درس سی‌ویکم:آشنایی با اهمّ ردیه‌ها علیه وهابیت و دیدگاه مراجع دینی دربارۀ فتنۀ وهابیان
 چکیده
این‌درس، در دو بخش سامان‌یافته‌است. بخش اول به ذکر اهمّ کتب ردّیه در باب نقد وهابیت می‌پردازد. در بخش دوم نیز به آرا و دیدگاه‌های مراجع تقلید شیعه دربارۀ فرقه وهابیت اشاره می‌کند. در ‌بخش دوم، با دیدگاه حضرات آیات امام‌خمینی، مقام معظم رهبری، مکارم‌شیرازى، فاضل‌لنکرانى، صافى‌گلپایگانى و وحیدخراسانی آشنا خواهیم‌‌شد.
مقدمه
اعتقادات و فقه و آداب و سنن شیعی، ریشه در محکم‌ترین منابع دارد و از زلال‌ترین سرچشمه‌های معرفت و شرع، یعنی قرآن و سنت و تعالیم و سیره پیامبراکرم‌ص و ائمۀ معصومین‌علیهم‌السلام سرچشمه گرفته است. بااین‌حال از دیرباز تاکنون، عده‌ای از روی غرض و دشمنی و گروهی به‌سبب جهل و بی‌خبری، بدترین دروغ‌ها و تهمت‌ها را به شیعه زده‌اند و تا آنجا پیش رفته‌اند که پیروان اهل‌بیت را به شرک نسبت داده‌اند!
علمای بزرگ شیعه از همان قرن‌های نخستین تا عصر حاضر، به شبهات و ردّ دروغ‌ها و تهمت‌های آنان پرداخته‌اند و با تألیف کتاب‌های گوناگون به سبک‌های مختلف، پیروان خاندان رسالت را در دفاع از معتقدات و فرهنگ خود راهنمایی و پشتیبانی کرده‌اند. درگذشته عالمانی چون، شیخ مفید، سید مرتضی، سیدبن طاووس، علامه حلی، قاضی نورالله شوشتری، سلطانُ‌الواعظین به شبهات مخالفان پاسخ گفته و در قرون اخیر نیز بزرگانی چون شیخ جعفر کاشفُ‌الغطاء، علامه محمدرضا مظفر، علامه امینی، علامه شرف‌الدین عاملی، و حضرات آیات و حجج اسلام سید مرتضی عسکری، سید کمال حیدری، جعفر سبحانی، مکارم‌شیرازی، سید عبدالرحیم موسوی، علی احمدی‌میانجی، نجم‌الدین طبسی، علی دوانی، علی‌اصغر رضوانی و دیگران در ردّ و نقد وهابیت تألیفاتی داشته‌اند.
بخش اول. ردیه‌هایی بر وهابیت
برخی از کتب مهم ردیه بر وهابیت عبارتنداز:
۱- منهج الرّشاد لمن اراد السّداد: شیخ جعفر کاشفُ‌الغطاء. ایشان همۀ عقاید محمدبن عبدالوهاب را با دلایل روشن و احادیث معتبر از منابع مورداعتماد و استناد اهل‌تسنن، ابطال نموده است. جالب‌توجه اینکه معظّمٌ‌له این‌‌کتاب را در پاسخ نامۀ «عبدالعزیزبن سعود» تألیف و برای ایشان ارسال نموده است.
۲- کشفُ‌‌الإرتیاب: نوشته علامه عبدالحسین شرف‌الدین عاملی. وی یکی از عالمان برجستۀ شیعه است که در این‌کتاب پس‌از بیان تاریخچه‌ای از جنایات وهابیت، به نقد آرا و مبانی و شبهات آنان ‌پرداخته‌است.
۳- الوهابیه فی المیزان: جعفر سبحانی. این‌کتاب در ردّ عقاید وهابیت نگاشته ‌شده ‌است. مؤلف در مقدمه، به فهم غلط وهابیت از مسئلۀ توحید پرداخته و افراطی‌گری‌های آنها را نشأت گرفته از ابن‌تیمیه می‌داند. در ابتدای کتاب به‌صورت اجمالی به تاریخ ظهور وهابیت و موقعیت محمدبن عبدالوهاب اشاره‌شده‌است.
 
۴- سلفی‌گری و وهابیت: سید مهدی علیزاده‌موسوی. این‌کتاب، یکی از بهترین کتاب‌هایی است که اخیراً در نقد مبانی اعتقادی وهابیت نوشته شده است. جلد اول در رابطه با تبارشناسی و زمینه‌های پیدایش وهابیت است و در جلد دوم(همین‌کتاب) مؤلف به نقد مبانی پرداخته است.
۵- الوهابیون والبیوت المرفوعه: محمدعلی سنقری‌حائری، تحقیق لجنه من العلماء، بی‌تا. کتاب دربارۀ بررسی مشروعیت توسل و تبرک و نقد عقاید وهابیت است. این‌کتاب در سه‌بخش، با مطالبی مستدل، عقیدۀ غیراسلامیِ ‌وهابی‌ها را تبیین کرده است. مؤلف ابتدا ثابت می‌کند که دعا و استعانت از غیر، شرک نیست. وی نشان می‌دهد که اولیای الهی دارای مقام شفاعت‌اند؛ چه در این‌دنیا باشند و چه نباشند. وی سپس دلایل گوناگونی از کتاب و سنت و اجماع مسلمانان بر وقوع استشفاع و توسل می‌آورد.
۶- الوهابیه وأصول الإعتقاد: محمدجواد بلاغی، به کوشش محمدعلی حکیم، بی‌تا. این‌نوشتار که هفدهمین شماره از مجموعۀ «علی‌ مائدۀ‌ الکتاب‌ والسنه» است، پاسخی مستند به آیات و روایات، به «عبدالله‌بن بلهید» قاضیُ‌القضات حجاز است. وی برخی مسایل مورد اعتقاد و عمل شیعه را زیر سؤال برده و براساس آن فتوا داده است. فصل‌های پنجگانه ‌‌کتاب به‌ترتیب؛ عبارت‌است ا‌ز: توحید الله فی العباده، توحید الله فی الأفعال، البناء علی القبور، الصلاه عند القبور و إیقاد السُرج علی‌ها، فی الذبائح والنذور.
۷- الوهابیه دعاوی و ردود: دراسه فی أفکارهم و مناقشه لآرائهم، نجم‌الدین طبسی، ۱۴۲۰ق. مؤلف با شیوۀ بحث روایی و استفاده از شواهد تاریخی به ردّ شبهات وهابیان پرداخته است. وی پس از طرح آرای وهابیان در موضوعاتی چون شفاعت، تبرک به قبور، استغاثه و طلب حوایج، زیارت قبور، نذر، قسم به غیرخدا و ساخت مقبره، با مناقشه در دلایل و احادیث مورد استناد وهابیان و ذکر شواهد تاریخی و نیز آرای علما در این‌باره، به رد دعاوی آنها پرداخته است.
نویسنده در فصل پایانی کتاب، فهرستی از کتب نوشته شده در رد وهابیت را ذکر نموده است. این کتاب با مشخصات زیر در پژوهشکده حج و زیارت به فارسی ‌ترجمه شده است: وهابیت در ‌ترازوی نقد، ‌ترجمه صفر سفیدرو، ۱۳۹۰ش.
۸- مرزهای توحید و شرک در قرآن: جعفر سبحانی، ‌ترجمه مهدی عزیزیان، ۱۳۸۰ش. این‌کتاب، ترجمه‌ای از کتاب «التوحید والشرک فی القرآن‌الکریم» است و موضوع آن بررسی توحید در عبادت و پاسخ به نقدهای وهابیان در این‌باره است. مستندات نویسنده عمدتاً آیات قرآن، روایات تاریخی و احادیث شیعۀ امامیه و اهل‌سنت است. مؤلف پس‌از ارایۀ تعریفی از مفهوم ایمان و کفر، اقسام و مراتب توحید را مورد بررسی قرار داده و به بیان عناصر تشکیل‌دهندۀ عبادت پرداخته است. از دیدگاه نویسنده، عبادت خداوند هیچ‌منافاتی با زیارت قبور انبیاء و ائمه‌(ع) و توسل به آنان ندارد و ساختن آرامگاه و گریه بر اموات و سوگنددادن خداوند به اولیای الهی، هیچ‌کدام از مصادیق شرک نیست.
