نقد و بررسی دیدگاه وهابیت دربارۀ تبرُّک
مقدمه
تبرک به آثار صالحان و برگزیدگان امت و اماکن مقدس، از سوی وهابیان به‌شدت حرام است؛ زیرا تبرّک نزد آنها از مصادیق شرک شمرده‌ شده است و به گمان آنها مرتکبین در زمرۀ بدعت‌گذاران و مشرکان هستند. این‌درس، ما را با ریشه‌های تبرّک در منابع اصیل اسلامی و ‌مورد قبول فریقین آشنا می‌کند و هدف این است که ما با یکی دیگر از انحرافات عقیدتی وهابیت آشنا شویم.
۱- مفهوم‌شناسیِ برکت
اصل برکت به معنای ثبات و لزوم و نیز به معنای نماء و زیادی است. ابن‌فارس از خلیل نقل کرده است که البرکه من الزیاده والنماء ؛ یعنی برکت از زیادتی و نمو است.
بنابراین در مفهوم آن، ثبات و لزوم و رشد و نموّ و زیادتی نهفته است و کسی که به چیزی یا کسی متبرک می‌شود درحقیقت، در پیِ تقویت موضع خود است.
۲- مصادیق تبرک در قرآن‌کریم
واژۀ برکت و مشتقات آن در قرآن‌کریم برای افادۀ این معنا به کار رفته است، که خداوند به برخی از اشخاص یا مکان‌ها یا زمان‌های معینی و به جهات خاصی برکت افاضه کرده است. بنابراین ما نیز می‌توانیم از آن برکات استفاده کنیم؛ ولی با این‌اعتقاد که همه‌چیز به اذن و مشیت الهی است. اکنون به برخی از مصادیق آن اشاره می نماییم.
اول: برکت در اشخاص
از برخی آیات استفاده می‌شود که شماری از اشخاص دارای برکت بودهاند؛ مانند:
آیه ۴۸ سوره مبارکه هود نسبت به حضرت نوح(ع)،
قِیلَ یَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلاَمٍ مِّنَّا وَبَرکَاتٍ عَلَیْکَ وَعَلَى أُمَمٍ مِّمَّن مَّعَکَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ یَمَسُّهُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِیمٌ
آیه ۳۱ از سوره مبارکه مریم نسبت به‌حضرت عیسی(ع)،
وَجَعَلَنِی مُبَارَکًا أَیْنَ مَا کُنتُ وَأَوْصَانِی بِالصَّلَاهِ وَالزَّکَاهِ مَا دُمْتُ حَیًّا
آیه ۸ از سوره مبارکه نمل نسبت به حضرت ابراهیم(ع)،
فَلَمَّا جاءَها نُودِیَ أَنْ بُورِکَ مَنْ فِی النَّارِ وَ مَنْ حَوْلَها وَ سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ
و آیه ۲۳ از سوره مبارکه انفال نسبت به پیامبراکرم(ص)
وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فیهِمْ خَیْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ
وآیه ۷۴ از سوره مبارکه آل عمران نسبت به اولیای الهی
یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن یَشَاءُ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ
دوم: برکت در مکان و زمان
از برخی آیات دیگر نیز استفاده می‌شود که بعضی از مکان‌ها دارای برکت هستند؛
مانند این آیه شریفه که خداوند در آن برکت را برای مسجدالحرام یاد آور می شود:
إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبَارَکًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِینَ.»
و آیه اول از سوره مبارکه اسراء برای مسجدُالأقصی؛
سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ
همچنین آیه ۳۰ از سوره مبارکه قصص برای کوه طور؛
فَلَمَّا أَتاها نُودِیَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَیْمَنِ فِی الْبُقْعَهِ الْمُبارَکَهِ مِنَ الشَّجَرَهِ أَنْ یا مُوسی‏ إِنِّی أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمینَ
وآیه ۱۲۵ از سوره مبارکه بقره برای مقام ابراهیم(علیه‌السلام) و برخی زمان‌ها مانند: شب قدر و دهۀ ذی‌حجه.
وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَهً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهیمَ مُصَلًّی وَ عَهِدْنا إِلی‏ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفینَ وَ الْعاکِفینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ
سوم: برکت در پدیده‌های طبیعت
برخی از اشیاء و پدیده‌های طبیعت نیز دارای برکتند؛ مانند: باران؛ درخت زیتون و برکت در آثار پیامبران مانند:
آیه ۹۳ ازسوره مبارکه یوسف که پروردگار نسبت به پیراهن حضرت یوسف(ع) این طور می فرماید:
«اذْهَبُواْ بِقَمِیصِی هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِی یَأْتِ بَصِیرًا وَأْتُونِی بِأَهْلِکُمْ أَجْمَعِینَ.»
