رسالت علما و امت اسلامی ‌در برابر بدعت وهابیت
چکیده
در این درس، در ابتدا به اهمّ مصادیق بدعت‌گذاری وهابیان اشاره می‌شود. سپس با اعلام مواضع و مخالفت برخی علما در طول تاریخ و واکنش ایشان درمقابل بدعت‌های‌ وهابیان آشنا می‌شویم و در ادامه به رسالت و وظیفۀ علمای دین در برابر بدعت و خرافات از نظر قرآن و روایات می‌پردازیم. همچنین به برخی از کتب ردیۀ دانشمندان جهان اسلام علیه فرقۀ انحرافی وهابیت اشاره خواهیم داشت.
در فرجام درس به ارایۀ راهکارهایی جهت مقابله با چالش فرهنگی وهابیت در جهان اسلام خواهیم پرداخت و رهنمودهایی از بزرگان دین را مبنی بر وحدت میان امت واحدۀ اسلامی و دفع توطئۀ استکبار در ایجاد بذر تفرقه در جغرافیای اسلام ا از نظر خواهیم گذراند.
بخش اول. اهمّ مصادیق بدعت‌گذاری وهابیان
۱- بدعت‌شمردن مراسم میلاد رسول‌اکرم(ص)
۲- بدعت‌شمردن مراسم سوگواری‌ پیامبران و صالحان
۳- بدعت‌شمردن درود بر رسول‌اکرم(ص) پیش‌وپس‌از نماز
۴- بدعت‌شمردن دعا در کنار قبر رسول‌اکرم(ص) به قصد اجابت
۵- بدعت‌شمردن اهدای ثواب نماز و قرآن به رسول‌اکرم(ص)
۶- بدعت‌شمردن گرفتن مجالس بزرگداشت برای ‌مردگان
برخی دیگر از مصادیق بدعت نزد و هابیان عبارت‌است‌از:
اهدای ثواب نماز به اموات، آغازنمودن جلسات با آیات قرآن، قرائت قرآن و دعا به‌صورت دسته‌جمعی، دست‌کشیدن به پردۀ کعبه، ذکر با تسبیح و... .
مسلمانان همواره براساس ادلۀ شرعی به این موارد عمل می‌نمودند. بنابراین رفتار آنان براساس سنّت بوده است. اما «بدعت» آن است که برای آن از کتاب و سنت، دلیلی وجود نداشته باشد؛ اما در جایی که برای انجام عملی و ترک آن، دلیلی از کتاب و سنت وجود داشته باشد، آن کار مشروع است؛ هرچند فرقه و یا مجتهد دیگر آن‌دلیل را تام نداند! ازاین‌رو بر فرقه و مجتهد دیگر، مجاز نیست صاحب دلیل را متهم به بدعت و امثال آن بنماید، و این روشی بوده که همواره در میان مذاهب اسلامی ‌و مجتهدان آنها رواج داشته است. اما وهابیت در این‌راه بدعتی نو نهاده‌اند، و هرگونه اجتهاد مخالف خود را بدعت و شرک وکفر می‌داند. آنان بر همین‌مبنا برخی امور را جایز و برخی دیگر را حرام می‌دانند؛
درحالی‌که خداوند در سوره مبارکه یونس آیه ۵۹ می‌فرماید:
«قُلْ أَرَأَیْتُم مَّا أَنزَلَ اللّهُ لَکُم مِّن رِّزْقٍ فَجَعَلْتُم مِّنْهُ حَرَامًا وَحَلاَلًا قُلْ آللّهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلَى اللّهِ تَفْتَرُونَ»:
«بگو: آیا روزی‌هایى را که خداوند بر شما نازل کرده دیده‏اید، که برخی از آن‌را حلال، و برخی را حرام نموده‏اید؟! بگو: آیا خداوند به شما اجازه داده، یا بر خدا افترا مى‌بندید (و از پیش خود، حلال و حرام مى‏کنید؟!)
بخش دوم. لزوم مبارزه با بدعت‌ها
۱- وظیفۀ دینی علمای اسلام در برابر خرافات و بدعت‌ها از نظر قرآن
قرآن در چندین موضع، بیان حقیقت را وظیفۀ اصلی علمای ادیان دانسته، آنان را نسبت به ترک این‌فریضه، شدیداً عتاب کرده است: آنجا که خداوند در سوره مبارکه مائده آیه ۶۳ می فرماید.