۹- الشفاعه فی الکتاب والسنه: رساله موجزه تبین مفهوم الشفاعه وحدود‌ها وآثار‌ها، جعفر سبحانی، ۱۴۱۶ق/۱۳۷۴ش. شفاعت به استناد آیات و روایات، از ضروریات مکتب تشیع است؛ اما چنین نیست که هرکس بتواند با اتکاى به آن، از عمل به مسؤولیت‏ هاى مذهبى سرباز زند! بلکه داراى حدود و شرایطى است که با توجه به آنها، آثار سازنده‏اش آشکار مى‏گردد. عنوان دیگر این‌کتاب: «رساله موجزه تبین مفهوم الشفاعه ودود‌ها وآثار‌ها بنائه و شروط‌ ها وطلب‌ها» است.
این‌نوشتار، اولین جلد از سلسله «علی مائده العقیده» است و موضوع آن بررسی شفاعت ازمنظر قرآن و سنت و پاسخ به شبهات مخالفان در این‌باره است.
۱۰- شکست اوهام: پاسخ به شبهات وهابیت، رحمت‌الله ضیائی، ۱۳۹۱ش. در این‌کتاب، شبهات وهابیت علیه عقاید شیعه در هشت‌بخش دسته‌بندی و به‌ هرکدام به‌صورت جداگانه پاسخ داده‌شده‌است. عناوین این‌بخش‌ها عبارتنداز: توحید و شرک؛ ائمه اهل‌بیت(‌ع)؛ مهدویت؛ قرآن و حدیث؛ احکام؛ خلفا و صحابه؛ تاریخ؛ فرق و مذاهب.
۱۱- زیارت: آسیب‌ها، آثار، شبهات: محمدرضا احمدی‌ندوشن، ۱۳۹۰ش. در این‌اثر، فلسفه و اسرار، آداب و آسیب‌شناسیِ زیارت و نیز پاسخ به برخی شبهات در موضوع زیارت مطرح‌شده‌است.
۱۲- الزیاره: عبدالحسین امینی، تحقیق محمد الحسون، بی‌تا. این‌کتاب، دهمین‌جلد از مجموعۀ «من فیض الغدیر» است که موضوع آن بررسی زیارت اهل‌بیت‌ع و اصحاب و تابعین پیامبراکرم‌ص و مسئلۀ انتقال جنازۀ اموات به اماکن غیر از محلّ وفات و بررسی استدلال مخالفان و اثبات نظر شیعه است. تدوین‌کنندۀ این‌مجموعه، این‌دو مسئله را بخاطر اهمیت آنها، از «الغدیر» تفکیک کرده و بصورت‌مستقل ارایه نموده است.
۱۳- سبیلُ‌الهدی الی الحق: جعفر سبحانی‌تبریزی، ۱۳۹۲ش. این‌کتاب دربارۀ تاریخ تشیع و نیز عقاید آن با توجه به برخی شبهات وهابیان است. مطالب کتاب در هشت‌فصل سامان‌یافته‌است. بخش‌هایی از کتاب دربارۀ تاریخ پیدایش تشیع و گسترش آن، و برخی عقاید مهم شیعیان است.
۱۴- زیارت در نگاه شریعت: پاسخ به شبهات وهابیت، عباسعلی زارعی‌سبزواری، ‏‫۱۳۸۷ش. در این‌‌نوشته به مهم‌ترین شبهات وهابیت دربارۀ زیارت و زیارت قبور پاسخ داده شده است.
۱۵- خدا در نگاه وهابیت، رحمت‌الله ضیائی، ۱۳۸۷ش. این‌کتاب به چگونگی پیدایش فرقۀ وهابیت و انواع توحید از نگاه این‌‌فرقه پرداخته است. کتاب در دو بخش «وهابیت و توحید نظری» و «وهابیت و توحید عملی»، با هدف پاسخ به سؤالات و آگاهی زائران مکه با دیدگاه وهابیت دربارۀ توحید، و با استفاده از منابع مهم و معتبر نوشته ‌‌شده ‌است.
۱۶- توسل و رابطه آن با توحید: حسین رجبی، ۱۳۸۶ش. نویسنده کوشیده است باتوجه به آرا و نظرات فرقه‌های مختلف، عقلی و شرعی‌بودنِ توسل را اثبات کند. در این‌راستا برخی شبهات و پاسخ بدانها را نیز مطرح کرده است. ترجمۀ عربی این اثر، «التوسل وصلته بالتوحید»، با تعریب اسعد الکعبی در ۱۳۹۱ش چاپ شده است.
۱۷- پاسخ جوان شیعی به پرسش‌های وهابیان: محمد طبری، ۱۳۸۶ش. اثر حاضر در پاسخ به کتاب «سؤالاتی که باعث هدایت جوانان شیعه شد» نوشتۀ سلیمان الخراشی تألیف شده است و عنوان عربی‌اش: «اسئله قادت شباب الشیعه الی الحق» است. در این‌کتاب ۱۷۸سؤال دربارۀ اعتقادات شیعیان مطرح شده و مؤلف به تمامی ‌سؤالات پاسخ داده است. گزیده‌ای از کتاب نیز در پژوهشکدۀ حج و زیارت تهیه شده است.
۱۸- پاسداری از مرقد پیامبران و امامان: نقدی بر کتاب زیارت از دیدگاه امامان، جعفر سبحانی، ‏‫۱۳۸۷ش. این‌اثر، نقدی بر برگزیدۀ کتاب «المزار عند الائمه ‌الاطهار» نوشتۀ عبدالهادی‌ الحسینی است. ‌کتاب المزار در بحرین چاپ و توسط فردی به نام زین‌العابدین ابراهیمی‌ به فارسی ‌ترجمه، و در مکه و مدینه توزیع شده است. استاد سبحانی طی شش‌فصل به شبهات مطرح شده در این‌کتاب پاسخ داده است. عناوین فصل‌های کتاب عبارت‌اند از: آثار سازندۀ زیارت از دیدگاه قرآن و سنت، حفاظت از قبور اولیای الهی، مسجدسازی در کنار مشاهدمشرفه، سوگواری در فراق عزیزان، گناهانی در کنار مزار و موضوعات جانبی مانند: توسل، نذر، سوگندخوردن به غیرخدا و... .
۱۹- پرهیز از اندیشه‌های تکفیری: ترجمه تطهیر المنهاج من التکفیر، عبدالله دشتی، ‌ترجمه کاظم حاتمی‌طبری، ۱۳۹۰ش. موضوع کتاب، شناخت تکفیر و شرک و بیان راهکارهای اجتناب از اندیشه‌های تکفیر است. این‌‌نوشتار دربردارندۀ یک مقدمه و دو فصل با عناوین زیر است: حقیقت توحید مشرکان در ربوبیت، و آیا مسلمانان هم گرفتار شرک در الوهیت شده‌اند. نگارنده، مؤلف طی این‌مباحث کوشیده است معیار‌ها و ضابطه‌های تکفیر را شرح داده، دلایل راه‌بردن به تکفیر را برشمرده و راه برون‌رفت از این‌‌گونه ‌اندیشه‌ها را شرح دهد.