وآیه ۲۴۸ از سوره مبارکه بقره که خداوند در رابطه با صندوقچۀ موسی(ع) اینچنین می فرماید:
وَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ آیَهَ مُلْکِهِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ التَّابُوتُ فِیهِ سَکِینَهٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَبَقِیَّهٌ مِمَّا تَرَکَ آلُ مُوسَىٰ وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلَائِکَهُ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَهً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ
۳- تبرک در روایات
روایات بی‌شماری از پیامبراکرم و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) در موضوع تبرک آورده شده است، که بنابر مدلول آنها، تبرک‌جستن امری ممدوح و بلکه سفارش‌شده است. مانند دستور پیامبر درباب کیفیت صلوات.
۴- تبرک در تاریخ
تبرک به آثار انبیا، از جمله مسایلی است که در امت‌های دینی پیشین نیز سابقه داشته است. مانند: آیه ۹۳ از سوره مبارکه یوسف که تبرک حضرت یعقوب‌(ع) به پیراهن فرزندش یوسف‌(ع) را بیان می کند و همچنین آیه ۲۴۸ از سوره مبارکه بقره می فرماید: که تبرک‌جستنِ بنی‌اسرائیل به تابوتی را بیان می کند که گفته می شود این‌ همان تابوتی است که مادر حضرت موسی‌(ع) به امر خدا فرزندش را در آن قرار داد و بر روی آب رها نمود. این‌تابوت در بین بنی‌اسرائیل احترام خاصی داشت؛ به‌حدی که به آن تبرک می‌جستند.
۵- تبرک به پیامبر(‌ص)
نصوص تبرک به آثار پیامبر(ص)‌ دلالت صریح دارد بر اینکه پیامبراکرم(ص) از ذات مبارکش به اشیایی که به آن‌حضرت متعلق بودند، یا به نحوی با حضرت ارتباط می‌گرفتند، نوعی تقدس و تبرک منتقل می‌شده است.
نصوص تبرک به آثار پیامبر(ص)‌ دلالت صریح دارد بر اینکه پیامبراکرم(ص) از ذات مبارکش به اشیایی که به آن‌حضرت متعلق بودند، یا به نحوی با حضرت ارتباط می‌گرفتند، نوعی تقدس و تبرک منتقل می‌شده است.
سیرۀ صحابه در تبرک به پیامبر در زمان حیاتش
تبرک به محل انگشتان پیامبر‌(ص)
در منابع صحیح اهل‌سنت آمده است، بعد از اینکه رسول‌خدا(ص) از خوردن غذا دست می‌کشیدند، برخی صحابه برای تبرک از ظرف غذا به دنبال محل انگشتان مبارک ایشان می‌گشتند.
تبرک به آب وضوی رسول‌الله‌(ص)
در صحیح بخاری صفحه ۵۹ در باب تبرک آب وضوی پیامبراکرم(ص) آمده که زمانی که رسول‌الله وضو می‌گرفتند، صحابه به جهت بهره‌مندی از آب وضوی آن‌حضرت نزدیک بود با هم بجنگند!
تبرک به لباس رسول‌الله(‌ص)
هنگامی‌که فاطمه بنت‌اسد مادر علی‌بن ابی‌طالب وفات کرد، رسول‌خدا(ص) پیراهن خود را بر او پوشانید. حاضران با تعجب گفتند: آنچه را که با این‌جنازه انجام دادی، تا به حال از شما ندیده بودیم! و ایشان فرمودند: «این برای آن است که هیچ‌کس - بعد از ابی‌طالب ‌ـ نسبت به من نیکوکارتر از او نبوده است. من پیراهن خود را بر او پوشاندم تا او از جامه‌های بهشتی بپوشد، و در قبر با او خوابیدم تا از فشار قبر در امان باشد.
تبرک به موی رسول‌الله‌(ص)
در صحیح مسلم جلد اول صفحه ۹۴۸ از انس بن مالک نقل می کند که پیامبر بعد از رمی جمره آرایشگر را خواست و آن مرد سر مبارک حضرت را تراشید حضرت موهایش را به اباطلحه انصاری داد و فرمود: آن را میان مردم تقسیم کن!»
سیرۀ صحابه و تابعین به رسول‌الله پس‌از فوت ایشان
انس بن مالک و تبرک به عصای رسول‌الله‌(ص)
نزد انس‌بن مالک، عصایی از رسول‌خدا(ص) بود که بعد از وفاتش، آن عصا را با او بین پهلو و پیراهنش دفن نمودند.
