نقد و بررسی دیدگاه وهابیت دربارۀ زیارت
مقدمه
مسلمانان در طول تاریخ بر جواز و بلکه استحباب زیارت قبور پیامبر(ص) و اولیای الهی و به تبع آن، سفر برای این مهم، اجماع داشته‌‌اند.
تا اینکه در قرن هفتم، ابن‌تیمیه اوّلین کسی بود که شدیداً با آن مخالفت کرد و به حرمت آن فتوا داد. و در قرن دوازدهم، مجدداً محمد‌بن عبدالوهاب به ترویج فتاوای ابن‌تیمیه روی آورد.
این‌درس در پیِ واکاوی زیارت از نگاه اینها و نیز باور عامۀ سایر مسلمانان در این‌موضوعِ اختلافی است.
مفهوم‌شناسیِ زیارت
زیارت در لغت به معنای قصد است. و در اصطلاح نیز به معنای قصدکردنِ شخص زیارت‌شده به‌جهت اکرام و انس‌گرفتن به اوست.
۱- فتاوای وهابیان در باب زیارت
۱-۱- مخالفان زیارت
ابن‌تیمیه از کسانی است که قایل به عدم جواز زیارت است و در تضعیف روایات مربوط به زیارت می‌گوید:
احادیثی که از پیامبر(ص) دربارۀ زیارت قبور رسیده، تماماً ضعیف بلکه جعلی است و در روایتی دیگر می‌گوید بلکه دروغ است.
گروه فتاوای دائمی وهابیان نیز می‌گویند: بستن بار سفر به‌جهت زیارت قبور انبیا و صالحان و دیگران جایز نیست؛ بلکه بدعت است.
شیخ بن‌باز نیز بر عقیدۀ ابن‌تیمیه است و زیارت را حرام می‌داند.
۲-۱- موافقان زیارت
علمای اهل‌سنت به جز وهابیان، عموماً فتوا به جواز بلکه استحباب زیارت قبر پیامبر(ص) داده‌‌اند: مانند ابوالحسن ماوَردی، ابواسحاق ابراهیم‌بن محمد شیرازی(فقیه شافعی، م۴۷۶ق)، ابن‌قدامه مقدسی‌حنبلی(م۶۲۰ق)، محیی‌الدین نووی‌شافعی(م حدود ۶۷۷ق)، حافظ ابوالعباس قسطلانی‌مصری(م۹۲۳ق) و ابوزکریا نووی.
۲- زیارت قبر پیامبراکرم(ص) از نظر قرآن (شدِّ رِحال)
در باب زیارت قبر پیامبر(ص) باید به گفتۀ خداوندمتعال در سوره مبارکه نساء آیه ۶۴ تمسک کرد آنجا که می فرماید:
« وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوکَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا»؛
«و اگر هنگامی که گروه منافقان به گناه بر خود ستم کردند از کردار خود به خدا توبه کرده و به تو رجوع می‌کردند و پیامبر بر آنها استغفار می‌کرد، البته در این‌حال خدا را توبه‌پذیرِ مهربان می‌یافتند.»
گرچه ظاهر آیه مربوط به زمان حیات پیامبر(ص) است و کسانی که گناهکار بودند نزد ایشان آمده و اقرار به گناه می‌کردند و از آن‌حضرت می‌خواستند تا از خداوند برای آنان طلب مغفرت کند و آن‌گاه خداوند آنان‌را بیامرزد؛ اما عالمان اسلامی آن‌را به پس‌از وفاتِ آن‌حضرت نیز تعمیم داده‌‌اند.
مثلاً سُبکی در شفاءُ‌السقام می‌گوید:
«هرچند آیه، مربوط به حال حیات پیامبر(ص) است؛ ولی به جهت بزرگداشت آن‌حضرت این، رتبه و مقامی است که با رحلت حضرت(ص) قطع نمی‌شود. و آیه در مورد اقوام معیّنی در حال حیات پیامبر و یا بعد از رحلت او وارد شده؛ لذا علما از آیه، عموم فهمیده‌‌اند؛ پس مستحب است هرکس به زیارت قبر ایشان می‌آید، این‌آیه را قرائت کند و از خداوند استغفار نماید.»
بنابراین پس‌از وفات نیز به زیارت قبر پیامبررفتن و ایشان را واسطه‌قراردادن، اشکالی ندارد. براین‌اساس مشاهده می‌کنیم که صحابه پس‌از فوت پیامبر(ص) نیز سر قبر ایشان می‌آمدند و ایشان را واسطۀ بخشش گناهان خود می‌دانستند.