۲۰- تأویل صفات خدا: علی اصغر رضوانی، ۱۳۹۰ش. موضوع کتاب حاضر، سلسله‌‌مباحثِ وهابیت‌شناسیِ مرتبط با نقد و تفسیر آرا و اندیشه‌های وهابیت و وهابیت‌شناسی است. در این‌کتاب، مبحث تأویل از دیدگاه اسلامی‌ و فرقۀ وهابیت بررسی شده و ضمن قیاس آرای وهابیان در این‌زمینه با اصل دین، نواقص و کاستی‌های تفکر آنها دربارۀ تأویل صفات خدا در قرآن و احادیث، و نیز بررسی و ردیه‌هایی بر عقاید و اصول این‌‌فرقه ارایه شده است.
نگارنده ضمن تشریح مفاهیم محکم و متشابه دربارۀ آیات، دلایل وهابیان مبنی بر نفی تأویل آیات را ذکر می‌کند و پاسخ‌هایی برگرفته از احادیث و روایات اسلامی ‌و آیات قرآنی ارائه می‌نماید. وی ضمن بسط این‌مبحث و بیان استدلال‌های قایلین به تأویل صفات، تأویل از دیدگاه اهل‌سنت را نیز بررسی می‌کند.
۲۱- التبرک والتوسل والصلح مع العدو الصهیونی: علی ضوء آراء: محمد واعظ‌زاده الخراسانی؛ عبدالعزیزبن عبدالله بن‌باز؛ حسن‌بن علی السقاف و جعفر السبحانی، تألیف: فتح‌الله نجارزادگان، ۱۳۸۶/۱۴۲۸ق. این‌کتاب، شامل دونامه و یک‌‌تعلیقه است. نامۀ اول از آیت‌الله محمد واعظ‌زاده‌خراسانی خطاب به شیخ عبدالعزیز بن‌باز در نقد عقاید وهابیان دربارۀ تبرک و توسل است. نامۀ دوم، پاسخ عبدالعزیز بن‌باز به این‌نامه است. در پایان هم تعلیقۀ حسن السقاف بر این‌دو نامه آمده است.
۲۲- التبرک، علی احمدی‌میانجی: چ‌سوم، ۱۴۲۲ق/۱۳۸۰ش. چاپ دیگر با عنوان: التبرک: تبرک الصحابه والتابعین بآثار النبی والصالحین، تهران: مؤسسه البعثه، قسم الدراسات الإسلامیه، ۱۴۰۴ق/۱۳۶۳ش. این‌اثر در پاسخ‌ به پندار باطل کسانی است که تبرک‌جستن به آثار انبیا و صلحا را مباین با توحید پنداشته‌ و آن‌را کفر و شرک و عبادت غیرخدا شمرده‌اند. کتاب حاضر در دو فصل سامان یافته است: فصل اول: تبرک به آثار پیامبر و صالحین شرک یا دلیلی بر ایمان؟ و فصل دوم: بحثی پیرامون بوسیدن حرم پیامبر و ائمه‌ع.
۲۳- التوحید عندالشیخ ابن‌تیمیه: سید کمال حیدری، به کوشش خلیل العاملی، ۱۴۳۳ق/۱۳۹۱ش. موضوع کتاب، نقد نظریات و عقاید ابن‌تیمیه دربارۀ توحید است. این‌‌کتاب دو بخش دارد.
در بخش اول، مقدمات بحث بیان شده و این‌‌عناوین بررسی شده است: جایگاه توحید در تفکر دینی؛ اقسام توحید ذاتی؛ نظریات دربارۀ شناخت خدا؛ شناخت صفات خداوند. در بخش دوم نیز اصول و ارکان نظریۀ تجسیم، بررسی و نقد شده است. پنج‌اصلی که طرفداران تجسیم به آنها معتقدند؛ عبارت‌است‌از: خداوند دارای حد است؛ خداوند دارای حجم و جهت است؛ خداوند جسم دارد؛ خداوند وزن دارد؛ و خداوند صورت دارد. این اصول تجسیم در این‌کتاب نقد و بررسی شده است.
۲۴- التوحید عند مذهب اهل‌البیت‌ (ع): علا الحسون، ۱۳۹۰/۱۴۳۳ق. این‌کتاب با هدف تبیین اصل توحید بر مبنای مذهب اهل‌بیت(‌ع) نگاشته شده است. مؤلف در مقدمۀ کتاب می‌گوید: علم تنها در تقرّب به خدای‌متعال کفایت نمی‌کند، چه اینکه افرادی هستند که علم به وجود خدا و صفات او دارند؛ ولی در مقام عمل، هیچ فرقی با منکرین وجود خدای‌متعال ندارند. بلکه ‌تهذیب نفس و دوری از گناه در عمل است که انسان را به خدا نزدیک می‌کند وگرنه علم(هرچند علم توحید) هدف نیست و تنها وسیله‌ای است که انسان را به کمال می‌رساند.
۲۵- توحید و ش‍رک‌ در ن‍گ‍اه‌ شیعه‌ و وه‍ابیت: ب‍ررسی و ن‍ق‍د اف‍ت‍رائات‌ دک‍ت‍ر قفاری ب‍ر م‍ذه‍ب‌ شیعه، احمد عابدی، ۱۳۹۰ش. این کتاب، نقد و بررسی باب دوم از کتاب «اص‍ول‌ م‍ذه‍ب الشیعه الإثنی‌عشریه» نوشتۀ ناصرعبدالله القفاری است. محتوای این باب، بحث توحید و شرک است. ازآنجاکه در کتاب «قفاری»، تلفیقی از مباحث عقلی به‌صورت جدلی و نقلی آمده؛ لذا استاد عابدی نیز در نقد خود از‌‌ همان‌روش پیروی کرده و بحث‌های کلامی، فلسفی، ادبی، تاریخی، رجالی، حدیثی، علوم قرآن، فقهی و حتی کتاب‌شناسی را آورده است و مباحث وی تلفیقی از عقل و نقل است. همچنین ناقد، تلاش کرده به تمام مطالب قفاری بپردازد و مطالب صحیح او را نیز نشان دهد. اثر استاد عابدی با مشخصات زیر به عربی ترجمه شده است: التوحید والشرک عند الشیعه والوهابیه: نقد و تحلیل لإفتراءات الدکتور القفاری علی مذهب الشیعه الإمامیه،‌ ترجمه جعفر حجازی، ۱۳۹۲ش.
۲۶- التوسل: مفهومه واقسامه وحکمه فی الشریعه الاسلامیۀ الغراء: جعفر سبحانی، ۱۴۱۵ق. این‌کتاب، دومین‌‌جلد از مجموعۀ «علی مائدۀ العقیده» است که به موضوع توسل و استغاثه و نقد عقاید مخالفان آن بویژه وهابیان با استناد به قرآن و احادیث پیامبر‌ص پرداخته است.
۲۷- البکاء علی المیت علی ضوء السنه والسیره: محمدجواد طبسی، بی‌تا. این‌اثر نیز هجدهمین جلد از سلسله «علی‌ مائده‌ الکتاب‌ والسنه» است که در آن، جواز گریه و عزاداری برای درگذشتگان بررسی شده است. نویسنده تلاش کرده در چهارفصل، مشروعیت گریه بر میت را با ارایۀ دلایلی از حدیث و سیره ثابت کند.
۲۸- بناءُ‌‌القبور وزیارتها: رویۀ شرعیه، عباسعلی زارعی‌سبزواری، ‌ترجمه به عربی: صادق البصری، ۱۳۹۰ش. در این‌نوشته به مهم‌ترین شبهات وهابیت دربارۀ زیارت و زیارت قبور پاسخ داده شده است.
۲۹- آشنایی با پیشینه: مبانی و دیدگاه‌های جریان وهابیت، علی بابائی‌آریا، زیرنظر محمدتقی فخلعی، ۱۳۸۷ش. از موضوعات این‌کتاب است: بررسی برخی مبانی و دیدگاه‌های جریان وهابیت درخصوص توحید، شرک، تبرک، زیارت قبور پیامبر و اهل‌بیت‌ع، شفاعت و توسل.
