حیات برزخی تکامل و سلطه برزخی اولیا
مقدمه
وهابیت توجه به اولیاى الهى را به مانند توجه به سنگ، بى‏اثر و بى‏خاصیت مى‏داند و معتقد است اولیا پس‌از مرگ، ‌ارتباطی با دنیا ندارند و هیچ‌نوع تصرّفی نیز نمی‌توانند داشته باشند. همچنین بر این‌باور است که اعمال خیر و ثواب زندگان به مردگان نمی‌رسد؛ زیرا با مرگ هر کسی پروندۀ اعمال وی نیز بسته می‌شود.
این‌درس پس‌از مفهوم‌شناسیِ حیات و برزخ، به شبهات مربوط بدان در دو مقام و نقد آنها می‌پردازد.
نخست:بررسی شبهات دربارۀ امکان ارتباط مردگان با زندگان و شنیدن آنان؛
دوم:بررسی شبهات دربارۀ تکامل برزخی و بهره‌مندی اموات از زنده‌ها.
۱- مفهوم‌شناسی و کیفیت حیات و برزخ
۱-۱- برزخ در لغت
جوهرى در معناى لغوى برزخ مى‏نویسد: «برزخ در لغت، به‌معناى واسطه بین دو چیز است. ابن‌‌فارس معتقد است: کلمه برزخ از ماده براز مى‏آید که به‌معنىِ زمین گسترده است و براین‌اساس، حرف (خ) در کلمۀ برزخ زاید است، برزخ حایل بین دو چیز است که بین آن‌دو، زمین و مکانى گسترده، فاصله انداخته است. این‌معنا سپس توسعه یافته و به هرحائلى برزخ گفته شده است. راغب‌اصفهانى نیز در این‌باره مى‏نویسد: ریشۀ برزخ، «برزه» است که لغتى غیرعربى است و به‌معنى حاجز و حایل است
۲-۱- برزخ در اصطلاح
عالم برزخ در اصطلاح قرآنی، به عالَم و جهانی گفته می‌شود که انسان پس‌از مرگ تا روز قیامت در آن ‌به سر می‌برد. از این‌رو در اصطلاح قرآن، به عالَمی که از زمان مرگ تا زمان قیامت ادامه می‌یابد، برزخ گفته می‌شود.
۳-۱- دلایل برزخ
آیات و روایات متعددی بر وجود عالم برزخ دلالت دارد. خداوند در آیۀ ۱۰۰ از سورۀ مبارکه مؤمنون صریحاً از این‌عالَم سخن می‌گوید و زمان پس‌از مرگ انسان را تا روز قیامت به‌عنوان برزخ دانسته است: آنجا که می فرماید:
« و مِنْ وِرائِهِمْ بَرَزَخُ إِلى یَوْمِ یُبْعَثُونَ»
و همچنین در آِیۀ ۴۶ سوره غافر می‌فرماید:
« النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْهَا غُدُوًّا وَعَشِیًّا وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَهُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ.»؛
«آتش دوزخ را صبح و شام بر آنها عرضه مى‌‌دارند و چون روز قیامت شود (خطاب آید که) فرعونیان را به سخت‏ترین عذاب جهنم وارد کنید.»
این‌آیۀ شریفه، یکى از آیات اثبات‌کنندۀ عالم برزخ است. زیرا مسئلۀ عرضۀ آتش بر دوزخیان در هر صبح و شام را مطرح نموده و در قیامت، صبح و شامی ‌نیست؛ زیرا در آنجا خورشید و ماه نیست تا صبح و شامی ‌باشد.
۴-۱- چگونگی حیاتِ برزخی
با نگاهی به آیات و روایات، آنچه در وجود انسان اصالت دارد، ‌ساحت روح است. روح انسان نیز همواره نیازمند قالبی است که در آن ‌آرام گیرد؛ اما شکل و شمایل این‌قالب، ‌در عوالم مختلف گوناگون است و با ویژگی‌های آن‌عالم هماهنگ است. جسم انسان در حرکت خود از عالم خاکی به عالم قیامت، ‌در حال تکامل است.