«لَوْلا یَنْهاهُمُ الرَّبّانِیُّونَ وَالْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ أَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما کانُوا یَصْنَعُونَ»
در جایی دیگر از قرآن، کتمان حقیقت علمای ادیان را سرزنش کرده و بیان حقیقت را، به‌عنوان عهدی ازلی برای آنان برشمرده است: آنجا که در سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۸۷ می فرماید.
َ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ میثاقَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ لَتُبَیِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَکْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَلیلاً فَبِئْسَ ما یَشْتَرُونَ
«پیمانی را که خدا با یاران کتاب بسته است، که آن‌را برای مردم روشن کنند و پنهانش نکنند، به یاد آور! پس ، آن عهد را پشتِ سرِ خود انداختند و در برابر آن ، بهایی ناچیز به دست آوردند ، و چه بد معامله ای کردند.»
۲- وظیفۀ علمای دین در برابر بدعت و خرافات در روایات
روایات اسلامی علمای دین را مُرابط، یعنی مرزبان عقیده، نامیده، و میزان فضل و برتری آنان را از مرابطانی که فقط با سلاح نظامی به مرزبانی می‌پردازند، به مراتب برتر دانسته‌ است. امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرماید:
«دانشمندان شیعۀ ما مرزبانان مرز حساسی هستند که ابلیس و عفریت‌های او در پشت آن منتظر فرصتی هستند که بر شیعیانِ ضعیف ما یورش برده، بر آنان مسلط گردند و این دانشمندان مانع آن می‌شوند که ابلیس و شیعیان ناصبی او نیت خود را عملی سازند. ‌هان آگاه باشید! هر شیعه‌ای که در چنین موقعیتی قرار گیرد، هزاربار از مجاهدانی که مسلحانه با دشمن پیکار می‌کنند برترند؛ چه آنکه آنها از جان مردم دفاع می‌کنند و اینها از دین‌شان.»
از صادقین(علیهماالسلام) نیز به همین مضمون روایت است که فرمودند:
«هرگاه بدعت‌ها سَر بردارند، عالِم باید علم و دانش خود را آشکار سازد و اگر چنین نکند، نور ایمان از او سلب مى‌شود.»
بخش سوم. واکنش علمای جهان اسلام درمقابل بدعت‌های‌ وهابیان
علما و دانشمندان مسلمان که در زبان شریعت، مرزبان و پاسدار سلامت عقاید و افکار مسلمانان‌اند، برای دفاع از اصول و مفاهیم دینی مبارزه با کژی و انحراف و حفظ وحدت امت اسلامی، از ابتدای امر، علیه افکار انحرافی، ضدّعقل و خرد، تنگ‌نظرانه و فرقه‌گرایانه حساس و مصمم بوده‌اند.
جالب این است که در این‌مبارزه و مخالفت علمای اسلامی، اجماع، اتفاق‌نظر و وحدت‌رویۀ مناسبی وجود داشته و دارد.
۱-۳- سیر تاریخی مخالفت علما
از زمان ظهور ابن‌تیمیه در قرن هشتم، به محض اینکه علمای دین عقاید وی را با محک دینی و اصول اسلامی ناسازگار یافتند، مخالفت خویش را با وی آغاز کردند. اهمّ ایراداتی که علما بر ابن‌تیمیه داشتند، عبارتستاز:
قول به جسمانیت خداوند؛ قول به رؤیت حسی خداوند؛ مکان‌داشتن ذات خداوند بسان اجسام؛ جهت‌داشتن خداوند؛ تشبیه خداوند به اجسام و مخلوقات؛ و... .
۱-۱-۳- اهمّ مخالفان قرن هشتم
مهمترین مخالفان قرن هشتم عبارتنداز: قاضی عزالدین ابن‌‌حمامه؛ امام ابومحمد شافعی؛ امام کمال‌الدین زملکانی؛ قاضی ابوبکر اخنایی؛ امام تقی‌الدین سبکی؛ امام ابوحیان و شیخ محمدبن سلیمان‌کردی.
۲-۱-۳- اهمّ مخالفان قرن نهم
مهمترین مخالفان قرن نهم عبارتند از: امام ابی‌بکر حصینی‌دمشقی؛ قاضی ابوداود حنفی؛ امام ابوشاکر شاطی؛ قاضی حمیدالدین حلبی؛ امام نورالدین نابلسی؛ و ابن‌حجر عسقلانی.
