقیقی به قلم دکتر محمد الحربی(روزنامه‌نگار عربستانی) منتشر کرد. در این‌تحقیق از رقم سرسام‌آور هزینۀ طرح‌های بزرگ در عربستان صحبت شده؛ به‌طوری‌که هزینۀ برخی از پروژه‌ها پنج‌برابر مشابه آن در دیگر کشورهای جهان است. دکتر یوسف مکی(سردبیر یکی از روزنامه‌های عربستان) هم در مصاحبه با شبکۀ خبری الجزیره گفته که فساد مالی در طرح‌های زیربنایی عربستان زیاد است و باید برای ریشه‌کن کردن آن تلاش کرد. او در این‌ گفت‌وگو تصریح کرده با اینکه فساد موجود در پروژه‌های زیربنایی به زندگی مردم و جامعه عربستان لطمه وارد می‌کند؛ اما بر این‌طرح‌ها نظارت واقعی وجود ندارد.[۱۴]
۵- وابستگی اقتصادی عربستان
کشورهایی که اقتصاد خود را تک‌محصولی مدیریت می‌کنند، همیشه در معرض تهدیدهای بیرونی قرار دارند. عربستان نیز یکی از همین‌کشورها است. عمده‌فعالیت‌های اقتصادیِ این‌کشور مبتنی بر نفت و فراورده‌‌های آن است. تصور سال‌های بدون نفت برای مقامات این‌کشور، تلخ است. اقتصاد رانتی سعودی از این‌منظر که صرفاً از یک نعمت خدادادیِ زیرزمینی، به سامان‌دهی اقتصاد خود می‌پردازد، در بلندمدت شرایط سختی برای این‌کشور رقم خواهدزد.
ولید‌بن طلال(شاهزاده مشهور سعودی) که از او به‌عنوان ثروتمندترین فرد در جهان عرب یاد می‌شود، در سیزدهم ماه مه ۲۰۱۳، نامه‌ای سرگشاده به علی نعیمی(وزیر نفت عربستان‌سعودی) و چندوزیر دیگر فرستاد و متن این‌نامه را در سایت توئیترش منتشر کرد. او در این‌نامه هشدار داد که توسعۀ فن‌آوری استخراج نفت از منابع سنگ نفت، اقتصاد وابسته به نفت عربستان‌سعودی را به ‌مخاطره‌ انداخته است. وی معتقد است پیشرفت سریع صنعت «سنگ نفت» و گاز طبیعی در آمریکا، نیاز این‌کشور به نفت سازمان کشورهای صادرکنندۀ نفت، اوپک، را کاهش خواهدداد. شاهزاده ولید در نامه‌اش تأکید کرده که کاهش واردات نفت در بسیاری از کشورهای جهان، باعث شده که عربستان‌سعودی، بزرگ‌ترین صادر کننده نفت در جهان، درحال‌حاضر، کمتر از ظرفیتش نفت تولید کند. او هشدار داده که تداوم این‌روند، یعنی تداوم کاهش تقاضا و این‌روند اقتصاد عربستان‌سعودی را که ۹۲درصد وابسته به درآمد نفت است، به مخاطره خواهد انداخت.[۱۵]
اقتصاد به ظاهر موفق عربستان در شرایطی هم‌چنان ادامه دارد که وابستگی آن به نفت در بلندمدت، آسیب‌های جدی‌ای برای آن ایجاد خواهدکرد.
منابع
۱- «جمعیت عربستان از مرز ۳۰میلیون‌نفر گذشت»، نوشته‌شده در خبرگزاری ایسنا isna.ir،  (۲۸ بهمن ۱۳۹۲).
۲- «شرایط کارگران مهاجر در کشورهای عربی حاشیه خلیج‌‌فارس»، نوشته‌شده در خبرگزاری فارس farsnews.ir، (۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳).
۳- «فساد مالی و شکاف طبقاتی در عربستان»، نوشته‌شده در خبرگزاری ایرنا irna.ir، (۲۴ شهریور ۱۳۹۲).
۴- «وقتی وابستگی اقتصادی به نفت، حتی آل‌سعود را هم نگران می‌کند»، نوشته‌شده در رجانیوز rajanews.ir، (۹ مرداد ۱۳۹۲).
۵- اسلامی، محسن. عربستان‌سعودی در یک نگاه. قم: نشر فقاهت.
