درس بیست‌ودوم:فعّالیت‌ وهابیان در کشورهای جهان (قسمت اول)
وهابیان برای پیشبرد مقاصدشان در اقصی‌نقاطِ جهان مانند خاورمیانه، شمال آفریقا، آسیای مرکزی، جنوب آسیا و اروپا به دعوت و تبلیغ وهابیت پرداخته‌اند. هدف این‌درس، معرفی  و آشنایی اجمالی با گسترۀ فعالیت وهابیت است.
مقدمه
در دنیای معاصر، عربستان به‌عنوان مهم‌ترین منبع فکری و مالی برای تکوین و صدور وهابیت و سلفی‌گری به دنیای اسلام است. بررسی ابعاد فعالیت این‌جریان دینی‌سیاسی، در دورانی که سطح و تنوع درگیری وهابیان با دیگر مسلمانان بیشتر شده است، اهمیتی ویژه دارد.
ازاین‌رو، نوشتار حاضر به جغرافیای فعالیت وهابیان در سطح جهان می‌پردازد.
جغرافیای فعالیت وهابیان در سطح جهان
۱- خاورمیانه
خاورمیانه از نخستین خاستگاه‌های تمدن جهان بوده و از میانۀ قرن بیستم، مرکز توجه جهانی و بلکه حساسترین منطقه از نظر استراتژیکی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بوده ‌است. در این‌بخش، نخست به فعالیت وهابیان در این‌منطقه اشاره می‌شود.
۱٫۱٫ عراق
یکی از کشور‌هایی که در آن، جریانات سلفی‌تکفیری به‌صورت فعال در حوادث سیاسی آن نقش‌آفرینی می‌کنند‌، عراق است. سازمان‌ها و جنبش‌های متعددی با گرایش سلفی‌تکفیری بوجود آمده‌اند؛ مانند: سازمان قاعده الجهاد فی بلاد الرافدین، ارتش انصارُالسنه، گردان حسن بصری و چندگروه کوچک دیگر. این‌گروه‌ها در پوشش دفاع از اهل‌سنتِ عراق، عملاً به کشتار شیعیان مشغول‌اند و در مسیر منافع غر‌ب گام برمی‌دارند.[۱]
۱٫۲٫ لبنان
بیشتر انجمن‌ها و جریانات سلفی در شمال لبنان فعالیت دارند. برخی از آنان سلفی‌های سنتی هستند که به دعوت و تبلیغ اندیشه‌های اسلامی‌سلفی اشتغال دارند و بخش قابل‌توجهی نیز شامل گروه‌های تکفیری و جهادی هستند که در طول سه‌دهۀ گذشته، حوادث خون‌بار فراوانی را در آن‌کشور رقم زده‌اند. ازجمله می‌توان به درگیری اعضای جنبشِ توحید اسلامی ‌با ارتش سوریه در سال ۱۹۸۵‌؛ درگیری گروه انصار در اردوگاه فلسطین «عینُ‌الحلوه» در جنوب لبنان و مقابله با ارتش لبنان در سال ۲۰۰۰م اشاره کرد.[۲]
۱٫۳٫سوریه
سوریه سرزمینی است که از دیرباز خاستگاه ‌اندیشه‌های گوناگون اسلامی ‌بوده است، هم‌اکنون نیز اندیشه‌هایی کاملاً متضاد در این‌کشور دیده می‌شود؛ چنان‌که از یک‌سو، چهره‌ای کاملاً سلفی به نام ناصرُالدین البانی و از سویی، دانشمند شهیر، شهید سعید رمضان البوطی که به‌شدت با وهابیت سر جنگ داشت، متعلق به این‌سرزمین است.
پیدایش سلفی‌گری در این‌منطقه به قرن هفتم باز می‌گردد؛ اما سلفی‌گریِ کنونی در سوریه، ادامه و دنباله‌رویِ سلفی‌گریِ وهابی است و به‌همین‌دلیل، ناصرُالدین البانی به‌عنوان یکی از چهره‌های بزرگ وهابی در جهان اسلام شناخته شده است و وهابیان اندیشه‌های او را در سراسر جهان اسلام ترویج می‌دهند.[۳]
۱٫۴٫یمن شمالی
وهابیت در یمن شمالی در زمینه‌های متعددی فعالیت می‌کنند که مهمترین آنها به شرح زیر است:
الف. تلاش فعالانۀ وهابیت در محیط دانشگاه‌ها و مدارس عالی آن‌کشور بوی‍ژه درمیان مراکز اهل‌تسنن شافعی و زیدیه؛
ب. تربیت و آموزش ائمۀ جماعت و تعیین آنها در مساجد مختلف یمن شمالی برحسب برنامه‌های سعودی‌ها؛
ج. سیطرۀ تقریباً کامل دانشکده‌های حقوق، فقه و ادبیات و استادان و مسئولین طرفدار سیاست سعودی؛
د. اعطای بورس به دانشجویان یمن برای ادامه تحصیل در دانشگاه‌های سعودی.
وهابی‌ها در یمن شمالی روزنامه‌ای به نام الصحوه منتشر می‌کنند. همچنین وزارت اوقاف و ارشاد اسلامی ‌در یمن مجله‌ای ماهانه به نام الإرشاد نشر و توزیع می‌کند که بیشتر مطالبش برای تبلیغ افکار و اندیشه‌های وهابیت است.[۴]
۲- شمال آفریقا
دومین جنبش سلفیه، در منطقۀ شمال آفریقاست که در مصر پایه‌گذاری شده و به جاهای دیگر آفریقا سرایت کرده است.
۲٫۱٫  مصر
سلفی‌گریِ مصر در برابر دو چالش اساسی در جهان اسلام شکل گرفت:
نخست، زوال تدریجی نهادِ خلافت و فروپاشی آن در دهۀ دوم قرن بیستم. این‌وضعیت موجب شد که‌ اندیشمندان مصری در خلأ نظریۀ سیاسی، برای ارایۀ مدل حکومت جایگزین، به نظریه‌پردازی بپردازند؛
چالش دوم: عقب‌ماندگی و انحطاط جوامع اسلامی ‌و چیرگی تمدن غرب بر آن.[۵]
۲٫۲٫سودان
از نخستین کسانی که تحت‌تأثیرِ وهابیت قرار گرفت و در راه گسترش آن در خارج از نجد و حجاز کوشش فراوانی کرد، شیخ عثمان دان فودیو از قبیله فولا(فلالی) در سودان غربی بود. وی مملکت سوکوتو را در سودان بنیان نهاد که اساس تشکیلات و ادارۀ آن، بر پایۀ دعوت وهابی بود.