از آن‌رو به قالب برزخی انسان، قالب مثالی یا بدن مثالی می‌گویند که نه به کلی مجرد، و نه مادی محض است؛ بلکه دارای نوعی تجرد برزخی است. تعلق روح به بدن مثالی در جهان برزخ، تا قیامت ادامه دارد و هنگام قیامت، به فرمان خدا دوباره به بدن‌های نخستین با تکامل بیشتر برمی‌گردد.
۵-۱- نِعم و عذاب برزخی
انسان‌ها در مدتی که در عالم برزخ هستند، از دو نوع زندگی متفاوت برخوردارند؛ زیرا برخی از آنان در بهشت برزخی زندگی می‌کنند و از مواهب آن ‌بهره‌مند هستند؛ و برخی دیگر در دوزخ برزخی وارد می‌شوند و در آنجا عذاب می‌شوند. عالَم برزخ، عالم حساب و کتاب ابتدایی است.
۶-۱- ملاقات برزخیان با اهل‌دنیا
۱-۶-۱-با توجه به ماهیت عالم برزخ و احاطه و اشراف آن ‌بر عالَم ماده، ارواح انسان ها در آن‌نظام با اختلاف مراتب، با عالم دنیا و مخصوصا با نزدیکان خود مرتبط بوده و بر آنها اشراف دارند. البته این‌ارتباط، به‌ قدرِ منزلتی است که نزد خدا دارند.
در روایت آمده که میّت به اندازۀ فضایلی که دارد به دنیا سر می زند؛ بنابراین برخی از آنها هرروز به خانوادۀ خود سر می‌زنند، برخی هر دو روز یک‌بار و برخی هر سه روز یک‌بار. آنگاه امام می‌فرماید: کم‌منزلت‌ترینِ آنها حداقل هرجمعه به خانواده و اهلش سَرمی زند. همچنین‌ ارواح‌ مؤمنین‌ اهل‌ خود را دیدار و ملاقات‌ می‌کنند.
۲-۶-۱- وقتی مؤمن اهل و خانوادۀ خود را مشغول اعمال صالح دید، خدا را حمد می کند و شخص کافر به حال آنها حسرت می¬خورد.
۷-۱- ارتباط‌گیری با عالم پس‌از مرگ
وهابیان ارتباط‌گیری میت را پس‌ از مرگش ناممکن می‌دانند، حال‌آنکه سایر فرق این ارتباط را ممکن می‌دانند. در روایات است که مردگان به سبب آنکه در عالم برزخی هستند که از نظر مرتبه و درجه بالاتر از مرتبۀ دنیاست، هم از نظر معرفتی و شناختی و هم از نظر اشراف و احاطۀ علمی ‌و عملی نسبت به دنیا و اهل آن ‌برتر هستند.
وقتی انسان می‌میرد، پرده‌ها کنار می‌رود و با حقایق ملکوتی آشنا می‌شود. در عالم برزخ، این‌محدودیت‌های دنیا و موانع وجود ندارد و انسان‌ها از حواس و ادراکات برتری بهره‌مندند. از این‌روست که ارتباط‌گیری آنان با اهل‌دنیا آسان‌تر است.
یکی از راه‌های ارتباط‌گیریِ مردگان با زندگان از طریق خواب و رؤیا است. مردگان می‌توانند در عالم خواب به نزد زندگان آمده و با آنان سخن گویند و حتی برخی از نیازها و حوایج خود را بگویند تا برآورده شده و مشکلات آنان کم‌تر شود؛ چراکه در خواب همۀ زندگان به عوالم دیگر برده می‌شوند.
ابن‌قیم می‌گوید: به‌طور متواتر در اصناف بنی‌آدم در خواب دیده شده که چگونه ارواح بعد از مرگ‌شان کارهایی می‌کنند که در حال اتصال آنها به بدن، چنین قدرتی نداشته‌اند؛ از آن‌جمله فراری‌دادن لشکریان بسیار با یک، دو یا عدد کم‌ و امثال آن است.
۸-۱- تمایز نظر وهابیت با دیدگاه علمای سایر مذاهب
علماى وهابی حیات انسان در برزخ را فقط منحصر در وقت سؤال دو مَلک(نکیر و منکَر) مى‏دانند و بعد از سؤال آن‌دو ملک، هیچ‌نوع از آثار حیات براى احدى، باقى نمى‏ماند و آن‌را منکر مى‏شوند.