۳۰- آیین وهابیت: جعفر سبحانی، ۱۳۷۵ش. موضوع کتاب، بررسی دیدگاه‌های وهابیت بویژه شبهات وهابیان در عرصۀ زیارت و توسل است. استاد سبحانی پس‌‌از طرح کلیات مسایل مورد اختلاف وهابیان با سایر مذاهب اسلامی، با استفاده از کتاب و سنت به تبیین نظریۀ شیعه پرداخته است. وی پس از بیان کوتاهی از زندگانی شیخ محمدبن عبدالوهاب، موضوعاتی چون تعمیر قبور اولیای خدا، مسجد‏سازی در کنار قبور صالحان، زیارت قبور مؤمنان و برگزاری نماز و دعا نزد قبور اولیا، توسل به اولیای الهی، بزرگداشت روزهای تولد یا وفات اولیای خدا، اعتقاد به سلطۀ غیبی در طلب شفاعت از اولیای خدا، نذر بر اهل‌قبور و سوگند به غیرخدا را بررسی کرده است.
۳۱- ائمه‌‌ اهل‌البیت‌علیه‌السلام: علی آل‌محسن، ۱۳۹۲ش. ‌‌معرفی امامان اهل‌بیت‌ع از دیدگاه فریقین موضوع نوشتار است. در بخش نخست با توجه به شبهات وهابیان دربارۀ ائمه‌ع، حقوق اهل‌بیت‌ع تبیین شده است. در ادامه ضمن معرفی هریک از ائمه‌ع، فضایل آنها نیز ذکر شده است.
۳۲- استمداد از اولیاء: علی‌اصغر رضوانی، ۱۳۹۰ش. در این‌کتاب، یکی از مسایل مورد بحث بین وهابیان و دیگر مذاهب اسلامی ‌با عنوان «استمداد از اولیا» بررسی ‌شده است. کتاب که از سلسلۀ «وهابیت‌شناسی» است و با هدف تشریح آرای وهابیت دربارۀ توسل به اولیاء‌الله نگاشته شده است. این‌کتاب در سه عنوان اصلی: «انواع استعانت از غیر»، «استغاثه به ارواح اولیا از دیدگاه اهل‌سنت» و «فتواهای وهابیان و پاسخ به شبهات استغاثه، سامان یافته است.
۳۳- بدعت چیست؟ علی‌اصغر رضوانی، ۱۳۹۰ش. نگارنده ضمن مفهوم‌شناسی «بدعت» و دیدگاه وهابیان دربارۀ آن، راجع به این‌واژه در اصطلاح روایات و فقها توضیحاتی می‌دهد و دلایل وهابیان را بر مشروعیت این‌فرقه بازنمایی می‌کند و به ردّ و تکذیب آنها بر مبنای اصول دینی و روایات اسلامی ‌می‌پردازد. مؤلف در ادامه، مباحثی مرتبط با آیات قرآن و احادیث معتبر اسلامی ‌مبنی‌بر مذمت بدعت‌گذاری و نمونه‌های آن مطرح می‌کند. او سپس عوامل پیدایش بدعت و پیشینۀ آن‌‌‌را بررسی و به نقد ادله وهابیان دربارۀ اصول و فروع اسلام و احکام اسلامی ‌می‌پردازد.
بخش دوم: دیدگاه مراجع شیعه دربارۀ فرقه وهابیت
تاریخ وهابیت گواه آن است که خط فکری و اصطلاحاً آرا و مشی علمای وهابی، از دیرباز باعث تفرقه در جامعه و امت اسلامی بوده است. بی‌شک هدف جریان فکری‌سیاسیِ وهابیت، نابودى شاکلۀ اسلام و مسلمین است؛ اما این‌هدف با آگاهی‌بخشی‌های بزرگان دینی روبه‌زوال است و انشاء‌الله بزودی شاهد نابودی خود این‌فرقۀ خودساخته خواهیم بود.
در این‌بخش به ترتیب با دیدگاه برخی بزرگان شیعه مانند: حضرات آیات امام خمینی،مقام‌معظم‌رهبری، مکارم‌شیرازى، فاضل‌لنکرانى، صافى‌گلپایگانى و وحیدخراسانی که هشیاری کامل علیه توطئۀ فرقۀ وهابیت داشته‌اند، آشنا خواهیم ‌شد.
۱- ویژگی‌های وهابیت و آل‌سعود از دیدگاه امام خمینی(رضوان‌الله‌تعالی)
امام خمینی‌ره وهابیت را جریانی انحرافی در درون اسلام و عاملی برای نفوذ بیگانگان و موجب ذلت مسلمانان می‌دانست. با بررسی بیانات و دیدگاه‌های ایشان دربارۀ وهابیت، می‌توانیم به ‌تحلیلی جامع و دقیق درباره این فرقه برسیم. نکته‌ای که برای شناخت دقیق دیدگاه امام درباره وهابیت کمک می‌کند، بکارگرفتن واژۀ «آل‌سعود» است که ایشان در بسیاری از بیانات و بیانیه‌های خود درباره وهابیت بکار برده است و این امر اشاره به حکومتی‌بودن این‌فرقه دارد. به‌عبارت‌دیگر، به‌نظر می‌رسد به کاربردن اصطلاح «آل‌سعود» برای این‌فرقه عمدی است و اشاره به بی‌هویتی و عدم پشتوانۀ مناسب مردمی ‌ونیز شاهدی بر دستوری‌بودن فعالیت‌های این‌فرقه است.
امام خمینی وهابیت را فرقه‌ای می‌داند که نه تنها شیعه بلکه خود اهل‌سنت نیز آن‌را قبول ندارند و با آنان مخالف‌اند. ایشان در جمع ائمه‌جمعۀ استان‌های ایلام و کرمانشاه می‌گوید: «وهابى را اهل‌سنت هم قبول‌شان ندارند، نه اینکه ما قبول نداریم، همۀ برادرهاى ما آنها را قبول ندارند.[۱]
۱-۱- وهابیتِ هدایت‌ناپذیر
حضرت امام  در بیان دیگری، با استفاده از شأن نزول آیۀ ۱۹ سورۀ توبه، وهابیان را هدایت‌ناپذیر قلمداد می‌کند و می‌گوید:
«خداوند می‌فرماید:
«أَ جَعلْتُمْ سِقایَهَ الحاجِّ وَ عِمارَهَ المَسْجِدِ الحَرامِ کَمَنْ امَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ وَ جاهَدَ فى‏ سَبیلِ اللَّهِ لا یَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ لایَهْدِى القَوْمَ الظّالِمینَ»
گویى آیۀ کریمه در همین‌عصر نازل شده و گویى براى آل‌سعود و امثال آل‌سعود در طول تاریخ و براى ملت مجاهد و بزرگ ایران و حجاج بیت‌اللَّه‌الحرام در عصر حاضر و امثال آنان در همه اعصار آمده است و خداوند تعالى مى فرماید: شما کوردلان آب‌رسانى به حجاج و تعمیر مسجدالحرام را با ارزش آنانى که ایمان به خدا و به روز جزا آورده و در راه خدا مجاهده مى‌کنند، مساوى قرار داده‌اید. حاشا که اینان با شما مساوى نیستند و خداوند ستمگران را هدایت نمى‌کند.