ازجمله سخنان شیخ عثمان این ‌بود که «درود فرستادن بر روح میت و بزرگداشت اولیایی که از جهان رفته‌اند، جایز نیست.» وی همچنین تمجیدی را که پیامبراکرم(ص) از خود فرموده بود، انکار کرد.[۶]
۲٫۳٫ مراکش
در مراکش نیز شیخ ابوالعباسی تیجانی، دستورات محمدبن ‌عبدالوهاب را اجرا می‌کرد. او منع زیارت قبور و مسایل دیگر عقیدتی مذهب وهابیت را ترویج می‌کرد و ترک آنها را بدعت می‌دانست. البته گروهی از او پیروی کردند؛ اما به‌طورکلی این‌مذهب در مراکش رونقی نیافت.[۷]
۲٫۴٫ بزرگان سلفیه شمال آفریقا
بزرگان سلفیه در شمال آفریقا عبارت بودند از: سید جمال‌الدین اسدآبادی،[۸] محمد عبده(شاگرد سیدجمال)،[۹] سید قطب،[۱۰] رشیدرضا،[۱۱] اخوانُ‌المسلمین(توسط حسن البناء).[۱۲]
۲٫۴٫۱٫   احزاب و گروه‌های سلفی شمال آفریقا
در دهۀ هفتاد قرن بیستم، برخی گروه‌های اسلامی ‌در مصر ظهور کردند که روش آنها در برخورد با وقایع سیاسی و اجتماعی بر خلاف اخوانُ‌المسلمین تا حدودی همراه با خشونت بود. بیشتر این‌اعضا در اخوان‌ُالمسلمین عضویت داشتند.[۱۳] به‌طورکل، برداشت‌های گوناگون از تعالیم سید قطب، باعث انشعاباتی از اخوانُ‌المسلمین در دهه ۱۹۶۰م شد که عمده‌ترین آنها عبارتنداز:
الف. سازمان «شباب محمد» یا «آکادمی‌ارتش»؛ تأسیس این‌سازمان در سال ۱۹۷۴م اعلام شد و نام دیگرش منظمۀ التحریرالاسلامی‌ است.[۱۴] این‌سازمان در سال ۱۹۷۴م به رهبری صالح سریه تأسیس شد.[۱۵]
صالح سریه در رسالۀ الایمان، ایدئولوژی این‌حرکت را این‌گونه بیان کرد که حکومت‌های تمامی ‌کشورهای اسلامی ‌کافرند و هیچ‌تردیدی در این ‌نیست.[۱۶]
ب. الجهاد؛ گروهی که با الهام از اندیشۀ سید قطب و با استفاده از تجارب گروه‌های دیگر، با انسجام و پختگی بیشتری تشکیل شد، الجهاد بود. الجهاد به جای جداکردنِ خود از جامعه، در مؤسسات دولتی نفوذ کرد.[۱۷] این‌گروه فرمانده و رهبر خاصی نداشت و شورایی اداره می‌شد.
این‌گروه موفق‌ترین گروه بعد از اخوانُ‌المسلمین بود و این‌تشکیلات در سال ۱۹۷۹م بوسیلۀ محمد عبدالسلام فرج پایه‌گذاری شد.[۱۸]
ج. جماعۀُ‌المسلمین یا التکفیر والهجره؛ رهبر این‌گروه، شکری مصطفی بود. او مصر را به‌عنوان یک جامعۀ جاهلی معرفی کرد و معتقد بود باید جامعۀ اسلامی‌ دومرتبه بنا شود.[۱۹] شکری مصطفی تحت تأثیرِ افکار سید قطب و یکی از اعضای جماعت اخوانُ‌المسلمین بود، و حزبی به نام جماعۀُالمسلمین یا التکفیر والهجره تشکیل داد. شکری مصطفی و جماعۀُالمسلمین، علاوه بر تکفیر نظام سیاسی، افراد جامعه را نیز تکفیر می‌کردند.[۲۰]
د. حرکت اتجاه اسلامیِ ‌تونس
حرکت اتجاه تونس، حرکتی اسلامی ‌است که بر منهج و فکر اخوانُ‌المسلمین پایه‌گذاری شده است. این‌حرکت در سال ۱۹۶۹م در تونس توسط راشد الغنوشی تأسیس شد.[۲۱]
ه. جماعت انصارُالسنۀ المحمدیه؛ این‌جماعت، جمعیتی اسلامی‌سلفی است که در مصر بوجود آمد و سپس در جاهای دیگر نفوذ کرد. این‌جمعیت نیز اساس دعوتش را دعوت توحید خالص و سنت صحیح قرار داد و مؤسس آن شیخ محمد حامد الفقی است و توسط او و هم‌فکرانش سال ۱۳۴۵ق/ ۱۹۲۶م در قاهره تأسیس گردید. مبانی فکریِ این‌جماعت، براساس عقیده و روش اصحاب حدیث است که از مصنفات علمای سلفیه همچون ابن‌تیمیه، ابن‌قیم جوزی و محمدبن عبدالوهاب اخذ شده است.[۲۲]
بنابراین‌ می‌توان گرایشات سلفی شمال آفریقا را التقاطی از تفکرات سلفیانی همچون ابن‌تیمیه، رشیدرضا و گرایشات سیاسی حسن البناء و سید قطب دانست. نتیجه آنکه گرایشات سلفی مناطق مختلف جهان اسلام، اگرچه ارتباطات وثیقی با هم دارند؛ اما اختلافات فراوانی نیز در میان آنها یافت می‌شود.[۲۳]
۳- وهابیت در جنوب آسیا
وهابیان در کشورهای متعددی از جنوب آسیا توانسته‌اند فعالیت خود را نشر دهند. در این‌بخش به اهم این‌کشورها اشاره می‌شود.
۳٫۱٫ بنگلادش
در کشور بنگلادش، بزرگ‌ترین تشکیلات اسلامی، جماعت اسلامی ‌است که به عربستان وابستگی تام دارد. این‌جماعت درحقیقت سازمانی به نام شاتر و شبیر است که در سال ۱۹۸۲م اختلافاتی در آن بروز کرد که جناحی از آن به طرفداری از وهابیان و جناح دیگر به طرفداری از انقلاب اسلامی ‌ایران منشعب شد که پس از مدتی جناح دوم مجدداً از درون سازمان انشعاب پیدا کرد.