براین‌اساس، آنان عقیده دارند که اولاً: هیچ‌گونه ارتباطی بین زندگان و مردگان وجود ندارد، و مردگان حرف و سخن زندگان را در کنار قبر خود نمی‌شنوند؛
ثانیاً: زندگان نمی‌توانند با مردگان در ارتباط باشند و برای آنان کاری انجام دهند و با قرائت قرآن و صدقه مردگان را شاد نمایند. آنان صدازدنِ مردگان را گرچه از اولیای الهی و انبیا باشند، بی‌معنا و از همین‌رو توسل، شفاعت و ... را از مصادیق شرک مى‏دانند.
در ادامه به شبهات آنان در دو مقام پرداخته و ‌پاسخ داده می‌شود.
مقام اول: بررسی شبهات دربارۀ امکان ارتباط مردگان با زندگان و شنیدن آنان
مقام دوم: بررسی شبهات دربارۀ تکامل برزخی و بهره‌مندی اموات از زنده‌ها
کلیات شبهه در دو مقام
بررسی شِش شبهه دربارۀ امکان ارتباط مردگان با زندگان و شنیدن آنان، و پاسخ بدان‌ها
شبهۀ اول: دلالت آیات بر موت پیامبر(ص)
وهابیان می‌گویند: آیاتی دلالت بر این دارد که پیامبر(ص) نیز خواهد مُرد. از این‌رو پیامبری که به دلالت صریح قرآن می‌میرد، پس چگونه در برزخ است و می‌بیند و می‌شنود؟
پاسخ:
اولاً: آیات استنادی آنها، اشاره به این‌مطلب دارد که مرگ امری حتمی ‌و استثنا ناپذیر است و حتی پیامبر نیز که محبوب‌ترین افراد نزد خداوند است، از این‌دنیا رحلت می‌کند و خلود در دنیا برای هیچ‌کس نیست. بدیهی است که این ربطی به حیات برزخی ندارد.
ثانیاً: اجماع امت بر این ‌است که رسول‌الله(ص) همچون شهدا زنده است.
شبهۀ دوم: بی‌خبریِ رسول‌خدا(ص) از اهل‌دنیا
بِن‌باز می‌گوید: «رسول‌خدا(ص) در هر مکانى موجود نیست و فقط جسم او در قبرش در مدینه منوره، و روحش در بهشت است و آنان از اهل‌دنیا اطلاعى ندارند و همۀ این‌امور قطع مى‌‌شود.»
پاسخ:
همچنان‌که پیش‌ازاین ‌اشاره شد، نه تنها رسول‌خدا(ص) بلکه براساس روایات، ارواح مردم عادی نیز از اهل‌دنیا باخبرند. اما دربارۀ رسول‌خدا(ص) که خبر‌ها به آن‌حضرت می‌رسد روایات متعددی از طریق اهل‌سنت نقل شده است؛ مانند اینکه حافظ هیثمی ‌به سند صحیح از عبدالله‌بن مسعود روایت کرده که پیامبر(ص) می فرمایند:
: «حَیاتِی خَیْرٌ لَکُمْ تُحَدِّثُونَ وَیُحَدِّثُ لَکُمْ، وَوَفاتِی خَیْرٌ لَکُمْ تُعْرَضُ أَعْمالَکُمْ عَلَىَّ فَما رَأَیْتُ مِنْ خَیْرٌ حَمِدْتُ اللهَ وَ ما رَأَیْتُ مِنْ شَرٍّ أَسْتَغْفَرْتُ اللهَ لَکُمْ.»؛
«حیات من برای شما بهتر است، حدیث می‌گویید و حدیث می‌شنوید. و وفات من برای شما بهتر است؛ زیرا اعمال‌تان بر من عرضه می‌شود و هرچه از اعمال خیر ببینم خدا را بر آن ‌شکر می‌گویم، و آنچه از اعمال شر ببینم برای شما استغفار می‌کنم.»