۳- سیرۀ عملیِ مسلمان (واهل‌سنت) در زیارت
با مراجعه به سیرۀ پیشینیان از صحابه، تابعین و دیگران پی می‌بریم که زیارت قبر پیامبر(ص) شیوۀ آنان بوده است. از این افراد می‌توان به امام علی(ع)؛ جابر‌بن عبدالله؛ ابوایّوب انصاری؛ بلال حبشی؛ و ابن‌کثیر دمشقی اشاره کرد.
۴- اعتراض علمای اهل‌سنت بiه ابن‌تیمیه به جهت منع او از زیارت
از آنجاکه ابن‌تیمیه از اولین مخالفان شدّ رحال در زیارت قبور پیامبر(ص) و اولیا است، و این نظریه‌ای است که مخالف با رأی و عملکرد غالب بلکه عموم مسلمانان است؛ لذا افراد بسیاری علیه او جبهه‌گیری کرده و مطالبی را بیان کرده‌‌اند؛ ازآن‌جمله ابن‌حجر عسقلانی و ابن حجر هیتمی است.
۵- بررسی و نقد احادیث و فتاوای وهابیان در باب زنان و زیارت قبور
وهابیان قایل به عدم مشروعیّت، بلکه حرمت زیارت قبور برای زنان نیز هستند، و آن‌را برای مردان درصورتی‌که بدون شدِّ رحال و سفر برای زیارت باشد، جایز می‌دانند.
مثلاً شیخ ‌بن‌باز می‌گوید:
«همانا از رحمت و احسان خداوند است که زیارت قبور را برای زنان حرام کرده است تا به فتنه نیفتند و به فتنه دچار نشوند.»
او همچنین می‌گوید: «از رسول‌‌الله(ص) رسیده است که ایشان زنان زیارت‌کنندۀ قبور را لعن کرده‌‌اند. این‌مطلب و سخن در روایت ابن‌عباس، ابو‌هریره و حدیث حسان‌بن ثابت موجود است که علما از آنها حرمت زیارت قبور برای زنان ‌را برداشت کرده‌‌اند»
نقد: تمسک وهابیت به روایات مخدوش و ضعیفُ‌السند است. شکى نیست که بیشتر احکام اسلام براى مردان و زنان یکسان‏اند و اگر استثنایى در میان بیاید، نیازمند دلیل است. پیامبر(ص) خطاب به مسلمانان فرموده است:
«زُورُوا القبورَ فَانّها تُذَکِّرُکُمُ الآخِرَهَ.»
هرچند خطاب این‌روایت به‏ جمع مذکّر است؛ اما عُرف آیات و روایات این است که همۀ خطاب‏ها زنان ‌را نیز دربرمى‏گیرند؛ مگر دلیلى بر عدم اشتراک در میان باشد. بدین‌سان، خطابِ «زُورُوا» زنان ‌را نیز دربرمى‌گیرد؛ همانند حکمِ «أقیمُوا الصَّلوهَ» و «آتُوا الزَّکوهَ» که شامل مرد و زن است.
۱-۵- بررسی روایات موافق در باب زنان و زیارت قبور
آنچه وهابیان و مفتیان آنان می‌گویند با روایات متعددی که از طریق اهل‌سنت روایت شده، مخالف است. مانندحدیثی که عبدالله‌بن ابی‌ملیکه نقل کرده که در این‌حدیث عایشه از پیامبر(ص) نقل می‌کند که حضرت، زن‌ها را برای زیارت قبور امر فرمود، بعد از آنکه قبلاً نهی فرموده بود. و با استناد به امر رسول‌خدا(ص)، خود به زیارت قبر برادرش عبدالرحمان می‌رفت.
۶- فتاوا واحادیث وهابیان در باب دعا و نماز نزد قبور
یکى دیگر از شبهاتى که توسّط مبلغان وهابیت مطرح مى‌شود، خواندن دعا و نماز در کنار مرقد پیامبران، امامان، علما و قبور سایر مسلمانان است. آنان همواره در بقیع و مزار شهداى اُحد و سایر اماکن، از خواندن نماز و دعا جلوگیرى می‌کنند، و خواندن قرآن یا فاتحه براى اموات را کارى بیهوده و بلکه بدعت و حرام مى‌دانند.
ابن‌تیمیه می‌گوید: «هیچ‌کس از علمای مسلمین نگفته نماز نزد قبور مستحب است یا در آن فضیلتی وجود دارد و همچنین دعا و نماز نزد قبور برتر است از دعا و نماز در غیر آن. بلکه اتفاق دارند علمای اسلام بر اینکه نماز در مساجد و خانه بهتر و با فضلیت‌تر از نماز نزد قبور انبیا و صالحین است.»