۳-۱-۳- اهمّ مخالفان قرن دهم
مهمترین مخالفان قرن دهم عبارتند از: نورالدین سمهودی‌شافعی؛ امام ابن‌حجر هیثمی؛ ملاعلی قاری‌حنفی؛ قاضی ابوعمرو ربضی؛ امام ابوبکر شامی‌حنفی؛ قاضی جلال‌الدین دوری‌شافعی؛ و عین‌الدین محمدبن علی حنبلی.
۴-۱-۳- اهمّ مخالفان قرن یازدهم
مهمترین مخالفان قرن یازدهم عبارتند از: امام احمد شهاب‌الدین خفاجی‌حنفی؛ ضیاءالدین علی‌بن احمد بکری؛ عمیدالدین ابوبکر جبل‌النوری؛ قاضی ابوغیاث حمدانی‌حنفی؛ امام ابوعبدالله دهلوی‌شافعی؛ امام ابوالعلم شافعی‌بلخی؛ امام زین‌الدین حنفی‌‌مروزی؛ و عبدالرئوف المناوی‌الشافعی.
۵-۱-۳- اهمّ مخالفان قرن دوازدهم
اهم مخالفان قرن دوازدهم عبارتند از: امام زرقانی مالکی؛ قاضی ابوسهل سجستانی؛ ابن‌داوود بغدادی‌حنفی؛ ابوسافور اسکندری‌شافعی؛ ابوالحسن علی‌بن حمد زرکانی‌حنبلی؛ قاضی جلیل‌الدین نیمروزی؛ و ابن‌هبۀ حنفی‌کوفی.
۶-۱-۳- اهمّ مخالفان قرن سیزدهم
اهم مخالفان قرن سیزدهم عبارتند از: امام محمد سبکی‌شافعی؛ عضدالدین حسن‌بن ریاح‌بصری؛ ابن‌عمر تفتی‌حنفی؛ علامه سید محمدحسن قزوینی؛ امامُ‌‌الحرمین محمدبن داوودهمدانی؛ سید ابراهیم رفاعی؛ سید علینقی هندی؛ و میرحامد حسین هندی.
۷-۱-۳- اهمّ مخالفان قرن چهاردهم
اهم مخالفان قرن چهاردهم نیز عبارتند از: سید احمد زینی دحلان(مفتی مکه)؛ شیخ مصطفی شطی‌حنبلی؛ علامه سید محسن امین؛ علامه شیخ محمدحسین کاشفُ‌الغطا؛ علامه شیخ محمدجواد مغنیه؛ شیخ یوسف نبهانی؛ علامه امینی(صاحب الغدیر)؛ ابوحامدبن مرزوق‌شامی؛ عبدالغنی حماده؛ شیخ حسین حلمی‌استامبولی؛ و بسیاری دیگر که با قلم و قدم‌شان مبارزه کردند و گاه در این‌راه متحمل سختی‌های بسیار شدند و حتی به شهادت رسیدند.
۲-۳- آثار و ردّیه‌های علما
مقدمۀ بحث
به گفتۀ دکتر محمد عبدالله صالح، علما در طول زمان بیش‌از دوهزارجلد کتاب و رساله علیه افکار ابن‌تیمیه و ابن‌عبدالوهاب نگاشته‌اند که متأسفانه به دلایلی برخی‌شان از بین رفته‌اند و فقط اسمی از آنها باقی مانده است. با این‌وجود، اکنون نیز حدود چهارصدنسخه کتاب و رساله از علمای اسلام در دست داریم که در موزه‌ها، کتابخانه‌ها، مجموعههای شخصی و سایر جاها، از کلکته تا لندن پراکنده‌اند. متأسفانه در یک‌ونیم قرن اخیر نیز به علت فشارهای مختلف مالی و سیاسی و نیز غفلت مسلمانان برای چاپ و نشر آنها اقدام نشده است. با این حال، دکتر صالح ۳۲۰ جلد از این‌کتاب‌ها را با اسامی مؤلفان و سال و محل چاپ‌شان نام می‌برد.
