نقد و بررسی دیدگاه وهابیت دربارۀ نذر و قسم
مقدمه
نذر و قسم ازجمله موضوعاتی است که فقط نزد وهابیان حرام یا شرک‌آلود است. آنان با این‌اعتقاد، تمام مسلمانان شیعه و سنی را متهم به شرک می‌کنند؛ زیرا به گمان آنها این، قسم به غیرخدا و نذر شرک‌آلود است. این‌درس در پیِ بیان این‌ادعای وهابیان و پاسخ بدان‌ها است.
در مورد قسم به غیرِخدا، بین وهابیان و دیگران از پیروان مذاهب اسلامی اختلاف است. برخی آن‌را جایز دانسته و برخی نیز همچون وهابیان آن‌را حرام می‌دانند.
۱- فتاوای وهابیان دربارۀ قسم به غیرِخدا
ابن‌تیمیه در این‌باره معتقد است: قسم خوردن به غیرِخداوند مشروع نیست؛ زیرا از آن نهی شده است یا به نهی تحریمی و یا تنزیهی. علما در این مسئله بر دو قول‌اند و قول صحیح، نهی تحریمی است.
بن‌باز از مفتیان بزرگ وهابیان نیز می‌گوید: قسم به کعبه و غیرِ آن از مخلوقات، جایز نیست.
۲- نقد و بررسی دیدگاه وهابیان دربارۀ قسم به غیرِخدا
برای روشن‌شدن موضوع بحث و حکم آن، در ابتدا به نکاتی اشاره می‌‌کنیم که در نقد دیدگاه وهابیان اساسی است.
۱-۲- اَعمال به نیت است
اگر مقصود کسی که به غیرِخدا قسم می‌خورد این است که با آن، غیرِخدا را تعظیم و تجلیل کند، درحقیقت، آن خضوع و تجلیل غیرِخدا به‌شمار می‌آید. بدیهی است اگر قصد او ربوبیت و الوهیت کسی که به وی قسم خورده است نباشد، هیچ‌اشکالی در آن نیست.
۲-۲- قسم‌خوردن خداوندمتعال به غیرِخود
خداوندمتعال در آیات بسیاری به غیرِخود قسم یاد کرده است؛ مانند آیه ۱ تا ۷ از سوره مبارکه شمس:
«بسم الله الرحمن * وَالشَّمْسِ وَضُحاها * وَالْقَمَرِ إِذا تَلاها * وَالنَّهارِ إِذا جَلاَّها * وَاللَّیْلِ إِذا یَغْشاها * وَالسَّماءِ وَما بَناها * وَالأَرْضِ وَما طَحاها * وَنَفْسٍ وَما سَوَّاها * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا
مانند قسم به خورشید و گسترش نور آن، سوگند به ماه هنگامی که بعد از خورشید به‌در می‌آید؛ قسم به روز هنگامی که صفحه زمین را روشن می‌سازد؛ قسم به شب آن‌هنگام که زمین را می‌پوشاند وغیره. بنابراین خود خداوند بارها به غیرخود قسم خورده است.
اما اگر کسی بگوید: قسم خوردن خدا به مخلوقاتش اشکالی ندارد؛ ولی بر ما جایز نیست، می‌گوییم: خداوند در سوره مبارکه نساء آیه ۱۴۹ می‌فرماید:
لا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَنْ ظُلِمَ وَ کانَ اللَّهُ سَمیعاً عَلیماً؛
یعنی خداوند دوست ندارد کسی با سخنان خود، بدی‌هارا اظهار کند. بدیهی است که اگر کاری حرام و قبیح است، خداوند نیز آن‌را انجام نمی‌دهد، و اگر خدا انجام می‌دهد معلوم می‌شود که چنین‌کاری حرام و قبیح نیست.
۳-۲- معنای قسم به غیرِخدا
علامه طباطبایی می‌گوید:
«ازجمله مباحث مربوط به این‌باب گفتار برخی است که می‌گویند: "قسم‌یادکردن به غیرِخدا شرک است." سزاوار است که از این‌گوینده سؤال شود که مقصود او از این شرکی که اراده کرده چیست؟
اگر مقصود او آن است که در قسم به غیرِخدا تعظیم کسی است که به او قسم یاد شده و تجلیل امر او به حساب می‌آید؛ چراکه معنای قسم بر این‌امر مبتنی است و در قسم، نوعی خضوع و عبادت اوست و این‌شرک به‌ حساب می‌آید، جوابش این است که هرتعظیمی شرک به حساب نمی‌آید مگراینکه به شخص قسم یادشده عظمت ربوبیت مستقله که از غیرخود بی‌نیاز است داده شود.
خداوندمتعال به بسیاری از مخلوقاتش از قبیل آسمان، زمین، خورشید و ماه قسم خورده است؛ پس چه مانعی است که همان‌کاری را که خداوند انجام داده به اینکه مخلوقات بخشیده‌اش را تعظیم کرده ما نیز این‌کار را انجام دهیم و بر آن اکتفا نماییم. و اگر این کار شرک می‌بود کلام و سخن او سزاوارتر از احتراز از آن بوده و اولی به رعایت آن می‌بود... .
۴-۲- قسم‌خوردن پیامبر(ص) به غیرِخدا
پیامبراکرم(ص) در موارد بسیاری به کسانی جزخدا قسم یاد کرده است؛ مانند جایی که به عمرِ خودش سوگند یاد کرده یا مواردی که به پدر مراجعه‌کننده به آن‌حضرت، سوگند یاد شده است.