شبهۀ سوم: رسول‌خدا(ص) زائرش را نمی‌بیند
بِن‌باز می‌گوید: «اما اینکه پیامبر(ص) می‌بیند کسی را که بر او سلام می‌کند، این اصل و مدرکی ندارد، و در آیات و احادیث شاهدی بر آن‌ موجود نیست، همان‌گونه که پیامبرعلیه‌الصلاه‌والسلام از احوال اهل‌دنیا و آنچه در آن‌ حادث می‌شود اطلاعی ندارد؛ زیرا میت ارتباطش با دنیا قطع می‌شود.»
پاسخ:
روایات فراوانی نقل شده که رسول خدا زائرش را می‌بیند و جواب سلام را می‌دهد: بیهقی در کتاب «شعبُ‌الایمان» و اصفهانی در کتاب «الترغیب» از ابوهریره نقل کرده که رسول‌خدا(ص) می فرمایند:
«مَنْ صَلّی عَلَىَّ عِنْدَ قَبْرِی سَمِعْتُهُ، وَ مَنْ صَلّی عَلَیَّ نائِیاً بَلَغْتُهُ.»؛
«هرکس بر من نزد قبرم درود فرستد من آن‌را می‌شنوم و هرکس از راه دور بفرستد به من می‌رسد.»
ابن‌قیّم جوزیه در کتاب «الروح» می نویسد:
«سلف بر این‌مطلب اجماع کرده و به تواتر رسیده که شخص مرده، کسانی را که به زیارتش می‌آیند می‌شناسد و از آمدنشان مسرور می‌شود.»
شبهۀ چهارم: ناشنواییِ اموات
وهابیان می‌گویند: از ظاهر برخی آیات قرآن، استفاده می‌شود که اموات چیزی نمی‌شنوند.
پاسخ:
اولاً: منظور از اینکه نمی‌شنوند، این است که بهره نمی‌برند، که از آن ‌به کنایه، تعبیر به «نفی سماع» شده است. یعنی این‌مشرکان آیات تو را می‌شنوند، ولی از آنها بهره‌ای نمی‌برند، همانند مردگان که دیگر از شنیدن پندها بهره‌ای نمی‌برند.
ابن‌قیم جوزیه(شاگرد ابن‌تیمیه) در تفسیراین آیۀ شریفه می گوید:
«فَإِنَّکَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ»
«مراد از آیه، نفی اهلیتِ سماع است،‌ به‌ این‌معنی ‌که قلب‌‌های مشرکان از آنجا که مرده است، تو نمی‌توانی حقایق را به آنان برسانی، همان‌گونه که در اموات نیز چنین است»
ثانیاً: علاوه بر این ‌در روایات فراوان آمده که مردگان می‌شنوند. مثلاً بخاری و مسلم نقل کرده‌اند: «همانا پیامبر(ص) به اهل‌چاهی که اسمش قلیب بود و در منطقۀ بدر جماعتی از کشته‌های کفار در آن ‌افتاده بودند فرمود: آیا شما آنچه را که خدا و رسولش وعده داده حق یافتید؟ من آنچه را خدایم برایم وعده کرده بود، حق یافتم.»
ثالثاً: علاوه‌بر اینها، انبیا و اولیا به‌دلیل خاص نیز می‌شنوند:
ابن‌حزم می‌گوید: «و همچنین است آنچه که مردم بر او اجماع کرده و نص به آن‌دلالت دارد که هر نمازگزار در نماز واجب یا مستحب می‌گوید: درود بر تو ای پیامبر(ص) و رحمت خدا و برکاتش. پس اگر روح او(ص) موجود و برپا نباشد درود فرستادن بر عدم، هدر خواهد بود.»
شبهۀ پنجم: عدم جوازِ صدازدنِ اموات
وهابیان با استناد به آیه ۱۳ و ۱۴ سوره مبارکه فاطر می‌گویند:
یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهارِ وَ یُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْری لِأَجَلٍ مُسَمًّى ذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ لَهُ الْمُلْکُ وَ الَّذینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ ما یَمْلِکُونَ مِنْ قِطْمیرٍ إِنْ تَدْعُوهُمْ لا یَسْمَعُوا دُعاءَکُمْ وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجابُوا لَکُمْ وَ یَوْمَ الْقِیامَهِ یَکْفُرُونَ بِشِرْکِکُمْ وَ لا یُنَبِّئُکَ مِثْلُ خَبیرٍ
دعا به خواندن است و دعا عبادت است؛ از این‌جهت خواندن مردگان و ندادادنِ آنان شرک است.