ملاکاتب چلبی(حاجی‌خلیفه) نیز در «کشفُ‌الظنون»، بیش‌از ۷۰جلد کتاب را نام می‌برد که محتوای آنها یا مستقیماً یا ضمنی، به رد افکار و عقاید ابن‌تیمیه اشاره دارد.
۱-۲-۳- برخی از کتب ردیۀ اهل‌سنت علیه وهابیت
۱-۱-۲-۳- المقالاتُ‌المرضیه فی الرد علی ابن‌تیمیه؛ قاضی ابوبکر اخنایی؛
۲-۱-۲-۳- وفاءُ‌الوفا بأخبار دار المصطفی؛ نورالدین سمهودی؛
۳-۱-۲-۳- شفاءُ‌السقام فی زیارۀ خیر الأنام؛ تقی‌الدین احمد سبکی؛
۴-۱-۲-۳- المواهبُ‌الدینیه؛ ابی‌العباس قسطلانی؛
۵-۱-۲-۳- الصواعقُ‌الالهیه فی الرد علی الوهابیه؛ شیخ سلیمان نجدی؛
۶-۱-۲-۳- الرسالۀُ‌النصیحه؛ شیخ سلیمان‌کردی؛
۷-۱-۲-۳- الصواعق والردود؛ عفیف‌الدین عبدالله ابن‌داوود حنبلی؛
۸-۱-۲-۳- السیوفُ‌الصقال فی اعناق من انکر من الاولیا؛ قاضی عبدالسلام مقدسی؛
۹-۱-۲-۳- الجوهرُالمنتظم فی زیارۀ القبرالمکرم؛ ابن‌حجر هیثمی‌مکی؛
۱۰-۱-۲-۳- السیوفُ‌‌المشرقیه لقطع اعناق القائلین بالمجسمیه؛ علی‌بن محمد جمالی‌تونسی؛
۱۱-۱-۲-۳- رد علی الشیخ ابن‌تیمیه؛ شیخ نجم‌الدین بغدادی؛
۱۲-۱-۲-۳-رسالۀ فی الرد علی ابن‌تیمیه؛ محمدبن علی مازنی؛
۱۳-۱-۲-۳- الدرۀُ‌المضیئه فی الرد علی ابن‌تیمیه؛ کمال‌الدین زملکانی؛
۱۴-۱-۲-۳- میزانُ‌‌الکبری؛ شیخ عبدالوهاب شعرانی‌مصری؛
۱۵-۱-۲-۳- العلماءُالاسلامی‌ موقفهم من الوهابیه؛ دکتر عبدالله محمد صالح.
۲-۲-۳- برخی از کتب ردیۀ شیعه علیه وهابیت
۱-۲-۲-۳- الرد علی الوهابیه؛ علامه محمدجواد بلاغی؛
۲-۲-۲-۳- منهاجُ‌الشریعۀ فی ردّ ابن‌تیمیه؛ سید مهدی کشوان‌کاظمی؛
۳-۲-۲-۳- منهجُ‌الرشاد؛ شیخ جعفر کاشفُ‌الغطا؛
۴-۲-۲-۳- البراهینُ‌الجلیه؛ محمدمحسن قزوینی؛
۵-۲-۲-۳-کشفُ‌النقاب عن عقاید ابن‌عبدالوهاب؛ سید علی‌نقی هندی؛
۶-۲-۲-۳- کشفُ‌الإرتیاب عن اتباع ابن‌عبدالوهاب؛ سید محسن امین‌حسینی‌عاملی؛
۷-۲-۲-۳- هذه هی الوهابیه؛ شیخ محمدجواد مغنیه؛
۸-۲-۲-۳- الدعوۀُ‌الاسلامیه؛ شیخ محمد خنیزی‌نجفی.
۹-۲-۲-۳- وهابیت، مبانی فکری و کارنامه عملی؛ جعفر سبحانی‌تبریزی.
۱۰-۲-۲-۳- سلفی گری و وهابیت؛ سید مهدی علیزاده موسوی
بخش چهارم. دیدگاه‌های برخی علما دربارۀ رسالت علمای جهان اسلام درقبال بدعت‌های‌ وهابیان
علمای اسلام مبارزه با بدعت‌ها و خرافات را در صدر برنامه و سرلوحۀ زندگی خود قرار داده بودند، همان‌طوری‌که رسول‌خدا(ص) با بدعت‌ها و خرافات جاهلی در عصر خویش مبارزه کرد و در طول ۲۳سال دین الهی را مستقر نمود، و جانشینان خویش را برای حفظ دین از آلوده‌شدن به خرافات و بدعت‌ها مسئول نمود، آخرین جانشین پیامبراکرم(ص) در آغاز غیبت کبری این‌وظیفه مهم را برعهدۀ عالمان نهاده و از آنها خواسته است که مدافع دین ناب محمدی باشند و علما نیز براساس پیمانی که خداوند از آنها گرفته بر این‌عهد وفادارند.