آیا سعودی‌ها و امثال آنان در طول تاریخ، ارزش خود را براى تهیۀ آب در مواقف حج و زرق‌‌‌و‌برق تعمیرات مسجد‌الحرام را، با ارزش‌هاى مسلمانانى که به خداوند و روز جزا ایمان دارند و با نثار خون خود و جوانان مجاهد خود در راه خدا و براى دفع دشمنان خدا از حریم اسلام و حرم خداوندتعالى به پاخاسته‌اند، مقایسه نکرده‌اند؟ و سعودی‌هاى عصر حاضر، پا را فراتر از آن نگذاشته و بر مسلمانان افتخار نمى‌کنند؟ و با مجاهدان راه خدا آن نمى‌کنند که روى آمریکاى جهان‌خوار و ارباب خود را سفید کرده است؟ و جالب توجه اینکه خداوند در این آیه ایمان به خدا و روز جزا را ذکر فرموده و از میان تمام ارزش‌هاى اسلامى و انسانى مجاهده در راه خدا را با دشمنان خدا و بشریت انتخاب کرده است و در این‌انتخاب به همۀ مسلمانان تعلیم فرموده است که ارزش جهاد فوق همۀ ارزش‌ها است. و آیا خداوند با ذکر «والله لا یهدی القوم الظالمین» نمى‌خواهد بفرماید خداوند سعودی‌هاى عصر را و تمام اعصار تاریخ را ستمگرانى بیش نمى‌داند که قابل‌هدایت نیستند و خداوند آنان را هدایت نمى‌فرماید؟! آیا ستمکارى بر حق و خلق و بر رسول خدا و امت بزرگوار حضرت رسول‌خاتم، بالاتر از آنچه آل‌سعود با کعبه و حرم امن الهى و با زایران مجاهد آن، که همه‌چیز و همه‌‌کس خود را در راه دوست و آرمان اسلام تقدیم کردند، می‌توان تصور کرد؟»[۲]
ایشان در بیان دیگری، حرم امن الهی را مغصوب وهابیت و اصطلاح خادم‌ُالحرمین را همچون تغییر نام حجاز به مملکت سعودی، جعل وهابیان می‌داند ودربارۀ ‌واقعۀ شهادت زایران در حرم امن الهی(۱۳۶۶ش)این فاجعه را جزو مسایلی بغرنج و تحمل‌ناپذیر می‌شمرد و می‌گوید:
«اگر در طائف واقع شده بود، این یک مسئله‌اى بود؛ مى‌گفتیم کشتند یک عده‌اى را؛ اما در حرم واقع شده؛ حرمى که خدا از اول امنش قرار داده و الآن حرم مغصوب است در دست اینها.»[۳]
امام خمینی، اقدام وهابیت را در چاپ قرآن‌های زیبا و ارسال آن به کشورهای مختلف، حیله‌ای شیطانی برای اغفال مسلمانان و از صحنه‌خارج‌کردن قرآن می‌داند و می‌گوید:
«ملک‌فهد هرسال مقدار زیادى از ثروت‌هاى بى‌پایان مردم را صرف طبع قرآن‌کریم و محالّ تبلیغات مذهبِ ضدّقرآنى مى‌کند و وهابیت، این‌مذهب سراپا بى‌اساس و خرافاتى، را‌ترویج مى‌کند و مردم و ملت‌هاى غافل را سوق به سوى ابرقدرت‌ها مى‌دهد و از اسلام عزیز و قرآن‌کریم براى هدم اسلام و قرآن بهر‌ه‌بردارى مى‌کند.»[۴]
۲-۱- وهابیت و اسلام آمریکایی
امام در جای دیگر می‌گوید: «تا به حال یک آخوند دربارى یا یک روحانى وهابى را ندید‌ه‌ایم که در برابر ظلم و شرک و کفر، خصوصاً در مقابل شوروى متجاوز و آمریکاى جهانخوار ایستاده باشد؛ همان‌گونه‌که یک روحانى وارستۀ عاشق خدمت به خدا و خلق خدا را ندیده‌ایم که براى یارى پابرهنگان زمین لحظه‌اى آرام و قرار داشته باشد و تا سر منزل جانان علیه کفر و شرک مبارزه نکرده باشد.»[۵]
ایشان در مورد ارتباط وهابیت با استعمار نیز معتقد است:
«مگر مسلمانان نمى‌بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانون‌هاى فتنه و جاسوسى مبدل شد‌ه‌اند که از یک‌طرف اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملّاهاى کثیف دربارى، اسلام مقدس‌نماهاى بی‌شعور حوزه‌هاى علمى و دانشگاهى، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه‌داران بر مظلومین و پابرهنه‌ها، و در یک کلمه «اسلام امریکایى» را ‌ترویج مى‌کنند؛ و ازطرف‌دیگر، سر بر آستان سرور خویش، امریکاى جهان خوار مى‌گذارند.»[۶]
۳-۱- وهابیت و بهائیت؛ دو روی یک سکه
بنابر دیدگاه امام خمینی‌ره، وهابیت و بهائیت عامل نفوذی استکبار و وسیله‌ای برای تسلط دست‌نشانده‌های خود بر کشورهای اسلامی هستند.[۷]
۴-۱-  آل‌سعود دست‌نشاندۀ جهان‌خواران
ایشان حکومت آل‌سعود را دست‌نشاندۀ جهان‌خواران برای کنترل زایران خانۀ خدا می‌داند و می‌گوید:
«حکومت آل‌سعود مسئولیت کنترل زایران خانه خدا را به‌عهده گرفته است. و اینجاست که با اطمینان مى‌گوییم که حادثۀ مکه(۱۳۶۶ش) جداى از سیاست اصولى جهان‌خواران در قلع‌و‌قمعِ مسلمانان آزاده نیست. ما با اعلام برائت از مشرکین، تصمیم بر آزادىِ انرژى متراکم جهان اسلام داشته و داریم و به یارى خداوندبزرگ و با دست فرزندان قرآن، روزى این‌کار صورت خواهدگرفت. و ان‌شاء‌اللّه روزى همۀ مسلمانان و دردمندان علیه ظالمین جهان فریاد زنند و اثبات کنند که ابرقدرت‌ها و نوکران و جیره‌خواران‌شان از منفورترین موجودات جهان هستند.[۸]
۵-۱-  وهابیت: خائنُ‌الحرمین!
ایشان با اشاره به نقش وهابیت در فاجعۀ حمله به حجاج، اقدام جنایتکارانه وهابیت را نشانۀ آن می‌داند که آنان نه تنها «خادمُ‌الحرمین» نیستند؛ بلکه شایسته است لقب «خائنین به حرمین‌شریفین» به آنها داد.[۹] به عقیدۀ ایشان، سیاست‌های غلط آل‌سعود و قتل‌عام مسلمانان، موجب عقب‌افتادگی و به خاک مذلّت نشستن مسلمانان بوده است:
«پیامبراسلام نیازى به مساجد اشرافى و مناره‌هاى تزئیناتى ندارد. پیامبراسلام دنبال مجد و عظمت پیروان خود بوده است که متأسفانه با سیاست‌هاى غلط حاکمان دست‌نشانده به خاک مذلت نشسته‌اند. مگر مسلمانان جهان فاجعه قتل عام صدها عالم و هزاران زن و مرد فرقه‌هاى مسلمین را در طول حیات ننگین آل‌سعود و نیز جنایت قتل‌عام زایران خانۀ خدا را فراموش مى‌کنند؟[۱۰]
۶-۱- آل‌سعود: وارثان ابولهب، و مکه: گرفتار ملحدین!