پاسخ:
اولاً: هر دعا و خواندنی عبادت نیست. و نیز دعا و خواندن مشرکان از آن‌جهت شرک است که آنان بت‌ها را می‌پرستیدند؛ حال‌آنکه هیچ‌مسلمانی انبیا و اولیا را نمی‌پرستد.
خدا در سوره مبارکه عنکبوت آیه ۱۷ می‌فرماید:
«إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا وَتَخْلُقُونَ إِفْکًا إِنَّ الَّذِینَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَا یَمْلِکُونَ لَکُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِندَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْکُرُوا لَهُ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ »؛
«آنهایی را که غیر از خدا پرستش می‌کنید، مالک هیچ‌رزقی برای شما نیستند.»
ثانیاً: سیاق آیه مورد استشهاد دلالت بر آن‌ دارد که چون مشرکان دیدگاه استقلالی به اولیای خود و نیز بت‌ها داشتند و شرک در خالقیت و ربوبیت داشتند مورد مذمت قرار گرفته‌اند.
ثالثاً: دعا به معنای ندادادن است و ندادادن عبادت نیست؛ از این‌رو اگر کسی دیگری را هرچند مرده باشد ندا دهد، مشرک نمی‌شود؛ زیرا یکی از الفاظ ندادادن حرف «یا» است و در آیات و روایات ندا با این‌الفاظ بسیار بکار رفته است:
مثلاً خدا درخصوص ندادادن صالح به قوم خودش پس‌از مرگ‌شان چنین می‌گوید:
«فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَهُ فَأَصْبَحُوا فِی دارِهِمْ جاثِمِینَ * فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ یا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُکُمْ رِسالَهَ رَبِّی وَ نَصَحْتُ لَکُمْ وَ لکِنْ لا تُحِبُّونَ النَّاصِحِینَ»؛
در روایات نیز با حرف ندای «یا» موارد متعددی داریم. مانند اینکه پیامبر(ص) می فرمایند:
«إنَّ الْعَیْنَ تَدْمَعُ وَ الْقَلْبُ یَحْزُنُ وَلا نَقُولُ إِلاّ ما یَرْضی رَبُّنا وَ إِنّا بِفِراقِکَ یا إِبْراهِیمُ لَمَحْزُونُونَ.»؛
«همانا چشم می‌گرید و قلب محزون می‌شود؛ ولی ما به جز چیزی که مورد رضای پروردگارمان باشد نمی‌گوییم، و همانا ما ای ابراهیم در فراق تو محزونیم.»
این‌کلمات را پیامبر(ص) خطاب به فرزندش هنگامی‌ گفتند که ابراهیم از دنیا رحلت کرده بود. وهابیان در این‌باره هیچ‌گونه تأویلی در آیات و روایات را نمی‌پذیرند و همه‌چیز را حمل بر ظاهر می‌کنند.
شبهۀ ششم: عدم قدرت تصرف پیامبر(ص) و اولیا پس‌از مرگ
شیخ عبدالعزیز بِن‌باز می‌گوید: «هرکسی از مردم در هرجای کره زمین بگوید: ای رسول خدا، ای نبی خدا، ای محمّد! کمک کن مرا، دریاب مرا، یاری کن مرا، مریضان مسلمانان را شفا ده، گمشدۀ مسلمانان را برسان و مانند آن، برای خدا شریک در عبادت قرار داده است.»
پاسخ:
پیش‌ازاین، ‌گفته شد که پیامبر(ص) حیات خاص برزخی داشته، می‌بیند و می‌شنود و پاسخ سلام را می‌دهد. به‌همین‌جهت فقهای مذاهب اسلامی‌ فتوا داده‌اند که مسلمانان نزد قبر آن‌حضرت رفته به دستور خداوند عمل کنند که می فرماید:
«وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً»؛
«و اگر این‌مخالفان هنگامی ‌که به خود ستم کردند ]و فرمان‌های خدا را زیر پا گذاردند[ به نزد تو می‌آمدند و از خدا طلب آمرزش می‌کردند و پیامبر هم برای آنها استغفار می‌کرد، خدا را توبه‌پذیر و مهربان می‌یافتند.»