اهدافی که عربستان در مورد این‌کشور دارد، جلوگیری از گرایش مسلمانانِ بنگالی به ایران و همچنین کشورهای میانه‌رویِ عرب و نیز انتخاب این‌کشور به عنوان یکی از مراکز تبلیغی خود در جنوب آسیا و درنهایت گسترش وهابیت در این‌کشور است.[۲۴]
۳٫۲٫ پاکستان
چند مرکز و سازمان در پاکستان عامل نشر وهابیت هستند که در زیر می‌آید:
۳٫۲٫۱٫ سازمان جماعت اسلامی، ‌بزرگ‌ترین عامل گسترش وهابیت در پاکستان است که روابط نزدیکی با آمریکا و عربستان دارد. این‌جماعت ‌از طریق مدارس و مساجد اهل‌تسنن و به‌تازگی از طریق رادیو و تلویزیون در پیِ تحمیل اندیشه‌های وهابی‌گری میان مسلمانان است.‌‌
اگر به دین و آیین مسلمانان پاکستان نظری اجمالی بیندازیم، می‌بینیم که بیشتر اهل‌تسننِ پاکستان، پیروان ابوحنیفه‌اَند که به دو گروه تقسیم می‌شوند: بریلیوی‌ها و دیوبندی‌ها.
الف) بریلیوی‌ها: اکثراً از اهل‌تسنن مخالف فرقه وهابیت هستند. ۷۵درصدِ اهل‌تسنن به این‌فرقه وابسته‌اند؛ ولی از تشکل و سازماندهی خوبی برخوردار نیستند.
ب) دیوبندی‌ها: ۲۰درصدِ اهل‌تسنن، پاکستان را تشکیل می‌دهند و جزو فرقۀ حنفیه و از دستۀ وهابیت به‌شمار می‌روند. این‌دسته با اینکه اقلیت هستند؛ ولی از سازماندهی خوبی برخوردارند و با کمک عربستان توانسته‌اند مساجد و همچنین مدارسی جهت پایگاه‌های تبلیغاتی اجتماعی بنا کنند. پنج‌درصدِ باقی‌مانده، اهل‌حدیث نامیده می‌شوند و در واقع نام دیگرِ وهابیان هستند.
علامه احسان الهی ظهیر، یکی از شخصیت‌های فعال این‌گروه در لاهور، اداره‌ای تحت عنوان ادارۀ ترجمانُ‌السنه دایر کرده است که هدف اصلی آن، اشاعۀ افکار وهابیت به‌طوراعم و منحرف‌ساختن اذهان مردم نسبت به تشیع و شیعیان، پس از پیروزی انقلاب اسلامی‌ ایران، به‌طوراخص است و کتاب‌هایی در کشورهای پاکستان و مخصوصاً عربستان نشر داده است.
۳٫۲٫۲٫  جامعه فاروقیۀ کراچی که از مراکز وهابیان است و مجلۀ الفاروق را به زبان عربی چاپ می‌کند.
۳٫۲٫۳٫  سپاه صحابۀ پاکستان(S.S.P)؛ یک گروه از مسلمانان اهل‌تسنن افراطی وابسته به جمعیت علمای اسلام(HUI) است که در سال ۱۹۸۵م در زمان جنگ پاکستان تشکیل شد.[۲۵]
۳٫۳٫  اندونزی
در کشور اندونزی، وهابیت فعالیت‌های خود را در زمینه‌های فرهنگی و مذهبی توسط سازمانی به نام کمیته همبستگی اسلامی ‌انجام می‌دهد که وابسته به عربستان است و توسط آن‌کشور حمایت مادی و معنوی می‌شود. فعال‌ترین و عمده‌ترین تشکیلات وهابی در گذشته و حال، ریشه در ناسیونالیسم عربی در اندونزی دارد که وابسته به جامعه اعراب ساکن اندونزی است. احزاب و انجمن‌های که در این‌زمینه تشکیل شده‌اند؛ عبارتند از:
۳٫۳٫۱٫  انجمن محمدیه که در ۱۹۱۲م در جاکارتا توسط شیخ احمد دهلان تأسیس شد و یکی از دو سازمان اسلامی‌اجتماعی بزرگ اندونزی محسوب می‌شود؛
۳٫۳٫۲٫ حزب اتحاد اسلام که به صورت مختصر(Persis) خوانده می‌شود. این‌حزب توسط محمد یونس، احمد حسن و محمد نصیر در باندونگ تأسیس شد؛
۳٫۳٫۳٫ دیوان دعوه که یک سازمان تبلیغی و فرهنگی غیردولتی است و تقریباً ۳۰سال پیش توسط مرحوم محمد ناصر، یکی از قهرمانان ملی اندونزی و سیاستمدار مسلمان دورۀ سوکارنو تأسیس شد و با حمایت‌های عربستان اداره می‌شود؛
۳٫۳٫۴٫ مجلسُ‌العلماء که در سال ۱۹۷۵م به‌‌منظور مشاوره با علما جهت اجرای شریعت اسلامی ‌و صدور فتوا و همچنین تلاش در جهت ایجاد وحدت و همبستگی میان مردم و حکومت تأسیس شد؛
۳٫۳٫۵٫ نمایندگی رابطه العالم در اندونزی که در زمینه‌های مختلف آموزشی و اجتماعی و چاپ و نشر فعالیت دارد. جاکارتا مرکز نمایندگی شورای مالی مساجد وابسته به رابطه العالم است؛
۳٫۳٫۶٫ وزارت امور دینی اندونزی که به‌جهت حضور ترمیذی طاهر در رأس این‌وزارت‌خانه از دیگر مراکز پشتیبانی‌کنندۀ وهابیت در اندونزی محسوب می‌شود.
روحانیان و فارغُ‌التحصیلان نیز، از دیگر پایگاه‌های نفوذ و فعالیت وهابیت در اندونزی به‌شمار می‌روند.[۲۶]
۳٫۴٫  تایلند
فعالیت وهابیت در تایلند از حدود ۵۵سال پیش با تلاش دو اندونزیایی مقیم جنوب تایلند شروع شد. بنیان‌گذاران این‌حرکت، استاد عرفان و استاد احمد لطفی از دولت اندونزی بودند و پس‌از آن، استاد احمد اسماعیل تایلندی این‌حرکت را ادامه داد که هنوز این‌فعالیت ادامه دارد.