ایشان با اشاره به بی‌لیاقتی وهابیت در میزبانی زایران خانۀ خدا و تلاش مستمر برای تأمین منافع امریکا می‌گوید:
«همچنین اگر مى‌خواستیم به جهان اسلام ثابت کنیم که کلیدداران کنونى کعبه، لیاقت میزبانى سربازان و میهمانان خدا را ندارند و جز تأمین امریکا و اسرائیل و تقدیم منافع کشورشان به آنان کارى از دستشان برنمى‌آید، بدین‌خوبى نمى‌توانستیم بیان کنیم و اگر مى‌خواستیم به دنیا ثابت کنیم که حکومت آل‌سعود، این وهابی‌هاى پستِ بی‌خبر از خدا، به‌سانِ خنجرند که همیشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفته‌ند، به این‌اندازه که کارگزاران ناشى و بى‌ارادۀ حاکمیت سعودى در این‌قساوت و بى‌رحمى عمل کرد‌ه‌ا‌ند، موفق نمى‌شدیم و حقاً که این‌وارثان ابی‌سفیان و ابى‌لهب و این‌رهروان راه یزید، روى آنان و اسلاف خویش را سفید کرد‌ه‌اند.»[۱۱]
ازدیدگاه امام‌خمینی‌ره وهابیان ملحدینی‌اند که مکه به دست آنها گرفتار شده است! وی معتقد است که همۀ مسلمانان باید با این انحراف و الحاد مقابله کنند:
«مکه جایى است که همه انبیا خدمتگزار او بود‌ه‌اند و حالا گرفتار شده مکه به دست یک دسته اشخاص ملحد ... و یک ننگى است الآن براى همۀ مسلمین دنیا که مکه، محل قدس‌الهى، محلى که مقدس‌ترین مقامات الهى است، این‌طور شکسته بشود ... و مسلمان‌ها خودشان تکلیف خودشان را مى‌دانند.»[۱۲]
از دیدگاه امام‌خمینی‌ره، وهابیت مجموعه‌ای منسجم از آخوندهای وهابی بی‌خبر از خدا و دنیازده و متحجر و سردمداران حکومتی عربستان است که با همراهی و هم‌پیمانی با هم و با استفاده از زور و تزویر، حجاز و اماکن مقدس آن‌را غصب کرده و به‌دنبال ایجاد شکاف و تفرقه بین مسلمانان و ضربه‌زدن به اصل اسلام‌اند. بدیهی است، این‌فرقۀ ضالّه همچون خاری در چشم مسلمانان و همچون شمشیری است که از پشت در قلب مسلمانان فرو‌رفته‌است و تا همۀ مسلمانان اتحاد و همدلی نداشته باشند، بر این‌فرقۀ منحرف غلبه پیدانخواهدکرد.
۲- دیدگاه مقام معظم رهبرى‌(حفظه‌الله) دربارۀ وهابیت
۱-۲- وهابیت، عامل استکبار
آیت‌الله خامنه‌ای دربارۀ ریشه و ماهیت وهابیت مى‌گوید:
«از اول، وهابیت را براى ضربه‌زدن به وحدت اسلام و ایجاد پایگاهى ـ‌‌ مثل اسرائیل‌ـ در بین جامعۀ مسلمان‏ ها بوجود آوردند. همچنان‌که اسرائیل را براى اینکه پایگاهى علیه اسلام درست کنند، بوجود آوردند، حکومت وهابیت و این‌رؤساى نجد را بوجود آوردند تا داخل جامعۀ اسلامى، مرکز امنى داشته باشند که به خودشان وابسته باشد و مى‏بینید هم که وابسته‏ اند. الآن این سلاطینى که در بقعۀُ‏الاسلام وهابى هستند، از اینکه به وابستگى و رفاقت و طرفدارى خودشان از سیاست‏ هاى دشمنان اسلام (‌یعنى آمریکا) تصریح کنند، ابایى ندارند و آن‌را پوشیده نمى‏دارند.[۱۳]
۲-۲- نقشۀ وهابیت، ضربه به وحدت
مقام معظم رهبری  دربارۀ ضرورت توجه به حرکات تفرقه‌افکنانه و وحدت‌شکن وهابیت، خطاب به علمای اهل‌سنت می‌گوید:
«استکبار جهانی از طریق بوجودآوردن وهابیت سعی کرده است در داخل جامعۀ اسلامی، مرکز امنی را برای خود ایجاد کند و شما باید بطورصریح و آشکار مردم را نسبت به نقش وهابیان در ضربه‌زدن به وحدت اسلامی ‌آگاه کنید. سردمداران وهابیت در بقاع اسلام از تصریح بر وابستگی، رفاقت و طرفداری خود با دشمنان اسلام یعنی آمریکا ابایی ندارند و به دوستی خود با دشمنان دین خدا مباهات می‌کنند. دوستی وهابیان با دشمنان خدا به‌معنای هم‌پیمانی، وابستگی و حراست از منافع شیاطین است.»[۱۴]
ایشان در بیانی دیگر به نقشۀ نفاق وهابیان اشاره می‌کند:
«ایجاد شکاف و اختلاف، یکی از راه‌هایی است که استعمارگران برای نفوذ در جوامع اسلامی ‌از آن استفاده می‌کنند و برای این‌منظور با دین‌های ساختگی خود برای سالیان سال پیکرۀ عالَم اسلام را جریحه‌دار کرده و با حربۀ مذاهب ساختگی نظیر وهابیت، به ایجاد شکاف و نفاق بین مسلمانان می‌پردازند.»[۱۵]
۳- آیت‌الله‌العظمى مکارم‌شیرازى
۱-۳- وجوب جهاد مسلمان علیه نفاق وهابیت
آیت‌الله مکارم‌شیرازى می‌گوید:
«دشمنان اسلام، وهابیون را براى تفرقه‌افکنى و سوء استفاده از مسلمانان در منطقه بسیج کردند.»[۱۶] پیدایش فرقۀ وهابیت، یکى از مشکلات و چالش‌هاى بزرگى ‏است که دین مبین اسلام در طول تاریخ خود با آن روبرو شده و بوسیلۀ آن عقب افتاده است.[۱۷]
ایشان در بیانی دیگر، مقابله با وهابیت را «جهاد فی‌سبیل‌الله» دانسته و گفت:
«مقابله با وهابیت نه تنها واجب کفایی؛ بلکه برای برخی واجب عینی است. وهابیت به‌عنوان مهم‌ترین خطری که اسلام را تهدید می‌کند در حال فعالیت همه‌جانبه است.»[۱۸]
۲-۳- وهابیت، مستعمرۀ جهان‌خواران
ایشان در تببین دلایل فعالیت وهابیت، معتقد است:
«نخستین دلیل این است که وهابیت متصل به دولت‌های استعمارگر جهان و به نوعی ابزار دست آنها می‌باشند که با بررسی تاریخ پیدایش آن به این‌مسئله پی می‌بریم. ... همچنین وجود پول‌های هنگفت وهابیت، دلیل دیگری برای فعالیت وهابیت است. ‌وهابیت پول هنگفتی در اختیار دارد؛ آن‌ها نفت را به کسانی که نباید بفروشند، می‌فروشند که حاصل آن کارهای حرامی ‌است که انجام می‌دهند. اینها طرفدار خشونت هستند؛ به‌گونه‌ای که غیر از خودشان را کافر می‌دانند و اجازه سَربریدن آنها را صادر می‌کنند. صحنه‌های منتشرشده از این‌اعمال در جهان منتشر می‌شود و چهرۀ اسلام را زشت نشان می‌دهد.»[۱۹]
۳-۳- تخریب‌گران تراث اسلامی
آیت‌الله مکارم در بیانی دیگر در مناسبت تخریب قبور ائمه بقیع‌ع با اشاره به جنایات وهابیان، از سکوت علماى اسلام در برابر جنایات وهابیان انتقاد می‌کند و می‌گوید:
«وهابى‌هاى متعصب و نادان درحدود ۸۰سال قبل در یک جنایت بزرگ، تمام قبور ائمه بقیع(‌ع) و بناى تاریخى آن‌را ویران کردند و آثار آن‌را محو نمودند. البته چیزى از مقام والاى آن‌بزرگان دین و اهل‌بیت پیغمبر‌اکرم‌ (ص) با این‌اهانت زشت و ناجوانمردانه کاسته نمى‌شود و خفاش‌صفتان قادر به محو نور آفتاب نیستند؛ ولى این‌کار نشانۀ روشنى از حماقت و سستى پایه‌هاى عقاید و انحراف آنها از اصول اسلام است. آنها نه تنها این‌اثر بزرگ و مقدس تاریخى را ویران کردند؛ بلکه در هرجاى عربستان، اثر برجستۀ تاریخى از زمان پیامبراسلام‌ص و قرون نخستین وجود داشت، در یک حرکت کاملاً جاهلانه ویران کردند. این در حالى است که در تمام دنیا هرسال هزینه‌هاى زیادى براى حفظ و مرمت آثار تاریخى خود -‌‌اعم از دینى و غیردینى‌- مى‌کنند و مردم دنیا را به بازدید از آنها دعوت مى‌نمایند و به آن افتخار مى‌کنند؛ زیرا این آثار گویاى سابقه تمدن و فرهنگ ملتهاست. در اینجا نکته مهمى وجود دارد که تاکنون مسلمانان غالبا بى‌تفاوت از کنار آن گذشته‌اند و آن اینکه این آثار تعلق به عربستان سعودى یا وهابى‌هاى بى‌منطق حاکم بر آن کشور ندارد؛ بلکه متعلق به تمام جهان اسلام و مسلمین و ذخایر بسیارگران‌بهاى آنهاست. نباید اجازه مى‌دادند که یک‌گروه اقلیت نادان، گران‌بهاترین آثار تاریخى پیامبراسلام‌ص و اهل‌بیت و صحابه آن حضرت را ویران کنند و مسلمانان را از این‌یادگارهاى گران‌بها و با عظمت محروم سازند.