شاگردان امروزین مکتب ابن‌تیمیه نیز برهمان اعتقاد استاد خویش‌اَند.
مثل بن‌باز که می‌گوید: «پیامبر نماز نزد قبور را منع کرده‌‌اند و یهود و نصاری را بخاطر اینکه قبور انبیای خویش را مسجد قرار می‌دادند لعن کرده‌‌اند.»
آنان در مقام استدلال به چندروایت از پیامبراکرم(ص) استدلال کرده‌‌اند؛ مانند روایت ابوسعید خدرى که گفته است: رسول‌خدا(ص) فرمود: «همۀ زمین مسجد است، جز مقبره و حمّام.» و روایتی دیگر که در آن، پیامبر(ص) از نماز در میان قبرها نهى فرموده است.»
 وهابیان از مجموع این‌روایات استفاده می‌کنند که نمازخواندن در کنار قبرها حرام است؛ زیرا پیامبر(ص) از خواندن نماز در کنار قبرها نهى کرده است، و نهى ایشان، ظهور در حرمت دارد. در این‌جهت تفاوتى میان قبرهاى افراد معمولى و قبرهاى پیامبران و امامان و شهدا نیست؛ زیرا روایات مطلق است و شامل همۀ این‌موارد مى‌شود.
۱-۶- نقد فتاوا واحادیث وهابیان در باب دعا و نماز نزد قبور
و امّا روایات پنج‌گانه‌ دربارۀ نهى اقامۀ نماز در کنار قبور، جملگی از استحکام لازم برخوردار نیست و قدرت تخصیص عمومات را نداشته و دلالت بر حرمت ندارند. مثلاً دربارۀ ابوسعید خدرى باید گفت: این‌روایت با سندهاى نامتوازن و مضطرب از ابوسعید نقل شده است.
ترمذى مى‌گوید: «حدیث أبوسعید از عبدالعزیز‌بن محمد به دو روایت نقل شده است. بعضى ابوسعید را در سند روایت ذکر کرده‌‌اند، و بعضى ذکر نکرده‌‌اند و لذا این‌حدیث اضطراب دارد.
۷- بررسی حکم گونه‌های دعا در کنار قبر
۱-۷- اینکه کسى به گورستان برود و در کنار قبرها براى آمرزش گناهان خود و مردگان طلب مغفرت نماید و براى شادى ارواح آنان قرآن بخواند. در این‌باره، بدون شک دعا و طلب آمرزش براى خود و سایرین در هرمکانى که باشد، ستودنى و جایز است؛
چرا که خداوندمتعال درسوره مبارکه غافر آیه ۶۰ مى‌فرماید:
«وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ»
در این‌آیۀ شریفه براى انجام دعا، مکان خاصى تعیین نشده است. در هیچ‌روایتى نیز از دعا و قرائت قرآن در کنار قبور نهى نشده؛ بلکه برعکس، در بسیارى از روایات، دعا و قرآن در کنار قبور، موجب تخفیف عذاب براى صاحب قبر و ثواب براى دعاکننده دانسته شده است.
و نیز روایات فروان دیگرى در کتاب‌هاى اهل‌سنت نقل شده و حکایت از استحباب دعا در کنار قبور دارد.
مانند ذهبى در سیره أعلامُ النَّبَلاء مى‌نویسد:
«دعا در کنار قبور پیامبران و اولیا و سایر بارگاه‌ها مستجاب است؛ ولى سبب اجابت، حضور و خشوع و تضرّعِ دعاکننده است و بدون شک در بقعۀ مبارک پیامبر(ص) و در مسجد و در وقت سحر، دعا مستجاب است. و دعاى هر مضطرى اجابت مى‌شود.»
۲-۷- کسى که به مشاهد مشرّفه(مانند حرم حضرت رسول(ص) و امامان و اولیا برود و حضور در این‌اماکن را مبارک دانسته، و پیامبران و امامان و اولیا را - ‌که به اعتقاد همۀ مسلمانان زنده هستند- شاهدِ خود بداند و از آنان به اعتبار مقامى که در نزد خداوند دارند، تمنّاى دعا براى آمرزش گناهانش داشته باشد، یقیناً این‌عمل یک عمل عقلایى و پسندیده است.
بنابراین نتیجه مى‌گیریم که نماز در کنار قبور جایز و مکروه است و در مشاهدمشرّفه نه تنها جایز است و کراهت ندارد؛ بلکه روایاتى در کتب حدیثى شیعه وجود دارد که چه‌بسا دلالت بر استحباب نماز در این‌مشاهد نیز داشته باشد.