فعالیت‌های وهابیت در بانکوک(پایتخت تایلند) به چندبخش تقسیم شده است که عبارتند از:
۳٫۴٫۱٫  مدرسه ساسانوپاتام در شهر بانکوک زیر نظر استاد مصطفی؛
۳٫۴٫۲٫  گروهی از وهابیان در مسجد العتیق بانکوک؛
۳٫۴٫۳٫  تعداد دیگری از وهابیان به نام پقتونک خم که مدرسه‌ای به نام راششکلرون را افتتاح کردند؛
۳٫۴٫۴٫  عده‌ای از وهابیان هم در مسجد مرکزی فعالیت دارند؛
۳٫۴٫۵٫  گروه دیگری نیز زیر نظر مؤسسه نانک چوک هستند؛
۳٫۴٫۶٫  گروه دیگری از وهابیان نیز زیرنظرِ مؤسسۀ رابطه العالم الاسلامی ‌به فعالیت مشغولند. این‌سازمان به نشر مجله ماهانه به زبان تایلندی به نام رابطهُ‌الاسلامی ‌و کتب رایگان اقدام می‌کند.[۲۷]
۳٫۵٫ سریلانکا
عربستان با شیوه‌های مختلف ازجمله تجدید و بازسازی مساجد، ایجاد مساجد و مدارس و اعطای بورسیه به بعضی از مسلمانان و غیره موجب شده که نظریات اسلامی ‌در سریلانکا به‌طور مستقیم و غیرمستقیم تابع نظر مراکز اسلامی ‌عربستان شود. از عمده‌ترین فعالیت‌های جمعیه رابطه العالم الاسلامی ‌در سریلانکا، فراهم‌نمودن امکاناتی جهت ادامه تحصیلات عالیه در دانشگاه‌های عربستان است. انجمن‌ها و مدارس مختلف سریلانکا که از کمک‌های عربستان بهره مند می‌شوند عبارتند از:
۳٫۵٫۱٫  مدرسه‌های اسلامی: ‌غفوریا، حسینیه، فاراج، شرقیه؛
۳٫۵٫۲٫  مؤسسات اسلامی‌ که از چندبخش تشکیل شده است: جماعت اسلامی ‌سلیمان، اتحادیۀ جوانان مسلمانان سریلانکا، جمعیت العلماء سریلانکا و... .
از شخصیت‌های مذهبی اسلامی ‌در آنجا می‌توان به اشخاص زیر اشاره کرد: محمد، مولوی ابراهیم، مبارک(رئیس مدرسه غفوریا) و ففنان(معلم مدرسه غفوریا).[۲۸]
۳٫۶٫ سوماترا
در سال ۱۸۰۳م سه نفر از سوماترایی‌ها به حج رفتند و در آنجا تحت‌تأثیر وهابیان قرار گرفتند و زمانی که به کشورشان بازگشتند، درصدد تبلیغ این‌مذهب برآمدند و عقاید وهابیت را تبلیغ کردند. پس‌از این‌جریانات بود که در میان پیروان وهابی‌ها و ساکنان غیرمسلمان سوماترا زدوخوردهایی صورت گرفت. در سال ۱۸۲۱م حکومت هلند که جزو حکومت‌های استعماری آن‌زمان بود، با مسلمانان وهابیِ سوماترا به جنگ برخاست و حدود ۱۶سال زدوخوردها پی‌درپی ادامه داشت تا سرانجام هلندی‌ها بر وهابیان چیره شدند.[۲۹]
۳٫۷٫  هندوستان
شبه‌قارۀ هند، یکی از قطب‌های جمعیتی و اندیشه‌ای جهان اسلام است. اگر پیش‌از این، مصر مهد اندیشه‌های اسلامی ‌بود، دیرزمانی است که شبه‌قارۀ هند نیز مرکز تحولات و خاستگاه ‌اندیشه‌های اصلاحی یا افراطی است. فضای سیاسی، اجتماعی و مذهبی شبه‌قاره، عموماً و به‌ویژه پاکستان ـ‌‌پس‌از تقسیم شبه‌قاره‌ـ به خاستگاه ستیز میان مذاهب اسلامی ‌تبدیل شده است؛ تا آنجاکه سلفی‌های افراطی، این‌منطقه را بهشت خود می‌دانند. تکفیر در این‌منطقه، امری طبیعی است و مذاهب مختلف به‌سادگی یکدیگر را تکفیر می‌کنند. از چنین فضایی بیش‌ازهمه، سلفی‌گریِ افراطی عربستان سوء استفاده کرده است.[۳۰]
۳٫۷٫۱٫  دوره‌های سلفی‌گری در شبه‌قارۀ هند
۳٫۷٫۱٫۱٫  دورۀ اول سلفی‌گری: شاه‌ولی‌الله دهلوی
برای یافتن ریشه‌های سلفی‌گری در شبه‌قاره باید به قرن دوازدهم، یعنی دورۀ محدث بزرگ شبه‌قاره، شاه ولی‌الله دهلوی بازگشت.[۳۱]
تفکر شاه‌ولی‌الله بر مبانی زیر استوار است:
یک. سلفی‌گری و توجه به سلف که براساس ردّ قطعی شرک بر تکیه بر قرآن و حدیث و تعادل بین عبادات و عادات بر مبنای نظریه سلفی‌گری است؛[۳۲]
دو. اجتهاد و فقه مقارن: او معتقد است برای مسایل مربوط به اعتقادات یا آیین و مراسم می‌توان از احکام و فتوای چهار مکتب اصلی فقهی تبعیت کرد که برگرفته از تفکرات ابن‌تیمیه بود.[۳۳]
۳٫۷٫۱٫۲٫  دورۀ دوم سلفی‌گری: شاه عبدالعزیز دهلوی
شاه عبدالعزیز دهلوی(۱۱۷۶ـ۱۲۳۹ق، فرزند شاه‌ولی‌الله دهلوی) به مبانی مصطلح سلفی‌گری نزدیک‌تر شد. وی بیش از پدر به حدیث گرایش داشت و عقل نیز در نگاه وی از اهمیت کمتری برخوردار بود. جنبش شاه‌ولی‌الله دهلوی در دورۀ شاه‌عبدالعزیز به‌سوی افراطی‌شدن پیش رفت.