اگر خداى‌‌نکرده روزى عالم‌نمایان وهابى فتوا دهند که طواف به دور کعبه و بوسیدن حجرُالأسود نیز نوعى شرک و بت‌پرستى است و تصمیم به ویران‌ساختن خانۀ خدا بگیرند، آیا باز هم علماى اسلام سکوت اختیار مى‌کنند؟»[۲۰]
۴- حضرت آیت‌الله‌العظمى فاضل‌لنکرانى
 ایشان نیز دربارۀ فرقۀ وهابیت معتقد است:
«براى همه آگاهان روشن است که وهابیت، که به اتفاق همۀ گروه‏ هاى مسلمین، از اسلام خارج است و مولود کفر و یهود مى‏باشد، هیچ‌فلسفۀ وجودى جز مخالفت با اسلام و قرآن و ایجاد تفرقه میان مسلمین ندارد. این‌گروه نه تنها به دنبال هدم مظاهر مقدس شیعه؛ بلکه درصدد از بین‌بردن همۀ آثار و مقدسات اسلامى، ازجمله مرقد نبى‌اکرم‌صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم است؛ و روزى قرآن و کعبۀ مقدسه را نشانه خواهندرفت!»[۲۱]
۵- حضرت آیت‌الله صافى‌گلپایگانى
۱-۵- وهابیت در اوج نادانی و ارایۀ تصویر خشن از اسلام
آیت‌الله صافى معتقد است اگر مسئلۀ وهابی‌گری همین‌طور پیش برود، امنیت در همه‌جا به خطر خواهدافتاد و کسانی که اسلام را دین ‌ترور و خشونت معرفی می‌کنند، به همۀ‌ ادیان الهی خیانت می‌کنند.
ایشان می‌گوید:
«از مسایل مهمی ‌که امروز با آن مواجه هستیم، ارایۀ تصویر خشن و وحشتناک از دین اسلام به دنیا می‌باشد. وهابی‌ها با کارهایی که در افغانستان، پاکستان، عراق و اخیراً در بحرین و سوریه انجام می‌دهند، معرفی‌کنندۀ‌ چهرۀ نامناسبی از اسلام هستند و کار به جایی رسیده است که اگر در بعضی کشورها از شخص مسلمانی بپرسند که چه دینی داری، می‌ترسد که بگوید من مسلمانم؛ چرا که آنها مسلمان را به عنوان «‌تروریست» می‌شناسند.
تمدن و دنیای متمدن فعلی این‌فرقه ضالّه را «خشن» می‌داند و کارهایی که انجام می‌دهد را نمی‌پذیرد. باید سؤال کرد که تخریب آثار و مشاهد مشرّفه اسلام ‌ـ‌ که نشان‌دهندۀ‌ تاریخ بزرگ اسلام است ‌ـ چه توجیهی دارد؟ درصورتی‌که امروز مواریث تاریخی و فرهنگی نزد دنیا از اعتبار زیادی برخوردار است، این‌فرقۀ گمراه، تمام آثار تاریخی اسلام را از بین برده و می‌برد؛ به‌طوری‌که اگر ما ۱۰هزارسال دیگر بخواهیم بگوییم مثلاً پدر پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) عبدالله، و جدّش عبدالمطلب، و همسرش خدیجه بوده و این آثار آنهاست، ممکن نیست. کارهایی که این‌عده به نام اسلام انجام می‌دهند، بسیارخطرناک است. حتی از روز اول قرارشان این بود که قبهُ‌الخضراء را هم خراب کنند که هیچ اثری از نام پیامبرصلوات‌الله‌علیه‌وآله نباشد؛ اینها مردمان «بسیارنادان»ی می‌باشند که با کل مظاهر تمدن مخالف بودند و هستند. اسلاف‌شان همان‌هایی‌ هستند که راجع به قایلین چرخش زمین به دور خورشید، فتوای کفر دادند.
حرکات وهابیت برای مردم حقیقت‌جو و آرمان‌خواه اصلاً قابل‌پذیرش نیست، نیروی پول و کمک استعمار، اینها را نگه داشته است تا به اسلام خیانت کنند. نتیجتاً اینکه درمقابل این هجمۀ بزرگ و خطرناک ایستادن و روبروشدن با آنها و معرفی اسلام واقعی، خدمتی بسیاربزرگ و دارای اجر فراوانی است.»[۲۲]
۲-۵- فتنۀ کور وهابیت
آیت‌الله صافی در جایی دیگر می‌گوید:
هنگامى که کتاب «العواصم من القواصم»[۲۳] را خواندم، از تلاش نویسندۀ آن براى تفرقه میان مسلمانان شگفت‌زده شدم و به حق سوگند، به ذهنم خطور نمى‏کرد که در عصر حاضر، یک مسلمانى براى دورکردنِ مسلمانان از هم‏دیگر و ایجاد اختلاف میان آنان این‌چنین کوشش کند و همۀ مصلحان و منادیان وحدت را به نادانى و دروغ‏گویى و نفاق و حیله، متهم سازد.
آرى، مادامى که کتاب‏هایى همانند «الخطوط العریضه»،[۲۴] و «العواصم من القواصم»، به‏وسیلۀ دانشگاه اسلامى مدینه منوره چاپ و منتشر مى‏شود و عداوت و دشمنى با اهل‌بیت عصمت و طهارت‌علیهم‏السلام را آشکار نموده و حقایق تاریخى را انکار کرده و هرگونه وحدت میان مسلمانان را زیر سؤال برده و با منادیان وحدت به مخالفت برخاسته، چگونه مى‏شود به تقریب مذاهب اسلامى و وحدت مسلمین دست یافت؟[۲۵]
ایشان در دیدار اعضاى ستاد بازسازى عتبات عالیات، گفت:
«وهابیان نه تنها با اهل‌بیت پیامبرعلیهم ‏السلام بلکه با شخص رسول ‏اللّه‌ صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله دشمنى دارند و درصدد از بین‌بردنِ نام و تاریخ اسلام برآمده‏ اند. یاد و نام ائمه اطهارعلیهم‏السلام از بین‌رفتنى نیست و آن چیزى که به زودى خاموش مى‏شود، فتنۀ وهابیت در جهان است و تنها جنایت‏ هاى آنهاست که در تاریخ باقى مى‏ماند.»[۲۶]
۶- آیت‌الله‌العظمی وحیدخراسانی
وهابیت باطل ‌اندر باطل است
آیت‌الله وحید معتقد است: «امروز کشور از ناحیۀ وهابیت، تبلیغات مسیحیت، بهائیت، مجوس و زردشتی در خطر است. باید دزدان دین ربا و دزدان عقاید شناخته شوند و جلوی آنها گرفته شود، به مجرد اینکه فضای آلوده محقق شود، خواه‌وناخواه میکروب رخنه کرده و زادوولد می‌کند، آن وقت معالجه‌اش بی‌نهایت مشکل می‌شود.