بررسی چهار شبهه دربارۀ تکامل برزخی و بهره‌مندی اموات از زنده‌ها، و پاسخ بدان‌ها
یکی از موضوعات اختلافی بین وهابیان و دیگر علمای مذاهب اسلامی، ‌ارتباط و تعامل بین عالم دنیا و عالم برزخ، و بهرمندی مردگان از ثوابی است که زندگان به آنان اهدا می‌کنند. به بیان دیگر بحث در این ‌است که آیا مردگان پس‌از مرگ نیز به تکامل خود ادامه می‌دهند یا نه؟ وهابیان آن‌را قبول نداشته و دیگر علمای اسلامی ‌آن‌را پذیرفته اند.
شبهۀ اول: ثواب قرائت قرآن برای مرده
ابن‌عثیمین از مفتیان وهابی می‌گوید: «اجیرگرفتن قاری قرآن تا اینکه قرآن‌کریم را بر روح مرده قرائت کند، از بدعت‌ها به‌حساب می‌آید و در آن‌ اجری برای قاری و مرده نیست.»
همچنین گفته‌اند: «قرائت سورۀ یس بر قبر میّت بدعت است و برای آن ‌اساسی نیست، و نیز قرائت قرآن بعد از دفن سنت نیست بلکه بدعت است.»
پاسخ:
بدعت چیزی است که در کتاب و سنت از آن ‌اثری نباشد؛ حال‌آنکه در جواز قرائت قرآن برای میت روایات فراوانی داریم. مانند این روایت که: حمادبن جعفر عبدی، از شهربن حوشب و او از «امّ شریک انصاری» نقل کرده که گفت:
«رسول‌خدا(ص) ما را سفارش کرد که بر جنازه، فاتحهُ‌الکتاب بخوانیم.» بدیهی است که این‌دستور پیامبر(ص) در غیرنماز میت است؛ زیرا نماز میت حمد نمی‌خواهد.
و در روایتی دیگر که در سنن ابن‌ماجه، ج۱، ص۴۷۹ دربارۀ قرائت سورۀ «یس» از پیامبر(ص) نقل شده که فرمود:
«إقرؤا (یس) على موتاکم» «سورۀ یس را بر مرده‌های خود بخوانید.»
همچنین ابن‌قیم(شاگرد ابن‌تیمیه) می‌گوید: «از جماعتی از سلف نقل شده که آنان وصیت می‌کردند، هنگام دفن کنار قبرشان قرآن بخوانند
شبهۀ دوم: اهدای ثواب اعمال برای میت
شورای دائمی ‌وهابیان می‌گویند: «هدیه‌کردن ثوابِ نماز بر میّت، جایز نیست؛ بلکه این‌عمل بدعت است؛ زیرا از پیامبر(ص) و صحابه ثابت نشده است... .»
پاسخ:
اهدای ثواب به میت اشکالی ندارد؛ زیرا روایات فراوانی در جواز اهدای ثواب به میت وارد شده است:
مانند این‌روایت از احمدبن حنبل که به سندش از انس نقل کرده:
«همانا أسود مسجد را تنظیف می‌کرد. او از دنیا رحلت کرد و شبانه دفن شد. نزد پیامبر آمده و خبرش را به او دادند. حضرت فرمود: به سوی قبر او بروید. آنان نزد قبر او آمدند، حضرت فرمود: این‌قبور برای اهلش پر از ظلمت و تاریکی است و خداوندعزوجل با نماز من بر آنان، قبرهایشان را نورانی می‌کند. حضرت کنار قبر آمد و بر او نماز خواند. یکی از انصار عرض کرد: ای رسول‌خدا! همانا برادرم از دنیا رفته و شما برای او نماز نخواندی؟ حضرت فرمود: قبر او کجاست؟ و حضرت با انصار به آنجا رفتند... .»
شبهۀ سوم: بدعت‌بودن اهدای ثواب صدقه به میت
شورای دائمی ‌وهابیان می‌گوید: «توزیع غذا و میوه در کنار قبور بدعت است و برای قاریان جایز نیست که قرآن را بر روی قبرها بخوانند ... زیرا تمام این‌کارها بدعت و منکر بوده و جایز نیست.»