ویژگی دیگر سلفی‌گری شاه‌عبدالعزیز دهلوی، ورود سیاست به‌ اندیشۀ سلفی‌گری است.[۳۴]
۳٫۷٫۱٫۳٫   دورۀ سوم: مکتب دیوبند (پیش‌از استقلال پاکستان)
پس از محدث دهلوی، اندیشۀ سلفی در حوزۀ عمل (جهاد) و حدیث‌گرایی پیش آمد و در قرن نوزدهم، مکتب دیوبند شکل گرفت. مکتب دیوبند، آمیزه‌ای از اندیشه‌های شاه‌ولی‌الله دهلوی و شاه‌عبدالعزیز دهلوی بود. افرادی چون مولوی محمد قاسم نانو توی(م ۱۲۹۴ق)، رشید احمد کنکوهی، شیخ ذوالفقار علی دیوبندی، شیخ محمد یعقوب نانو توی و شیخ فضل‌الرحمان عثمانی دیوبندی در ساخت این‌مکتب بسیار نقش داشتند.[۳۵]
۳٫۷٫۱٫۴٫   دورۀ چهارم: مکتب دیوبند (پس‌از استقلال پاکستان)
مکتب دیوبند پس از استقلال یک‌پارچه نبود و طیفی از گروه‌های معتدل و تندرو را تشکیل داد که به اجمال می‌توان آنها را در سه‌گروه خلاصه کرد:
اول. گروه معتدل: این‌گروه که وابسته به حزب جمعیت العلمای اسلام، شاخۀ فضلُ‌الرحمن است، می‌کوشد هدف‌های خود را در قالب مبارزه‌های انتخاباتی و از راه بدست‌آوردن فرصت‌های سیاسی دنبال کند. این‌حزب که ادامۀ حزب «جمعیت علمای هند» است، در پاکستان به نام «جمعیت علمای اسلام» تغییر نام داد؛
دوم. گروه تندرو: حزب «جمعیت العلمای اسلام» شاخۀ سمیعُ‌الحق در پیشاور پاکستان، این‌گروه را نمایندگی می‌کند. این‌حزب در مقایسه با شاخۀ فضلُ‌الرحمن، دیدگاه‌های افراطی‌تر و فرقه‌گرایانه‌تری دارد و طالبان نیز محصول عملکرد همین‌گروه است؛
سوم. گروه‌های تروریستی: این‌گروه‌ها شاخه‌ای از دیوبندی هستند که مسلمانان دیگر را رسماً کافر و به‌همین‌دلیل، آنان را مهدورُالدم می‌دانند. بمب‌گذاری‌ها، ترور‌ها و دیگر جنایت‌های صورت‌گرفته در این‌کشور، توسط این‌گروه‌ها انجام می‌شود. گروه‌هایی چون سپاه صحابه، لشکر جهنگوی و لشکر طیبه که همه، رویکردی کاملاً خشونت‌گرا دارند، به فکر حذف فیزیکی رقبا نیز هستند.[۳۶]
۳٫۷٫۲٫  مقایسۀ تطبیقی سلفی‌گری دیوبندی و سلفی‌گری وهابی
با نگاهی گذرا به عقاید وهابی‌ها و دیوبندی‌ها، می‌توان به تفاوت‌های بسیار میان این‌دو پی برد که اجمالاً برخی از آن‌ها عبارتند از:
الف. عقل‌گرایی: در اندیشۀ وهابی‌ها که متأثر از اندیشۀ ابن‌تیمیه است، ‌عقل جایگاهی ندارد و تنها بر نقل تأکید می‌شود؛ درحالی‌که شاه‌ولی‌الله دهلوی به‌عنوان الهام‌بخش اندیشۀ دیوبندی، برای عقل و اجتهاد اهمیت نسبی قایل بود. وی عنصر اجتهاد را ضرروی می‌دانست و پیرویِ صرف و بدون اندیشه از گذشتگان را بدون درنظرگرفتنِ شرایط روز نمی‌پذیرفت.[۳۷]
ب‌. تقریب: سلفی‌گری وهابی، بنیان کار خود را بر فرقه‌گرایی و تکفیر مسلمانان گذاشته‌اند. از همان آغاز، محمدبن عبدالوهاب با کافرخواندن مسلمانان، خون آنان را مباح شمرد و به کشتار ایشان پرداخت؛ درحالی‌که شاه‌ولی‌الله دهلوی، در تقویت بنیه‌های امام مالک و شافعی پرداخت. شاه‌ولی‌الله، هرچند خود حنفی بود؛ اما تقلید از امامان دیگر مذاهب فقهی را نیز جایز شمرد.
ج‌. طریقت: طریقت یکی از اصل‌های مهم دیوبندی است. شاه‌ولی‌الله دهلوی و پیروان وی، همه طریقتی هستند و طریقت را مکمل شریعت می‌دانند. دیوبندی‌ها افزون بر داشتن رهبران دینی، قطب‌های طریقتی نیز دارند که مهم‌ترین آنها شخصی به نام حاجی امدادالله مهاجر مکی است که به‌عنوان مرشد و رئیس طریقت دیوبندی‌ها شناخته می‌شود.[۳۸]
د. اختلاف دربارۀ تصوف: درحالی‌که مکتب دیوبند یک فرقۀ صوفی به‌شمار می‌رود؛ وهابیت به‌شدت با تصوف سر جنگ دارد. وهابی‌ها، تصوف را یکی از عوامل انحراف مسلمانان و قطب‌های صوفیه را کافر و مشرک می‌شمارند.
ه. مذهب: وهابی‌ها خود را به غلط پیروی احمدبن حنبل می‌دانند؛ درحالی‌که دیوبندی‌ها، پیروی مکتب ابوحنیفه‌اند. همچنین، مکتب کلامی‌ شاه‌ولی‌الله دهلوی، ماتریدی بود؛ اما وهابی‌ها خود را پیروی هیچ‌یک از مکتب‌های کلامی ‌نمی‌دانند. آنان علم کلام را صرفاً نقلی می‌دانند و پرداختن به مباحث کلامی ‌را کفر می‌شمارند.
چنین وضعیتی موجب شده است که دیوبندی‌ها کتاب‌های بسیاری در ردّ عقاید وهابیت بنویسند. یکی از این‌آثار، کتاب «عقاید اهل سنت و جماعت در رد وهابیت» است که به قلم عالم بزرگ دیوبند، ‌«مولانا خلیل احمد سهارانپوری» نگاشته شده و یکی از روحانیان بنام اهل‌سنت، آن‌را به فارسی ترجمه کرده است.[۳۹]
۳٫۷٫۳٫  فعالیت‌های وهابیت در بمبئی
فعالیت‌های وهابیت دربمبئی در بخش‌های مختلف است که می‌توان از میان آنها به فعالیت در کتاب فروشی‌ها، تکیه بر قشر روحانیت، برپایی مدارس دینی، مساجد، فعالیت‌های عمرانی و فعالیت‌های حزبی و... اشاره کرد.[۴۰]
۴- وهابیت در آسیای مرکزی(میانه)
وهابیت در چندکشور آسیای میانه توانسته است به نشر مذهب خود بپردازد. در زیر به این‌مناطق اشاره می‌شود.