... جوان‌ها باید از لحاظ اعتقادی، بنیۀ دینی و روحی تقویت شوند و بدانند مسیحیت چه اباطیلی دارد، این عهدعتیق و جدیدی که سند اعتبار اینهاست، قابل‌ عمل نیست و ازنظر عقلی مردود است. مسیحیت اساس‌اش حضرت عیسی است، تمام نصارای عالم عاجزند که نسب حضرت عیسی را معرفی کنند، در خود اناجیل هم در نسب عیسی، سراپا اختلاف است، آن وقت خداشناسی اینها چگونه است؟ این جوان چه خبر دارد؟ تمام اینها مستند است.
مسیحیت که این‌طور است، وهابیت باطل‌اندرباطل است! اینها را خارجی‌ها درست کرده‌اند. آنها چون دیدند در مقابل این‌اباطیلِ تورات و انجیل در دنیا پیشرفت نمی‌کنند، با وجود این قرآن، دستورات، اخلاق و احکام، انگلیسی‌ها عبدالوهاب را درست کردند. باید جلو تبلیغات وهابیت و بهائیت گرفته شود و همان‌طوری‌که مواظبیم دزدی، پول کسی را نبرد، باید مراقب باشیم که دزد‌ها دین مردم را نبرند.»[۲۷]
منابع
۱- اردشیری، حسن، مجلۀ مبلغان، ش۸۷، ۱۳۸۵ش.
۲- پایگاه خبری تابناک (www. tabnak. ir/fa/news/268353)
۳- پایگاه‏ اطلاع رسانى آیت‌اللّه‌العظمى صافى‌گلپایگانى.
۴- پایگاه‏ اطلاع رسانى دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبرى (www.khamenei. ir)
۵- حسینی‌قزوینی، سید محمد، وهابیت از منظر عقل و شرع، قم: تحسین، ۱۳۸۷ش.
۶- خبرگزارى فارس (www. farsnews. net)
۷- الخطیب(المتوفى ۱۳۸۹ق)، محب‌الدین‌بن أبی‌الفتح‌بن عبدالقادربن صالح‌بن عبدالرحیم‌بن محمد، الخطوطُ‌العریضه للأسس التی قام علیها دی
۸- الشیعه الإمامیه الاثنی‌عشریه، تقدیم: محمد نصیف، بی‌نا.
۹- خمینی، روح‌الله، صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی‌ره، چاپ و نشر عروج، ۱۳۷۸ش.
۱۰- رحیم ابوالحسنی، اندیشه تقریب، ش۱۱، تابستان ۱۳۸۶ش.
۱۱- سایت مؤسسه آموزش مذاهب اسلامى (www. mazaheb. com)
۱۲- شفقنا (پایگاه بین‌المللی همکاری‌های خبری شیعه (www. shafaqna. com/persian)
۱۳- القاضی محمدبن عبدالله أبوبکربن العربی المعافری الاشبیلی المالکی(متوفى ۵۴۳ق)، العواصم من القواصم فی تحقیق مواقف الصحابه بعد وفاه النبی‌صلى‌الله‌علیه‌وسلم، قدم له و علق علیه: محب‌الدین‌ الخطیب، ناشر: وزاره الشؤون الإسلامیه والأوقاف والدعوه والإرشاد، المملکه العربیه السعودیه، الطبعه الأولى، ۱۴۱۹ق.
۱۳- مجلۀ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، ش۱۵۲، زمستان۱۳۷۸ش.
۱۴- نشریه پاسدار اسلام، ش۲۵۵و۲۵۶،۱۳۸۲ ش.
[۱]. صحیفه امام، ج۱۵، ص۴۵۴٫
[۲]. همان، ج۲۰، ص۳۵۲٫
[۳]. همان، ص۳۷۱٫
[۴] همان، ج۲۱، ص۳۹۶٫
[۵]. همان، ص۱۲۰٫
[۶]. همان، ج۲۱، ص۸۰-۸۱، پیام به مردم ایران در سالگرد کشتار خونین مکه.
[۷]. همان، ج ۳، ص۲۰۵، ۱۴ شهریور۱۳۶۷ ش.
[۸]. همان، ص۸۰، پیام به مردم ایران در سالگرد کشتار خونین مکه.
[۹]. صحیفه امام، ج۲۰، ص۳۴۹٫
[۱۰]. همان، ج۲۱، ص۷۶، پیام به مردم ایران در سالگرد کشتار خونین مکه.
[۱۱]. همان، ج۲۰، ص۳۵۰٫
[۱۲]. همان، ج۲۰، ص۳۷٫
[۱۳]. پایگاه‏اطلاع رسانى دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبرى (farsi. khamenei. Ir)
[۱۴]. دیدار گروهی از روحانیون و ائمه جمعه و اساتید حوزه‌های علمیه اهل‌سنت (۵/۱۰/۱۳۶۸) www. leader. ir/langs/fa/index. php?p=contentShow&id=7047
[۱۵]. دیدار اقشار مختلف مردم در ۵/۷/۱۳۶۸٫
[۱۶]. سایت: www.salaf. blogfa. com/post406 به نقل از خبرگزارى ایرنا، دوشنبه پنجم آذر ۱۳۸۶.
[۱۷]. بیانات معظمٌ‌له در ابتداى درس خارج به مناسبت سال‌روز تخریب قبور ائمه بقیع، هشتم شوال ۱۴۲۷، دهم آبان ۱۳۸۵.
[۱۸]. پایگاه خبری تابناک (www. tabnak. ir/fa/news/268353)
[۱۹]. پایگاه خبری تابناک (www. tabnak. ir/fa/news/268353)
[۲۰]. شفقنا (پایگاه بین‌المللی همکاری‌های خبری شیعه):  www. shafaqna. com/persianپیام به مناسبت تخریب قبور ائمه بقیع(ع).
[۲۱]. پیام معظمٌ‌له به مناسبت تخریب مجدد حرمین شریفین عسکریین‌علیهماالسلام ، ۲۳/۳/۸۶.
[۲۲]. ایسنا، مرکز خبر حوزه، دیدار مدیر و دست‌اندرکاران شبکه ماهواره‌ای ولایت با آیت‌اللّه صافى‌گلپایگانى.
[۲۳]. العواصم من القواصم فی تحقیق مواقف الصحابه بعد وفاه النبی‌صلى‌الله‌علیه‌وسلم، تألیف: القاضی محمدبن عبدالله أبوبکربن العربی‌المعافری‌الاشبیلی‌المالکی(المتوفى ۵۴۳ق) قدم له وعلق علیه: محب‌الدین الخطیب‌رحمه‌الله، ناشر: وزاره الشؤون الإسلامیه والأوقاف والدعوه والإرشاد، المملکه العربیه السعودیه، الطبعه الأولى، ۱۴۱۹ق.
[۲۴]. الخطوط العریضه للأسس التی قام علیها دین الشیعه الإمامیه الاثنی‌عشریه، تألیف: محب‌الدین‌بن أبی‌الفتح‌بن عبدالقادربن صالح‌بن عبدالرحیم‌بن محمد الخطیب(متوفى ۱۳۸۹ق) تقدیم: محمد نصیف، بی‌نا.
[۲۵]. براى آگاهى بیشتر، نک: آیت‌الله‌العظمى صافى‌گلپایگانى، صوتُ‌الحق، ص۱۷.
[۲۶] سایت مؤسسه آموزش مذاهب اسلامى: www. mazaheb. com، خبر گزارى فارس: www. farsnews. net
[۲۷] شفقنا (پایگاه بین‌المللی همکاری‌های خبری شیعه)  www. shafaqna. com/persian