مقام معظم رهبری دربارۀ رسالت علمای جهان اسلام درقبال بدعت‌های‌ وهابیان می‌گوید:
«امروز همۀ علمای اسلام نسبت به رسالت خویش در راه حفظ دین و در قبال مردم و تشیع، مسئولیت دارند و هرکس در اندازۀ توان خود مسئول حفظ دین اسلام است. مبارزه با بدعت‌ها اساسی‌ترین جبهه‌ای است که در مقابل بدعت‌گران می‌توان تشکیل داد، و یکی از وظایف مهم علمای اسلام است.»
مرحوم علامه مطهری نیز معتقد است:
«چنان‌که پیامبراکرم(ص) می‌فرماید:
«اذا ظهرت البدع فی امتی فلیَظهر العالِم علمَه. فمَن لم‌یفعل فعلیه... .»؛
در این‌روایت بر علمای شیعه واجب شده است که با بدعت‌ها مبارزه کنند. علمای شیعه نیز در راه مبارزه با بدعت‌ها و امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر از جان خویش گذشته و در راه زدودن بدعت‌ها جهاد نموده و حکم جهاد داده‌اند.»
علامه امینی نیز می‌گوید:
«علما و فقهای بزرگ شیعه از آغاز غیبت کبری در راه مبارزه با بدعت‌ها از جان خویش گذشته‌اند و در این‌راه شهید شده‌اند و شکنجه‌ها و آزارها را به جان خریده‌اند.»
بخش پنجم. ابزارهای مقابله با بدعت‌های وهابیت
برخی از اهمّ اقدامات بایستۀ تبلیغی در راستای مبارزه با وهابیت انحرافی، عبارتستاز:
۱-۵- شناخت دقیق مبانی و آموزه‌های وهابیت و کژی و انحرافات آن بطور مستند و شناساندن چالش‌های آن به جامعۀ اسلامی؛
۲-۵- بازشناسی فرایند متهم‌ساختن تفکر ناب شیعی و مجهزشدن افراد و گروه‌هایی برای پاسخ‌گویی فوری به کتب و جزوات و اشکالات جدید آنان در عرصۀ رسانه‌ها؛
۳-۵- حفظ آیات مورد نیاز توسط روحانیان برجسته، و فرهنگ‌سازیِ آیاتی که مطالب مورداختلاف را بصورت جامع ارایه می‌کند؛
۴-۵- تسلط روحانیان بر سنت و سیرۀ نبوی براساس بیان اهل‌بیت(ع) و فراگرفتن مستندات آن در کتب معتبر اهل‌‌‌‌سنت؛
۵-۵- تأسیس رسانۀ فرا ملی و قوی برای مقابله و خنثی‌کردنِ فتنه و اهداف ضدّاسلامی و بدعت‌آمیزِ وهابیت در جامعه.
بخش ششم. راهکارهای مقابله با چالش فرهنگی وهابیت در جهان اسلام
۱-۶- برجسته‌سازیِ مرز میان اهل‌سنت و وهابیت
تبیین صحیح رابطۀ میان اهل‌سنت و وهابیت برای نخبگان و تودۀ مردم در جوامع اسلامی و تفکیک قایل‌‌‌شدن میان این‌دو، تا حدّزیادی از افتادن مسلمانان در دام وهابیت جلوگیری کرده و باعث کاهش خطرات ناشی از رشد وهابیت در جهان اسلام خواهدشد.
۲-۶- برخورد مجامع علمی اهل سنت با عقاید ابداعی وهابیت
خود علمای فرق چهارگانۀ اهل‌سنت باید به نقد جدیِ عقاید ابداعی وهابیت دست زنند و به انحرافی و جعلی‌بودنِ این‌تفکرات صحه گذاشته و آنان‌را منزوی کنند.