۴٫۱٫ قفقاز
در مناطق آسیاى مرکزى و قفقاز شمالى که اسلامِ صوفى رایج بوده و خصوصیت محلى دارد، جنبش نوسازى تحت عنوان وهابیزم ایجاد شده است. مروج افکار وهابیت در منطقه، واعظانى هستند که از برخی کشورهاى عربى و اسلامى به آنجا رفته‌‌‏اند. پدیدۀ وهابیت در منطقۀ قفقاز شمالى، داراى ویژگى‏هایى ملى است و سعى مى‏کند با پیوستن به خانواده‏هاى مسلمان از روسیه جدا شود. ساختار جامعه در این‌منطقه به‌گونه‏اى است که ریش‌سفیدان، رهبرى مذهبى و عرفى جامعه را برعهده دارند و کنترل و پرورش افکار عمومى در اختیار آنها است. در چنین شرایطى که وهابیزم خواستار برابرى حقوقى همه مسلمانان است، ممکن است رهبران مذهبى نفوذ سابق خود را بر جامعه از دست بدهند.
درحقیقت مى‏توان این‌گونه نتیجه‏گیرى کرد که رشد وهابیت، پاسخى به اوضاع آشفتۀ ‏اقتصادى و اجتماعى کشورهاى منطقه است.[۴۱]
۴٫۲٫  افغانستان (هرات)
به‌طورکلی، سه‌عاملِ: چندملیتی‌بودنِ مردم افغانستان؛ تعصب خاص مذهبی و عادات و رسوم سنتی؛ و نیز حضور تعداد قابل ملاحظه‌ای از اهل‌تشیع در افغانستان، مهم‌ترین عوامل نفوذ وهابیت به‌شمار می‌روند.[۴۲]
اما با این‌حال عربستان سعودی در میان گروه‌های موجود در افغانستان، توانسته است گروه طالبان را برای خود برگزیند؛ زیرا طالبان به‌ دلیل تشابه و تقارب عقاید و عملکرد افراطی و تبیین قوانین خشک و خشن، بهترین گزینه انتخابی برای عربستان بوده است.[۴۳]
گروه طالبان نیز فتاوای مشابه را علیه هزاره‌ها(شیعیان) که تقریباً یک‌سومِ جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند صادر کردند. در اینجا به پاره‌ای از عقاید طالبان اشاره می‌کنیم و می‌بینیم که اندیشه و ایدۀ متحجرانۀ طالبان، شباهتی نزدیک با افکار و عقاید وهابیت دارد:
الف. طالبان، شیعیان را کافر و کشتن آنها را جایز اعلام کردند؛
ب. مجرمین را بدون تشکیل دادگاه، مجازات و بعضا مانند گوسفند سر می‌بریدند؛
ج. هنگام نماز، مردم را با شلاق به‌سوی مسجد هدایت می‌کردند. به اعتقاد آنان مهم این ‌بود که صف‌های نماز تشکیل شود، چه نمازگزار وضو داشته باشد یا نه!
د. یکی از اقدام‌های امربه‌معروف و نهی‌ازمنکرِ طالبان، تراشیدن سر مردان بویژه جوانان بود و بلندبودنِ روی سر را از مظاهر فساد و بی‌بندوباری می‌دانستند؛
ه. تخریب و تحریم وسایل مانند: تلویزیون، ضبط صوت، نوار، مجله، آلات بازی و... .[۴۴]
۴٫۳٫  ازبکستان
ظهور حزب التحریر در آسیای میانه، حاصل تضعیف کنترل اتحاد شوروی بر مذهب و سیاست در اواخر دهۀ ۸۰م بود. علاقۀ مردم به اسلام سیاسی، اولین‌‌بار از سوی جنبش‌هایی مانند حزب رستاخیز اسلامی ‌در تاجیکستان و توسط مجموعه‌ای از گروه‌ها در ازبکستان که تحت‌تأثیر آمیزه‌هایی وهابی‌گری بودند، برانگیخته شد.
اندیشه‌های جنبش التحریر برگرفته از آرای اخوان‌ُالمسلمین بود، هرچند النبهانی (مؤسس)، نظریات جدید به آن اضافه کرد. این‌حزب، خواهان خلافت در آسیای مرکزی است وشعبه‌های آن در اروپا، خاورمیانه و دولت‌های عربی نیز وجود دارد. این‌حزب، خط‌ مشیِ مسالمت‌آمیز دارد و خواهان سرنگونی رژیم‌های آسیای مرکزی است. محل فعالیت آن در درۀ فرغانه است که بخش اعظم آن در ازبکستان قرار دارد.
منازعۀ سیاسی، بخشی از ایدئولوژی این‌حزب است. در آثار مکتوب این‌حزب، سه مرحله مبارزه سیاسی تشریح شده که مبنای آن تفسیر حزب التحریر از بعثت و مأموریت تاریخی پیامبر اسلام برای برقراری اولین دولت اسلامی‌ است.
مرحلۀ اول: مرحلۀ فرهنگ‌سازی است که شامل یافتن و پرورش افرادی است که به تفکر و روش حزب معتقد باشند. این‌ مهم‌ترین مرحله در فعالیت‌های کنونی این‌حزب و یکی از علل اصلی عمر درازمدت آن است.
مرحله دوم: مرحلۀ ارتباط با امت (جامعه گسترده‌تر اسلامی) به‌منظور تشویق آنها برای فعالیت به نفع اسلام و ابلاغ دعوت به شیوۀ خاص حزب التحریر است. این‌فرهنگ‌سازیِ جمعی برای عموم مردم از طریق تشکیلِ کلاس‌های درس در مساجد، برگزاری نشست‌ها و سخنرانی و تدریس در محل اجتماعات عمومی ‌و استفاده از کتاب و روزنامه است.
مرحلۀ سوم: مرحلۀ بدست‌گرفتنِ دولت و اجرای کامل و بدون نقص احکام اسلام و گسترش و صدور پیام آن به جهان است.