تبرک صحابی به قبر رسول‌الله(‌ص)
درمسند احمدبن حنبل، ج۵، ص۴۲۲ آمده است ، «از داودبن ابوصالح نقل شده است که مروان‌بن حکم(حاکم اموی) شخصی را دید که کنار قبر پیامبر نشسته است و صورت به قبر او گذاشته است. مروان گردن او را گرفت و گفت می‌دانی چه می‌کنی؟ ولی فهمید ابوایوب انصاری است. ابوایوب هم چنین جواب داد: بله نزد رسول‌الله آمده‌ام و نزد یک سنگ نیامده‌ام.»
تبرک ابن‌عمر به محل نشستن رسول‌الله‌(ص)
درمجلد طبقات الکبری ج۱، ص۲۵۴ آمده است : «ابن عمر به روی منبر رسول‌الله می‌رفت و دستش را به جایی که رسول‌الله نشسته بودند می‌کشید و بعد به صورتش می‌کشید.»
۶- تبرک در اندیشۀ فقهای اهل‌سنت
احمدبن حنبل
در منابع اهل‌سنت دربارۀ تبرک‌جستنِ احمد به وسایل رسول‌الله بسیار است. مانند این حکایت که می گوید: «پدرم را دیدم که تارمویی از موهای پیامبر(ص) را گرفته و بر لب‌های خود می‌گذارد و می‌بوسد، و گمان می‌کنم که آن را بر چشم خود می‌گذاشت و نیز در آبی می‌شست و آن را می‌آشامید و بواسطۀ آن استشفا می‌جست. و نیز دیدم که کاسۀ پیامبر(ص) را گرفته و در آب فرو برده و از آن می‌آشامید. جالب اینجاست که این‌عالم بزرگ اهل‌سنت، مخالفین تبرک را خارجی و اهل‌بدعت شمرده است
زرقانی‌شافعی
زرقانی شافعی می گوید: بوسیدن قبر رسول‌الله(ص) مکروه است مگر به قصد تبرک که در این صورت کراهت ندارد.
ابی‌صیف یمانی‌شافعی
از ابی صیف یمانی شافعی که یکی از علمای شافعی مذهب مکه است نقل شده که بوسیدن قرآن و اجزای حدیث و قبور صالحین جایز است.»
۷- برخی فتاوای وهابیان در رابطه با تبرک
ابن‌عثیمین از مفتیان وهابی می‌گوید: «تبرک به پارچۀ کعبه و مس آن، از جمله بدعت‌ها است... .»
گروه دائمی فتوای وهابیان نیز می‌گویند:
«...توجه‌دادن مردم به این‌مساجد و دست‌کشیدنِ آنها به دیوار و محراب‌ها و تبرک به آنها بدعت و نوعی از انواع شرک بوده و شبیه به عمل کفار در عصر جاهلیت اولی است که نسبت به بت‌های خود انجام می‌دادند.»
ابن‌عثیمین و بن‌باز در فتوایی مشابه معتقدند که:
حُکمِ قراردادنِ قرآن در اتومبیل به‌جهت دفع چشم‌زخم یا محافظت از خطر، بدعت است؛ زیرا صحابه چنین نمی‌کردند؛ بنابراین اصل و اساسی ندارد و مشروع نیست.
نتیجه:
یکی از امور بدیهی در نزد تمامی مسلمانان تبرک به آثار انبیا و اولیای الهی به ویژه رسول گرامی اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلّم) است. روایاتی که در تبرک جستن به آثار آن حضرت در زمان حیات و پس از رحلت وارد شده در حد تواتر معنوی است و سیره مسلمانان بر تبرک جستن به آن حضرت بوده است. اما وهابیان تنها فرقه‌ای هستند که با این کار مخالفت نموده و آن را بدعت می‌شمرند.
تبرک به آثار صالحان و برگزیدگان امت و اماکن و مشاهد مقدسه، از سوی وهابیان به شدت انکار شده و آن را از مصادیق شرک شمرده‌اند و با کسانی که قصد تبرک جستن از آثار انبیا و صالحان را داشته باشند، مبارزه می‌کنند زیرا این فرقه با آنکه از اندیشه استواری در میان صاحب‌نظران اسلامی برخوردار نیست، بر آن است تا اندیشه‌‌های نااستوار و متحجرانه خویش را به سایر مسلمانان تحمیل نموده و خود را تنها میدان‌دار اندیشه و تفکر اسلامی بقبولاند. و حال اینکه با ادلّه مثبت قرآنی و روایی و سیره عملی صحابه تناقض دارد.