۶- برادران شرکاء، حمیدرضا و جعفری، آمنه، چشم‌انداز ۲۰۲۵ عربستان‌سعودی، تهران: پژوهشکده تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، ۹ مرداد ۱۳۹۲٫
۷- برزگر، ابراهیم، «تحولات سیاسی‌اجتماعی عربستان‌سعودی»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه. سال دوم، ش۴٫
۸- دارابی، بهنام، «نسبت دین و دولت؛ مناسبات دو خاندان». نوشته شده در رحما در: rohama.org، بی‌تا.
۹- سردارنیا، خلیل‌الله، درآمدی بر جامعه‌شناسی سیاسی خاورمیانه، تهران: ‌بنیاد حقوقی میزان، ۱۳۹۲ش.
۱۰- عظیمی، رقیه‌سادات، عربستان؛ کتاب سبز، تهران: انتشارات وزارت امور خارجه، ۱۳۷۵ش.
۱۱- فقیهی، علی‌اصغر، وهابیان. تهران: اسماعیلیان، ۱۳۶۴ش.
۱۲- کامروا، مهران، خاورمیانه معاصر، ترجمه: محمدباقر قالیباف و موسی پورموسوی، تهران: انتشارات قومس، ۱۳۸۸ش.
۱۳- کرمی، کامران، «وضعیت، جایگاه و آینده شیعیان در معادلات سیاسی عربستان»، مرکز بین‌المللی صلح (IPSC)، (۲۷ دی ۱۳۸۹).
۱۴- گسترده انرژی، «پنجاه درصد صادرات نفت عربستان به شرق آسیا»، سال چهارم، ش۴۱، ۱۳۸۹ش.
۱۵- محسن، عامر، «هشتاددرصد مردم عربستان کار نمی‌کنند». روزنامه الاخبار لبنان، ترجمه شده در پایگاه خبری تحلیلی فردا
fardanews.ir، (۱۱ آبان ۱۳۹۲).
[۱]. رقیه‌سادات عظیمی، عربستان، ص۱۶٫
[۲]. علی‌اصغر فقیهی، وهابیان، ص۳۷۵٫
[۳]. بهنام دارابی، مقاله «نسبت دین و دولت؛ مناسبات دو خاندان»، نوشته شده در رُحما(rohama.org).
[۴]. رقیه‌سادات عظیمی، عربستان، ص۲۰-۲۱٫
[۵]. ابراهیم برزگر، مقاله «تحولات سیاسی‌اجتماعی عربستان‌سعودی»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه. سال دوم، ش۴، ص۱۴۵٫
[۶]. خبرگزاری ایسنا isna.ir در ۲۸بهمن ۱۳۹۲: «جمعیت عربستان از مرز ۳۰میلیون‌نفر گذشت».
[۷]. کامران کرمی، مقاله «وضعیت، جایگاه و آینده شیعیان در معادلات سیاسی عربستان»، مرکز بین‌المللی صلح (IPSC) تاریخ ۲۷ دی ۱۳۸۹ش.
[۸]. محسن اسلامی، عربستان‌سعودی در یک نگاه، ص۱۴٫
[۹]. رقیه‌سادات عظیمی، عربستان، ص۸-۹٫
[۱۰]. عامر محسن، مقاله «هشتاد درصد مردم عربستان کار نمی‌کنند»، روزنامه الاخبار لبنان. ترجمه شده در پایگاه خبری تحلیلی فردا fardanews.ir در تاریخ  ۱۱ آبان ۱۳۹۲٫
[۱۱]. رقیه‌سادات عظیمی، عربستان،ص۵۵٫
[۱۲]. گسترده انرژی، مقاله «پنجاه درصد صادرات نفت عربستان به شرق آسیا»، سال چهارم، ش۴۱، ص۲۰٫
[۱۳]. ر.ک: کامروا، خاورمیانه معاصر، ترجمه: محمدباقر قالیباف و موسی پورموسوی.
[۱۴]. «فساد مالی و شکاف طبقاتی در عربستان»، نوشته شده در خبرگزاری ایرنا irna.ir تاریخ  ۲۴ شهریور ۱۳۹۲٫
[۱۵]. «وقتی وابستگی اقتصادی به نفت، حتی آل‌سعود را هم نگران می‌کند»، نوشته شده در رجانیوز rajanews.ir تاریخ ۹ مرداد ۱۳۹۲