حزب التحریر آیین‌نامه‌ای دارد که براساس آن فعالیت می‌کند. در این‌ آیین‌نامه، مراحل تشکیلِ خلافت جهانی اسلام به چهاربخش تقسیم شده است:
۱- جذب مردم با استفاده از شیوۀ تبلیغ دینی؛
۲- نفوذ نمایندگان حزب در ارگان‌های دولتی و آغاز مبارزه (تبدیل فعالیت دینی به فعالیت سیاسی)؛
۳- استفاده از گردهمایی برای دستیابی به هدف و برکناری حکومت (‌براندازی صلح‌آمیز در فضای مساعد سیاسی)؛
۴- اگر مرحله دوم جواب ندهد، از این‌مرحله، یعنی از راه زور، مبارزه مسلحانه و جهاد عمل می‌شود.[۴۵]
فعالیت‌ پنهان حزب التحریر در آسیای مرکزی از دهه ۱۹۸۰م بوده ‌است و پس‌از اصلاحات گورباچف از تاشکند و سرخان دریا رشد بیشتری پیدا کرده است.[۴۶]
به‌طورکلی فعالیت‌های حزب شامل موارد زیر بود: تبلیغ، راهپیمایی، فعالیت در زندان، خشونت، شهادت.[۴۷]
۵- وهابیت دراروپا
علمای وهابی برای گسترش فرقۀ وهابیت در کشورهای غربی و بویژه انگلیس تلاش می‌کنند. به گزارش ابنا، شبکه چهار بریتانیا با پخش یک فیلم مستند که در آن به اسنادی دال بر سرمایه‏گذاری‌های گستردۀ عربستان‌سعودی برای گسترش عقاید وهابیت تکفیری در چارچوب کمک‌های مالی به این‌فرقه در انگلیس اشاره می‏شد، از تلاش‌های وهابیان برای تبلیغ این‌فرقه در اروپا پرده برداشت. در این‌فیلم، خبرنگاری نشان داده شد که با حضور در برنامه ‏های رهبران این‌فرقه در غرب با آنها مصاحبه کرد و از اسرار حضور آنها پرده برداشت. در این‌فیلم که در لندن فیلمبرداری شده است، با اشخاصی مصاحبه می‏شود که به ترویج عقاید وهابیت در بین مسلمانان ساکن در اروپا می‏پردازند.
این‌خبرنگار انگلیسی در بخش دیگری از فیلم، از سرمایه‏گذاری ۷۵ میلیاردپوندیِ عربستان برای تبلیغ وهابیت در مدارس، مساجد و موسسات دینی خبر داد که توسط مبلغان اعزامی عربستان‌سعودی حمایت می‌شدند.
او با ابراز تعجب از آموزه‏ های وهابیت می‏گوید: قرآن‌کریم، مسلمانان، مسیحیان و یهودیان را به هم‌زیستیِ مسالمت‏آمیز در کنار هم دعوت می‏کند؛ درحالی‌که کتاب‌های وهابیت عکس این‌مطلب را تبلیغ می‏کنند.
این‌خبرنگار انگلیسی می‏افزاید: در یکی از کتاب‌ها یهودیان را میمون و مسیحیان را خوک توصیف کرده است و در کتابی دیگر، عقل زنان را کمتر از مردان می‏داند و انجام هرگونه فعالیت اجتماعی را از زن سلب می‏کند.
در این‌فیلم، همچنین گزارشی تصویری از مکانی در لندن به نمایش درمی‏آید که مملوّ از کتاب‌های مذهبی وهابیت است.
آری! وهابیت تکفیری از فرقه ‏های منحرفی است که با دسیسه‏ های استعمار در جهان اسلام پا گرفت و در تلاش است مرزهای خود را در فراسوی جهان اسلام گسترش دهد.[۴۸]
یک بانوی بلژیکی، خانم دکتر آیژدیک فاطیما دربارۀ تبلیغ وهابیت در اروپا گفت: دولت‌های اروپایی با اجازه‌دادن به فعالیت گروه‌های وهابی و طالبانیسم درحقیقت قصد دارند، چهرۀ زشت و نفرت‌آوری از اسلام به اروپاییان معرفی کنند.[۴۹]
منابع
۱- احمد، عزیز، تاریخ تفکر اسلامی ‌در هند، ترجمه نقی لطفی، تهران، کیهان، ۱۳۶۶ش.
۲- اسدعلی‌زاده، اکبر، چالش‌های فکری و سیاسی‌های وهابیت، قم، مرکز پژوهش صدا وسیمای اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۸۶ش.
۳- بخش مطالعاتى سفارت ایران در مسکو، «وهابیت در آسیاى مرکزى و قفقاز»، ماهنامه دیدگاه‏ها و تحلیل‏ها، شماره ۱۳۷، بی‌تا.
۴- جهنی، مانع‌بن حماد، الموسوعه المیسره فی الادیان والمذاهب والاحزاب المعاصره، عربستان، دارالندوه، ۱۴۱۸ق.
۵‌- الخادی، صلاح عبدالفتاح، زندگینامه سیدقطب از ولادت تا شهادت؛ ترجمه: جلیل بهرامی‌نیا، بی‌جا، نشر احسان، ۱۳۸۱ش.
۶- رحیمی، داریوش، پایان‌نامه سطح سه: بررسی و نقد سلفیه در شمال آفریقا، قم، مدرسه امام خمینی، بی‌تا.
۷- رفعت، سعید، حسن البنا متی، کیف، لازا، دمشق، دارالطلیعه الجدیده، ۱۹۹۷م.
۸- سریّه، صالح، رساله الایمان، مصر، دارالمعارف، ۱۴۰۲ق.
۹- السلمان، محمدبن عبدالله، رشیدرضا و دعوه الشیخ محمدبن عبدالوهاب، الکویت، مکتبهالمعلا، ‎‎۱۴۰۹ق.
۱۰- شریف، میان محمد، تاریخ فلسفه در اسلام، ترجمه نصرالله پورجوادی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۰ش.
۱۱- عبده، محمد، سلسلۀ المعارف الحدیثه، بیروت، دارالقدس، ۱۹۷۸م.
۱۲- علیزاده‌موسوی، مهدی، سلفی‌گری و وهابیت، جلد  یکم، ، قم، الهادی، چ‌دوم، ۱۳۸۹ش.
۱۳- ــــــ، مکتب دیوبند، پایان‌نامه سطح سه، حوزه علمیه قم، ۱۳۸۲ش.
۱۴- فرمانیان، مهدی، گرایش‌های فکری سلفیه در جهان امروز، فصلنامه مشکات، ش۱۰۴، ۱۳۸۸ش.
۱۵- محمودیان، محمد، جنبش‌های اسلام در مصر در دو دهه اخیر، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد دانشگاه باقرالعلوم، قم، ۱۳۸۶ش.
۱۶- مسجدجامعی، زهرا، نظری بر تاریخ وهابیت، تهران، صریر دانش، ۱۳۸۰ش.
۱۷- موثقی، سید احمد، جنبش‌های اسلامی ‌معاصر، تهران، سازمان سمت، ۱۳۸۰ش.
۱۸- نقوی، سید علی‌محمد، شکوفایی انقلاب اسلامی‌ در مصر، تهران، بی‌نا، ۱۳۷۸ش.
۱۹- واعظی، محمود، بحران‌های سیاسی و جنبش‌های اجتماعی در خاورمیانه (نظریه‌ها و روندها)، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۹۰ش.
۲۰- وصالی مزین، یوسف، حزب التحریر ازبکستان، تهران، مؤسسه مطالعات اندیشه‌سازان نور، ۱۳۸۵ش.