۵-۲- قسم‌خوردن صحابه به غیرِخدا
صحابه‌ای مانند علی(‌ع)، ابوبکر، خالدبن ولید وغیره در بسیاری از موارد به غیرِخدا قسم یاد کرده‌اند.
۳- تجویز قسم به پیامبر(ص) نزد احمدبن حنبل
ابن‌تیمیه می‌گوید: احمد درکتاب مناسکش‌که‌برای‌مروَزی(مصاحبش)‌ نوشته ‌می‌گوید: همانا به پیامبر(صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم) در دعایش توسل می‌شود؛ ولی غیر احمد گفته: این درحقیقت قسم‌دادن خدا به اوست.
نقد ادلۀ قائلین به حرمت قسم به غیرِخدا
تِرمذی و ابن‌ماجه نقل کرده‌اند که پیامبر(ص) از عمَر شنید که به پدرش قسم می‌خورد. حضرت فرمود: همانا خداوند شما را نهی کرده که به پدرانتان قسم یاد کنید، و لذا هرکس می‌خواهد قسم بخورد، خدا را سوگند دهد یا ساکت شود. در قبال مدلول ظاهری این‌روایت، باید گفت که:
اولاً: جهت نهی ممکن است این بوده که پدران آنان غالباً مشرک و عبادت‌کنندۀ بت بوده‌اند و لذا هیچ‌حرمت و کرامتی نزد خدا نداشتند تا مجوّز قسم به آنها داده شود؛
ثانیاً: قبلاً اشاره کردیم که رسول‌خدا(ص) به پدر شخصی قسم یاد کرده است؛
ثالثاً: مورد بحث قسم به اولیای الهی است، به جهت مقامی که نزد خداوند دارند.
۴- فتاوای وهابیان دربارۀ نذر برای اولیاء و نقدهای وارد برآن
از جمله اعمالی که وهابیان حکم به تحریم آن داده‌اند، موضوع نذر برای اولیاء‌ است.
ابن‌تیمیه در این‌باره می‌گوید: نذر برای قبور یا اهل‌قبور همانند نذر برای ابراهیم خلیل و فلان‌شیخ معصیت است و لذا وفای به آن جایز نیست.
او در جای دیگر می‌گوید: «علمای ما جایز نمی‌دانند که کسی برای قبری یا مجاوران آن چیزی نذر کند، خواه پول باشد یا روغن چراغ یا شمع یا حیوان و غیر این امور، و تمام این‌نوع نذرها معصیت و حرام است.»
نقد اول:
شکی نیست که نذر برای غیرِخدا به این‌قصد که آن‌شخص شایستگی برای نذر دارد، ازآن‌جهت که مالک اشیا بوده و زمام امور بدست او است، کفر و شرک محسوب می‌شود؛ زیرا نذر از اعظم عبادات است. ولی اگر مقصودِ نذرکننده این باشد که نذرش در واقع صدقه‌ای باشد تا ثواب آن‌را به اولیای الهی هدیه نماید، قطعاً اشکالی ندارد. پیامبر اکرم(ص) به دختری که برای مادرش عملی را نذر کرده بود، فرمودند: «به نذر خود عمل کن.»
از ا‌حادیث استفاده می‌شود که نذر تنها برای بت‌ها اشکال دارد و یا آنکه با عقیدۀ شرک‌آلود همراه باشد.
نقد دوم:
خالدی در نقد ابن‌تیمیه می‌گوید: مسئله دائرمدارِ نیّت نذرکنندگان است؛ زیرا اعمال به نیّات است. لذا اگر قصد نذرکننده، خود میّت و تقرّب به او از این‌راه باشد بطوراتفاق جایز نیست؛
ولی اگر قصد او خدای‌متعال است و نیّتش آن است که زنده‌ها از آن بنحوی بهره ببرند و در ضمن ثواب آن برای کسی باشد که برای او نذر شده ... در این‌صورت وفای به نذر واجب است.»
خالدی بعد از ذکر دو حدیث از ابی‌داوود می‌گوید: و اما استدلال خوارج(وهابیان) به این‌حدیث بر عدم‌جواز نذر در اماکن انبیا و صالحین به گمان اینکه انبیا و صالحین - پناه بر خدا - بت‌هایی هستند و نیز عیدهایی از اعیاد جاهلیت است، این از گمراهی و خرافات و جسارت آنان بر انبیای الهی و اولیای اوست.
پس از مشاهده ادلّه و شواهد و کلمات بزرگانی از علمای اهل سنت به این نتیجه می‌رسیم که نذر کردن پول و اجناس برای امکان مقدسه و مشاهد مشرفه نه تنها حرام نیست، بلکه جایز است و نذر کننده در صورت رسیدن به هدف و برآورده شدن حاجتش باید به نذرش وفا کند و مطابق نذری که انجام داده عمل کند. چون در واقع صدقه است و به قصد تقرب به خداوند انجام می‌گیرد. ما نیز همچون خالدی به مسلمانان توصیه می‌کنیم به سخنان گمراه کننده ابن تیمیه و وهابیان توجه نکنند و مطابق ادله شرعی و عقلی شواهد تاریخی که نشان دهنده سیره مسلمانان در این مسأله است در صورت برآورده شدن حاجتشان، به نذرهای خود وفا کنند.