پاسخ:
بدعت چیزی است که درباره‌اش دستوری در دین نیامده باشد؛ حال‌آنکه روایات متعددی بر جواز اهدای ثواب صدقه وارد شده است و میوه و امثال آن ‌در کنار قبر به‌عنوان صدقه گذاشته می‌شود. مانند این روایت که بریده می‌گوید:
«در آن‌هنگام که نزد رسول‌خدا(ص) نشسته بودم، ناگهان زنی وارد شد و گفت: من به مادرم کنیزی را صدقه داده بودم ولی مادرم الآن فوت کرده است. حضرت فرمود: اجرت ثابت شده و آن‌را به ارث خود برگردان. آن‌زن گفت: ای رسول‌خدا! بر ذمۀ او یک‌ماه روزه بوده است، آیا می‌توانم از طرف او انجام دهم؟ حضرت فرمود: آری از طرف او روزه بگیر.»
در(صحیح مسلم، ج۵، ص۷۳ ) از ابوهریره نقل شده:
«إنّ رجلا جاء فقال للنبی(ص): إنَّ أَبِی مَاتَ وَلَمْ یُوصِ، فَهَلْ یُکَفِّرُ عَنْهُ أَنْ أَتَصَدَّقَ عَنْهُ قَالَ - علیه الصلاه والسلام – نَعَمْ
«مردی نزد پیامبر(ص) آمد و به او عرض کرد: پدرم از دنیا رحلت نموده و اموالی را به جای گذاشته ولی وصیت نکرده است، حال اگر از طرف او صدقه دهم کفاره بر او خواهد بود؟ حضرت فرمود: آری.»
شبهۀ چهارم: بدعت تلقینِ میت
ابن‌فوزان از مفتیان وهابی می‌گوید: «انکار تلقین میّت، واجب است؛ زیرا این‌عمل بدعت است».
پاسخ:
آنچه وی می‌گوید برخلاف نظر پیشوای خود، احمدبن حنبل است زیرا از ابن‌حنبل در این‌باره سؤال شد و او این‌عمل را تحسین کرد و حتی به آن ‌دستور داد.
ابن‌قیم جوزیه در کتاب الروح صفحه ۱۶ و ۱۷ می‌گوید: «از روزگاران قدیم تاکنون، مردم بر مردگان‌شان در قبر تلقین می‌خوانند، و اگر مردگان صدای آنان را نمی‌شنیدند و از آن ‌نفع نمی‌بردند، این‌تلقین عبث بوده و بر آن، ‌فایده‌ای مترتّب نمی‌شد.»
از مجموع آنچه گفته شد، می توان نتیجه گرفت که نه تنها میان دنیا و آخرت، ‌عالم برزخ وجود دارد، بلکه برزخیان زندگی ویژه ای را که مخصوص به آن جهان است، ‌تجربه می کنند و به احوال این جهان آگاهند. پیامبرگرامی اسلام (صلی اله علیه و آله) می فرماید:
«النَّاسِ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا»
مردم خوابند، هنگامی که مردند، ‌بیدار می شوند».
همانگونه که انسان در حال خواب، از درجه درک و احساس ضعیفی برخوردار است و حالتی نیمه زنده و نیمه مرده دارد و هنگام بیداری، آن حیات کامل تر می شود. حالت حیات انسان در دنیا، در مقایسه با حیات برزخی، ‌درجه ای ضعیف تر است و با انتقال انسان به عالم برزخ، کامل تر می شود. در این میان، هر چه مقام و منزلت فرد نزد خدا بالاتر باشد، قدرت وی برای ارتباط با این جهان بیشتر است و شکی نیست که روح پیامبران و امامان و اولیای الهی، ‌بیش از دیگران در ارتباط با انسان ها هستند؛ صدای آن ها را می شنوند و قدرت پاسخ گویی به آنها را دارند.
بنابراین، همانگونه که در دنیا می توان از آن ها مدد جست، در جهان برزخ نیز همان روح‌، ناظر و حاضر است و امکان مدد جستن و توسل به ارواح بزرگان دین، هم چنان وجود دارد.