۲۱- هاله، مصطفی، استراتژی دولت مصر در رویارویی با جنبش‌های اسلامی، تهران، اندیشه‌سازان نور، ۱۳۸۲ش.
۲۲- اروپا وهابیت را با هدف اسلام هراسی پشتیبانی می‌کند، نشریه پرتو سخن، ش۵۱۲، ۱۳۸۸ش
۲۳- سایت شیعه نیوز(www.shia-news.com)
[۱]. محمود واعظی، بحران‌های سیاسی و جنبش‌های اجتماعی در خاورمیانه (نظریه‌ها و روندها)، ص۳۸۰-۳۸۱٫
[۲]. همان، ص۳۸۱٫
[۳]. مهدی علیزاده‌موسوی، سلفی‌گری و وهابیت، جلدیکم، ص۱۲۳٫
[۴]. زهرا مسجدجامعی، نظری بر تاریخ وهابیت، ص۱۴۹ و ۱۵۰٫
[۵]. مهدی علیزاده‌موسوی، سلفی‌گری و وهابیت، جلدیکم، ص۱۱۳٫
[۶]. زهرا مسجدجامعی، نظری بر تاریخ وهابیت، ص۱۴۰٫
[۷]. همان، ص۱۴۳٫
[۸]. رک: مهدی علیزاده‌موسوی، سلفی‌گری و وهابیت، جلدیکم، ص۱۱۴-۱۱۵٫
[۹]. رک: محمد عبده، سلسله المعارف الحدیثه، ج۵، ص۱۸-۱۹٫
[۱۰]. رک: عبدالفتاح الخادی، سید قطب از ولادت تا شهادت، ص۳۵۹-۳۶۱٫
[۱۱]. رک: محمدبن عبدالله السلمان، رشیدرضا و دعوه الشیخ محمدبن عبدالوهاب، ص۲۲۹-۲۴۰٫
[۱۲]. در مورد شخصیت بناء نگاه کنید به: رفعت السید، حسن البناء، ص۴۶ـ۵۹٫
[۱۳]. داریوش رحیمی، پایان‌نامه سطح سه: بررسی و نقد سلفیه در شمال آفریقا.
[۱۴]. همان.
[۱۵]. مصطفی هاله، استراتژی دولت مصر، ص۱۵۹ـ۱۶۰٫
[۱۶]. صالح سریه، رساله ایمان، ص۳۲٫
[۱۷]. علی‌محمد نقوی، شکوفایی انقلاب اسلامی در مصر، ص۳۱۲٫
[۱۸]. مصطفی هاله، استراتژی دولت مصر در رویارویی با جنبش‌های اسلامی، ص۱۶۶٫
[۱۹]. محمد محمودیان، جنبش اسلامی مصر در دو دهه اخیر و عوامل تقویت‌کننده آن، ص۹۹٫
[۲۰]. مصطفی هاله، استراتژی دولت مصر در رویارویی با جنبش‌های اسلامی، ص۱۶۴٫
[۲۱]. مانع بن حماد الجهنی، الموسوعه، ج۱، صص۲۱۹ـ۲۲۱٫
[۲۲]. همان، ج۱، ص۱۸۶ـ۱۹۷٫
[۲۳]. مهدی فرمانیان، گرایش‌های فکری سلفیه در جهان امروز، فصلنامه مشکات، ش۱۰۴، ص۹۸٫
[۲۴]. زهرا مسجدجامعی، نظری بر تاریخ وهابیت، ص۱۳۳٫
[۲۵]. همان، ص۱۳۳-۱۳۵٫
[۲۶]. همان، ص۱۳۰-۱۳۳٫
[۲۷]. همان، ص۱۳۵-۱۳۷٫
[۲۸]. همان، ص۱۳۸-۱۳۹٫
[۲۹]. همان، ص۱۴۱٫
[۳۰]. مهدی علیزاده‌موسوی، سلفی‌گری و وهابیت، جلدیکم، ص۹۵٫
[۳۱]. شیخ محمد اکرم، رود کوثر، ص۵۷٫
[۳۲]. میان محمد شریف، تاریخ فلسفه در اسلام، ترجمه نصرالله پورجوادی، ج۴، ص۱۷۱ـ۱۷۵٫
[۳۳]. ر.ک: عزیز احمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ترجمه نقی لطفی، ص۱۷ـ۱۷٫
[۳۴]. احمد موثقی، جنبش های اسلامی معاصر، ص۲۰۵٫
[۳۵]. مهدی علیزاده‌موسوی، سلفی‌گری و وهابیت، جلدیکم، ص۱۰۰٫
[۳۶]. همان، ص۱۰۰-۱۰۱٫
[۳۷]. البته در دوره‌های بعد، مایه‌های عقلی مکتب شاه‌ولی‌الله دهلوی کم‌رنگ شد.
[۳۸]. مهدی علیزاده‌موسوی، «مکتب دیوبند»، پایان‌نامۀ سطح سه، ص۷۳٫
[۳۹]. مهدی علیزاده‌موسوی، سلفی‌گری و وهابیت، جلدیکم، ص۱۰۳٫
[۴۰]. زهرا مسجدجامعی، نظری بر تاریخ وهابیت، ص۱۴۷-۱۴۹٫
[۴۱]. بخش مطالعاتى سفارت ایران در مسکو، «وهابیت در آسیاى مرکزى و قفقاز»، ماهنامه دیدگاه‏ها و تحلیل‏ها، شماره ۱۳۷، صص۷۶- ۷۴٫
[۴۲] . زهرا مسجدجامعی، نظری بر تاریخ وهابیت، ص۱۲۸٫
[۴۳]. اکبر اسدعلی‌زاده، چالش‌های فکری و سیاسی وهابیت، ص۹۹-۱۰۰٫
[۴۴]. محمدحسین قزوینی، سلفی‌گری و پاسخ به شبهات، ص۱۸۵٫
[۴۵] . اعلامیه حزب التحریر «عاملان دعوت، مسئول دست‌یابی به این‌نتایج نیستند» ۲۰ جولای ۲۰۰۰، www. Khilafah.com
[۴۶]. یوسف وصالی مزین، حزب التحریر ازبکستان، ص۸۱٫
[۴۷]‌. رسول موسوی، حرکتهای اسلامی در آسیای مرکزی، فصلنامه فرهنگ اندیشه، سال ۲، ش۹، ص۱۴۲ .
[۴۸]. سایت شیعه نیوز، ۶/۱۹/۱۳۸۷، www.shia-news.com
[۴۹] . اروپا وهابیت را با هدف اسلام‌هراسی پشتیبانی می‌کند، نشریه پرتو سخن، ش۵۱۲، ص۸