۳-۶- طرح عقلانیت شیعی و نقد شیعیان افراطی
صِرف طرح عقاید ناب شیعی در میان جوامع مسلمان براساس عقلانیت و کتاب و سنت، درمقابلِ کج‌فهمی، خشونت و بی‌منطقیِ وهابیت، بهترین حربه علیه تفکر وهابی است. بنابراین شایسته است که خود شیعیان در تمام جغرافیای جهان اسلام ابتدا موضع‌شان را از آنها جدا کنند و بدین‌ترتیب، خط اصیل تشیع را مشوب به افراط و تفریط‌ها ننمایند.
۴-۶- پاسخ صریح و جمعی علمای جهان اسلام به شبهات وهابیت
وهابیان با طرح شبهات و اتهامات بی‌اساس علیه مکتب اسلام، در پیِ مطرح‌‌ساختنِ خود در میان مسلمانان جهان هستند. ازاین‌رو، لازم است فقها و اندیشمندان مسلمان در سراسر جهان از طریق هم‌اندیشی با یکدیگر و برپاییِ نشست‌های مشترک، ضمن بیان صریح و روشن عقاید و اصول اسلام، نسبت به اتهامات وهابیت ازجمله اعتقاد شیعه به تحریف قرآن، کافردانستن اهل‌‌سنت، برتردانستن جایگاه حضرت علی(ع) نسبت به پیامبراکرم(ص) و بسیاری از اتهامات بی‌پایه و بی‌اساس دیگر، یک‌بار برای همیشه واکنش نشان دهند.
۵-۶- ارایۀ معارف صحیح اسلام، مبارزۀ علمی و ایجاد شبهه علیه وهابیت
برخورد علمی و منطقی با وهابیت و طرفداران آنها به‌عنوان منش و مرام شیعه، آن هم در شرایط کنونی یک امر ضروری است. عالمان دین، وظیفه دارند زوایاى گوناگون دین: شامل بایدها و نبایدهاى عبادى، مقوله‌هاى اعتقادى، اجتماعى، سیاسى و اخلاقى و آنچه به دنیا و آخرت مردم ربط پیدا می‌کند، به‌درستى بشناسند و عرضه بدارند.
معناى تفقه در دین، که بر گروهى از امت واجب شده، همین است. تفقه، ویژۀ احکام نیست، تفقه، شناختِ ژرفِ مجموعه دین است: باورها، ارزش‌ها، احکام، تاریخ و فرهنگ و میراث اسلام. روحانیت ما ... مسئولیت اصلى‌اش، ایجاد رشد و لیاقت و اعطاى شناخت اسلام و فرهنگ اسلامى و سرمایه‌هاى اسلامى و تاریخ اسلام و معرفى اسلام، به‌صورت یک‌مکتب، ایدئولوژى و جهان‌بینى اسلام است.»
۶-۶- تعامل میان عالمان شیعه و سنی ( تجلی وحدت اسلامی )
مهمترین عاملی که می‌تواند عرصه را بر وهابیت تنگ کند و نقشه‌های استعمارگران را نقش‌برآب نماید، تقویت وحدت شیعه و سنی است.
برای نمونه، مقام معظم رهبری در جمع روحانیان حوزه‌های اهل‌سنت می‌گوید:
«مردم را به دست‌هایی که امروز وحدت را می‌شکنند، توجه بدهید. با مردم هم صریح حرف بزنید. امروز، آن دستی که امریکا علیه وحدت تجهیز کرده، عبارت از همین‌ دست پلیدِ وهابیت است.
وهابیت، بر مبنای ایجاد اختلاف بین مسلمین بوجود آمده است. همین الآن اطلاع داریم و می‌شناسیم که علمای حنابلۀ غیروهابی در عربستان‌سعودی، دل‌شان از این‌وهابی‌ها خون است. اینها حنابله‌ای هستند که وهابی نشده اند. ... تعداد این‌افراد هم زیاد است. ... مردم را نسبت به این قضیه آشنا و متوجه کنید.»
۷-۶- بهره‌گیری مناسب از ظرفیت حوزه‌های علمیه
حوزه‌های علمیه بایستی با گفتمان‌های فکری غالب، بستری فراهم کنند تا چهرۀ واقعی این‌فرقۀ ضاله، عالمانه شناسایی شود و اساس تفکر وهابیت برای سایر اندیشمندان روشن گردد.